کتاب مرگ دوباره دیروز نوشته عاطفه ظرافت کار اثری است که نشر ناودون آن را منتشر کرده است و لیدا سلیمی بحری ویراستاری آن را برعهده داشته است. این کتاب در حجمی کم و فشرده داستانی پر از تعلیق، خاطره و روانکاوی روابط عاطفی را روایت کرده است؛ روایتی که از یک صبح معمولی و آرام در خانهی کلر و دانیل شروع میشود و خیلی زود با خبر قتل مردی به نام لیام ادوارد همهچیز را زیرورو میکند. فضای داستان در خانهها، گالریهای هنری، کافهها و اتاقهای مشاوره شکل گرفته است و مدام بین اکنون و گذشته، بین صحنههای بازجویی پلیس و فلشبکهای عاطفی جابهجا شده است. در این میان رابطهی مثلثی و پیچیدهی کلر، لیام و دانیل بهتدریج لایهبهلایه باز میشود و خواننده با گذشتهی زخمی کلر، آشنایی او با لیام، ورود دانیل به زندگیاش و درنهایت اتهام قتل که متوجه دانیل میشود روبهرو میشود. کتاب مرگ دوباره دیروز بیش از آنکه فقط یک معمای جنایی باشد به ذهن خسته، حافظهی لرزان، عشقهای ناایمن و مرز باریک میان واقعیت و توهم پرداخته است. نسخهی الکترونیکی این اثر را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید. درباره کتاب مرگ دوباره دیروز کتاب مرگ دوباره دیروز با تمرکز بر شخصیت کلر، زنی نقاش با گذشتهای پر از خشونت خانگی و تنهایی، داستان خود را پیش میبرد. عاطفه ظرافت کار در این کتاب از همان صفحات آغازین فضای یک زندگی آرام و تکراری را نشان داده است؛ صبحی با بوی قهوه و نان تست، گفتوگوی کوتاه کلر و دانیل و برنامهی قابل پیشبینی روز. با پخش خبر قتل لیام ادوارد از تلویزیون این نظم ظاهری فرو میریزد. پلیس به خانه میآید، نام لیام دوباره در زندگی کلر زنده میشود و خواننده کمکم میفهمد که لیام فقط یک آشنای قدیمی نیست، بلکه مردی است که زمانی نزدیکترین آدم زندگی کلر بوده است. ساختار کتاب بر پایهی رفتوبرگشتهای زمانی بنا شده است؛ صحنههای بازجویی پلیس، گفتوگوهای کلر و دانیل و همزمان فلشبکهایی به دوران نوجوانی کلر، رابطهاش با مادرش آدلاین، خشونت ناپدری، کشف وسایل نقاشی مادر و شکلگیری زبان تصویری او. در میانهی این لایهها آشنایی تدریجی کلر و لیام در گالریها، کافهها و جلسات کتابخوانی روایت شده است؛ جایی که لیام بهعنوان دانشجوی روانشناسی و ناظر دقیق روح آدمها وارد زندگی کلر میشود. در ادامهی کتاب عاطفه ظرافت کار نشان داده است که ذهن کلر چطور شروع به لغزش میکند؛ صداهایی که فقط او میشنود، کارهایی که مطمئن است انجام داده اما دیگران انکار میکنند، فایل صوتیای که ضبط کرده و بعد ناپدید شده است. مراجعهی او به رواندرمانگر، نسخهی داروها و توضیح دکتر دربارهی سازوکار دفاعی مغز بعد دیگری به داستان میدهد. در خط زمانی اکنون پلیس دانیل را بهعنوان مظنون اصلی قتل تحت فشار قرار داده است. کتاب در چند بخش و صحنهی متمایز پیش رفته است؛ صبح قتل و ورود پلیس، فلشبکهای کودکی کلر، آشنایی و اوج رابطهی او با لیام، ورود دانیل و شکلگیری زندگی مشترک، جلسات مشاوره و درنهایت تشدید بازجوییها و بازداشت دانیل. این جابهجایی مداوم بین گذشته و حال، بین درون ذهن کلر و بیرون فضای کتاب را پرتنش و چندلایه کرده است. خلاصه داستان مرگ دوباره دیروز هشدار: این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند! داستان مرگ دوباره دیروز از صبحی آرام در خانهی کلر و دانیل شروع میشود؛ زوجی که زندگیشان با ریتمی ثابت و امن جلو میرود؛ قهوه، روزنامه، بوسهی خداحافظی و نقاشی. اما اینبار ساعت هشت صبح بهجای گزارش هواشناسی، خبر قتل مردی به نام لیام ادوارد روی صفحهی تلویزیون ظاهر میشود. نام لیام مثل ضربهای ناگهانی کلر را به گذشته پرتاب میکند؛ گذشتهای که سالها تلاش کرده است آن را دفن کند. کمی بعد دو کارآگاه به خانه میآیند و از رابطهی قدیمی کلر و لیام، درگیری لفظی دانیل با لیام در یک گالری هنری و تهدیدی که دانیل در جمع به زبان آورده بوده سوال میپرسند. از همینجا سایهی سوءظن روی زندگی آرام این زوج میافتد. کتاب در لایهی دیگر به عقب برمیگردد و کودکی کلر را نشان میدهد؛ خانهای پر از فریاد، ناپدری خشن، مادری خسته و افسرده، دختربچهای که در کمد پنهان میشود و با عروسک رنگورورفتهاش حرف میزند. کشف صندوق وسایل نقاشی مادر در اتاق زیرشیروانی و جملهای که پشت عکس آدلاین نوشته شده است نقاشی را برای کلر به زبانی دوم تبدیل میکند؛ زبانی برای فریادهایی که نمیتواند بگوید. او آدمهای بدون چهره میکشد، کتابخانهی مدرسه را پناه خود میداند و یاد میگیرد با لبخندهای ساختگی درد را پنهان کند. سالها بعد در یک گالری لیام برای اولینبار سراغ تابلوی او میآید؛ زنی بیلب و بیدهان با چشمهایی خیره. لیام با چند