کتاب فلسفه قهوه اثر جولیان باگینی و جیمز هافمن، نوشیدن قهوه را به تجربهای برای تأمل در زندگی و کشف معنای لحظههای روزمره تبدیل میکند. شاید در جهان فعلی، قهوه برای ما مادهای انرژیزا باشد، اما در فلسفهی ژاپنی، که کتاب حاضر از آن الهام گرفته است، نوشیدن قهوه فرصتی به ما میدهد تا دربارهی زندگی، احساسات خود و حسوحالمان تأمل کنیم و روح خود را به آرامش برسانیم.
فرهنگ قهوه، در واقع، بهترین نمونهای است که امروز برای یک فلسفهی زندگی روزمره در اختیار داریم؛ نوعی دین «اینجا و اکنون» که نه به خدایی نیاز دارد و نه به هیچ امر فراطبیعی. البته «آیین چای» و «قهوهگرایی» یکسان نیستند؛ دستکم نه بهطور کامل. زمانی که اوکاکورا اصول و مبانی آیین چای را شرح داد، در حقیقت به سنتی صورتبندی میبخشید که از پیش در فرهنگ ژاپن بهطور کامل شکل گرفته بود. اما قهوهگرایی هنوز از چنین مجموعهی منسجم و تثبیتشدهای از ارزشها و شیوههای زیستن برخوردار نیست. بااینحال، بذرهای قهوهگرایی را میتوان در آیینها، عادتها و رسوم نوشیدن قهوه یافت. این جریان، تجلی تازهای از فلسفهای کهن است؛ فلسفهای که هنوز در تاریکی، در جستوجوی کاملترین و راستینترین بیان خود گام برمیدارد. رشد فرهنگ قهوه در غرب، بازتاب اشتیاقی است که شاید بسیاری حتی از وجود آن در خود آگاه نباشند: اشتیاق به زندگیای که با خود در صلح باشد و از شتاب و کشمکش بیوقفهی جهان مدرن فاصله بگیرد.