فرمانده از بالای بام لبخند مغرورانه ای می زند و می گوید: «فردا به پایتخت می بریمش، او پیشکشی شایسته برای سرورم کوروش بزرگ است.» و دوباره زیر لب خطاب به سردستهٔ سربازان می گوید: «تا دیگر کسی جرئت گستاخی و رویارویی با سربازان ما نداشته باشد.» و حالا پانته آ تنها و بی پناه، اسیر سربازان هخامنشی است...
پانته آ ترکیبی از تاریخ و داستانی عاشقانه اس به نظرمن وجود شخصیت کوروش کتاب رو جذاب کرده و ارزش خوندن داره
از اونجایی که تا به حال رمانی که کوروش کبیر جزو شخصیت هاش باشه نخونده بودم و در کل به قهرمانان باستانیمون کم لطفی شده، خوندن این کتاب خیلی به دل من نشست و دلم نمیخواست تموم بشه اما واقعا متن جای ویراستاری یا بازنویسی داشت که همونطور که خود نویسنده تو مقدمه اشاره کردن بیشتر به درد فیلمنامه میخورد و در اون سطح بود و من هم به همون چشم خوندمش. در کل زبان خوبی داشت اما حیفه کاش یه رمان منسجم تر، طولانیتر و "داستانی"تری میشد چون پتانسیل داشت.
من کتاب پانته آ میخوام از قبل از کوروش به دنیا بیاد
کتاب پانته آ واقعا کتاب سطح پایینی هست