1. خانه
  2. /
  3. کتاب همه راه های خداحافظی

کتاب همه راه های خداحافظی

3.1 از 1 رأی

کتاب همه راه های خداحافظی

All the Ways We Said Goodbye
٪15
1100000
935000
معرفی کتاب همه راه های خداحافظی
«همه راه های خداحافظی» رمانی تاریخی و معمایی از بئاتریس ویلیامز، کارن وایت و لورن ویلیگ است که سه دوره‌ی پرتلاطم از قرن بیستم را از خلال سرگذشت سه زن به هم پیوند می‌زند: جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم و دهه‌ی ۱۹۶۰، زمانی که زخم‌های جنگ هنوز در حافظه‌ی بازماندگان زنده است. هتل ریتز در پاریس، مرکز نمادین این روایت‌هاست؛ مکانی که در ظاهر به تجمل، شکوه و معاشرت‌های اشرافی تعلق دارد، اما در بطن رمان به مخزن رازها، خیانت‌ها، عشق‌های نیمه‌تمام و مقاومت‌های پنهان بدل می‌شود. نویسندگان به جای تمرکز بر تاریخ رسمی جنگ‌ها، به لایه‌های خصوصی‌تر تاریخ نزدیک می‌شوند؛ به زنانی که نامشان معمولا در حاشیه‌ی وقایع بزرگ باقی می‌ماند، اما تصمیم‌هایشان مسیر زندگی دیگران را تغییر می‌دهد. رمان از سه خط زمانی جداگانه شکل می‌گیرد. در سال ۱۹۱۴، اورلی در منطقه‌ی پیکاردی فرانسه با پیشروی ارتش آلمان روبه‌رو می‌شود و می‌کوشد از میراث خانوادگی خود محافظت کند. موقعیت او پیچیده است، زیرا اشرافیت برایش هم امتیاز می‌آورد و هم قید؛ از یک سو نام خانوادگی و مالکیت، به او جایگاهی اجتماعی می‌دهد، از سوی دیگر همین جایگاه او را در معرض فشار، تهدید و معامله قرار می‌دهد. در سال ۱۹۴۲، دیزی در پاریس اشغال‌شده زندگی می‌کند؛ زنی که ظاهر زندگی‌اش با امنیت و رفاه گره خورده، اما در واقع زیر سایه‌ی همسری قرار دارد که با نیروهای اشغالگر همکاری می‌کند. او با پیوستن مخفیانه به مقاومت، هویت ظاهری خود را به پوششی برای کنشی خطرناک تبدیل می‌کند. در سال ۱۹۶۴، ببز، بیوه‌ای انگلیسی، پس از مرگ همسرش با گذشته‌ای روبه‌رو می‌شود که از او پنهان مانده است. سفر او به پاریس و هتل ریتز برای کشف حقیقت درباره زنی به نام لا فلور، به سفری درون حافظه، فقدان و خیانت تبدیل می‌شود. ساختار رمان بر رفت‌وآمد مداوم میان این سه روایت استوار است. زمان در این اثر خطی و آرام پیش نمی‌رود، بلکه مانند حافظه، تکه‌تکه، بازگشتی و گاه ناتمام ظاهر می‌شود. هر فصل بخشی از گذشته را روشن می‌کند، اما هم‌زمان پرسشی تازه می‌سازد. همین شیوه باعث می‌شود خواننده حقیقت را نه به صورت گزارشی آماده، بلکه همچون معمایی تدریجی تجربه کند. هتل ریتز در این میان نقش یک زمان‌مکان فشرده را دارد؛ جایی که گذشته‌های متفاوت در آن رسوب کرده‌اند و هر اتاق، راهرو و ملاقات، نشانی از چیزی پنهان در خود دارد. این مکان ثابت، میان روایت‌های پراکنده پیوند برقرار می‌کند و نشان می‌دهد تاریخ فقط در اسناد رسمی یا میدان‌های نبرد باقی نمی‌ماند، بلکه در فضاهای زیسته، اشیای معمولی و