در جستوجوی نیمهی پنهان خویش حاصل سفری است بیستوپنج ساله که در آن مولف به این دریافت میرسد که مغز همیشه در جهان است، در بدن، در رابطه، در تاریخ، در هنر، در تماسی که ما با دیگری داریم - ایشان این مسیر را «پدیدارشناسی نورولوژیک» مینامد.
فصول این کتاب، همچون گرههای یک زیستنامهی اندیشگانی پیش میروند:
از لحظات شکلگیری هویت علمی و حرفهای؛ تا فیلسوفان، هنرمندان و نویسندگانی که چشمان او را به ابعاد دیگری از آگاهی گشودند؛ و تا روایتهایی از کنار بستر بیماران - جایی که اختلالات نورولوژیک نه صرفا به عنوان پاتولوژی، بلکه همچون رخدادهای انسانی تمامقد در کنار ادبیات، نقاشی، تئاتر، موسیقی و سینما فراخوانده شدهاند.