«همسرایان خاموش» نخستین رمان طارق طوفان، نویسندهی ترک، از همان آغاز جایگاه ویژهای در ادبیات معاصر ترکیه پیدا کرد. عنوان اصلی کتاب که بهمعنای «همسرایی کودکان لکنتدار» است، از همان صفحهی نخست نشانهای از فضای کتاب میدهد: مجموعهای از صداهایی که هرکدام حرفی برای گفتن دارند اما در بیانش گیر میکنند. طارق طوفان که خود سالها با فضای رادیو آشنایی داشته، در این اثر تجربهای نزدیک به زندگی شخصیاش را دستمایهی نوشتن قرار داده و رمانی خلق کرده که بیشتر از آنکه پیرنگی مشخص را دنبال کند، به بازتاب حالوهوای یک نسل میپردازد. راوی داستان جوانی است که شبها پشت میکروفن یک برنامهی رادیویی مینشیند و ساعتهای طولانی تا سپیدهدم را با کلمات پر میکند. از دل همین شبنشینیهای رادیویی است که صداهای دیگر هم راه خود را به کتاب باز میکنند؛ زنان تنها، کودکانی که زودتر از موعد وارد دنیای کار شدهاند، عاشقانی که در رسیدن به خواستههایشان ناکام ماندهاند و آدمهایی که هرکدام گوشهای از یک شهر بزرگ را زندگی میکنند. طارق طوفان این چهرهها را نه بهشکل داستانکهای جداگانه، بلکه بهصورت پارههایی از یک تجربهی مشترک کنار هم میگذارد و خواننده را وامیدارد تا خودش این تکهها را در ذهنش کامل کند. مسیر روایت، حرکتی آرام و بدون شتاب دارد و بیشتر بر احساس و اندیشهی شخصیتها تکیه میکند تا بر رویدادهای پیاپی. آنچه کتاب را از یک رمان معمولی متمایز میکند، پیوند آن با فضای اجتماعی دههی ۱۹۹۰ استانبول است؛ نسلی که در آن سالها جوانی را پشت سر میگذاشت، با تنشهای دانشگاهی، فاصلههای طبقاتی و محدودیتهای اجتماعی روزگارش دستوپنجه نرم میکرد و همین زمینه در پسزمینهی داستان طارق طوفان دیده میشود. تنهایی، فاصلهی میان آرزو و واقعیت، اندیشیدن به مرگ و ناتوانی در تغییر مسیر زندگی از جمله موضوعاتیاند که در سراسر کتاب تکرار میشوند، بیآنکه نویسنده بخواهد پاسخ روشنی برایشان بیابد. «همسرایان خاموش» برای خوانندهای نوشته شده که دلش میخواهد داستانی را نه برای دنبالکردن یک ماجرا، بلکه برای همراهی با حالوهوای شخصیتهایش بخواند. کسانی که به رمانهای اجتماعی و درونگرا علاقه دارند و از فضای شهری، شبانه و کمی مالیخولیایی لذت میبرند، در این کتاب طارق طوفان چیزی آشنا پیدا میکنند.
درباره طارق طوفان
تاریک طوفان (متولد ۵ ژوئن ۱۹۷۳، استانبول) نویسنده و فیلمنامهنویس اهل ترکیه است.