سکوت‌های خانوادگی نیز ادامه پیدا می‌کند. از نظر مضمونی، رمان بیش از هر چیز درباره حافظه و شیوه‌های پنهان بقاست. پنهان‌کاری در زندگی این سه زن صرفا نشانه‌ی فریب یا ضعف نیست؛ گاهی تنها امکانی است که برای حفظ جان، عشق، وفاداری یا حقیقت باقی می‌ماند. دیزی با جعل اسناد و فعالیت زیرزمینی، علیه تصویری که جامعه از او ساخته می‌ایستد. اورلی برای حفاظت از میراث و نزدیکانش، ناچار است میان غرور، ترس و مصلحت حرکت کند. ببز نیز در دهه‌ی شصت با نوعی پنهان‌کاری پسینی مواجه است؛ او قربانی سکوتی است که دیگران به نام محافظت یا ضرورت بر زندگی‌اش تحمیل کرده‌اند. جست‌وجوی او نشان می‌دهد که حقیقت، حتی وقتی دیر آشکار می‌شود، می‌تواند جایگاه فرد را نسبت به گذشته تغییر دهد. اهمیت «همه راه های خداحافظی» در این است که جنگ را فقط به عنوان حادثه‌ای نظامی تصویر نمی‌کند، بلکه آن را نیرویی می‌داند که روابط انسانی را از درون تغییر می‌دهد. عشق در چنین جهانی ساده و پاکیزه باقی نمی‌ماند؛ با ترس، وظیفه، دروغ و فداکاری آمیخته می‌شود. وفاداری نیز معنایی ثابت ندارد: گاهی وفاداری به یک کشور، با خیانت به خانواده همراه است؛ گاهی وفاداری به یک عشق، نیازمند پنهان کردن آن از جهان است. رمان نشان می‌دهد که گذشته هرگز کاملا تمام نمی‌شود؛ تنها شکل عوض می‌کند و در نسل‌های بعدی، در پرسش‌های بی‌پاسخ، عکس‌های قدیمی و نام‌هایی که ناگهان پیدا می‌شوند، دوباره سر بلند می‌کند. بعضی خداحافظی‌ها در ایستگاه قطار گفته می‌شوند، بعضی پشت درهای بسته‌ی هتل، و بعضی سال‌ها بعد، وقتی کسی جرئت می‌کند نامی فراموش‌شده را با صدای بلند بخواند.
درباره بئاتریز ویلیامز
درباره بئاتریز ویلیامز
بئاتریز ویلیامز فارغ التحصیل دانشگاه استنفورد و دارای مدرک MBA از کلمبیا است. او یک نویسنده پرفروش در ایالات متحده امروز و نیویورک تایمز ازA Hundred Summers، زندگی مخفی بنفشه، در کنار دریای بی نهایت، عصر خاص و همسران تابستانی است.
قسمت هایی از کتاب همه راه های خداحافظی

هر شب در خواب چهره‌ ات را می‌بینم، انگار دوباره کنارم هستی، در پاریس، جایی که عشق را میان ویرانی ‌های بی ‌شمار یافتیم،وقتی به من گفتی قوها فقط یک جفت در طول دوران زندگی‌ شان انتخاب می ‌کنند. قولی را که به هم دادیم به یاد داری؟ این‌که اگر هر دوی ‌مان زنده بودیم در هتل ریتز یکدیگر را ملاقات کنیم.پس عزیزم، این کریسمس برای دیدنم به ریتز بیا. تا سال نو برای دیدنت در ریتز صبر می‌ کنم و اگر نیامدی به این معنی است که زندگی جدیدی آغاز کرده‌ ای و من بخشی از آن زندگی نیستم.دیگر برایت نامه نخواهم نوشت. تنها امیدم این است که من و مدت کوتاهی را که با یکدیگر گذراندیم از یاد نبری و بدانی همیشه دوستت خواهم داشت. همیشه. فلور.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب همه راه های خداحافظی" ثبت می‌کند