وقتی کتاب «تاریخ مختصر اروپا» نوشتهی سایمون دیوید جنکینز را باز میکنید، با یک تلاش جسورانه برای خلاصهکردن بیش از دو هزار و پانصد سال فراز و نشیب یک قاره روبرو میشوید. جنکینز که سالها در مطبوعات بریتانیا قلم زده، این بار سرگذشت اروپا را نه مثل یک مورخ آکادمیک و خشک، بلکه مثل یک ناظر سیاسی هوشمند روایت میکند؛ روایتی که از آتنس پریکلس و آرمانهای دموکراسی باستان شروع میشود، از میان دالانهای تاریک قرون وسطی و ساختارهای فئودالی عبور میکند و تا مسکو و تصمیمهای ولادیمیر پوتین امتداد مییابد. نقطهی قوت کار او در این است که خط اصلی داستان را بر مدار «قدرت و سیاست» تنظیم کرده است. او بهجای غرقشدن در جزئیات ریز اقتصادی یا ارائهی فهرستهای طولانی از نامها، نشان داده که چگونه جابهجایی مرزها، رقابت شاهان و تلاش مداوم برای حفظ «موازنه قدرت» شالودهی اروپای امروز را ساخته است. در واقع خواننده از همان فصلهای نخستین متوجه میشود که فرهنگ اروپایی بر دو پایهی استوار شکل گرفته است: از یک سو اندیشه، فلسفه و هنر یونان باستان، و از سوی دیگر قانون، جهانداری و انضباط نظامی امپراتوری روم؛ دو مولفهای که حتی پس از سقوط روم در سال ۴۷۶ میلادی هم نابود نشدند و در قامت نهاد کلیسای کاتولیک به زندگی خود ادامه دادند. با گذر از باستان و ورود به دوره رنسانس، کتاب وارد تحلیل چگونگی خروج اروپا از پیلهی سنتی خود میشود و این دگرگونی را با دقت دنبال میکند. جنکینز نهتنها شکوفایی هنری فلورانس و سفرهای اکتشافی بزرگ را ترسیم میکند، بلکه روی تاریکتر این عصر یعنی جنگهای خونین مذهبی و اصلاحات پروتستانتیسم را هم عریان میسازد. او توضیح میدهد که چگونه کلیسا از تنها نهاد پیونددهندهی قاره به عاملی برای شکاف و درگیری تبدیل شد، اما همین کشمکشها در نهایت به پیدایش دولت-ملتهای مدرن انجامید. نکتهی جالب در روایت او، حضور همزمان فرهنگ و هنر در کنار شیپورهای جنگ است؛ یعنی همانقدر که به تصمیمات نظامی شارلمانی، ناپلئون یا بسمارک وزن داده میشود، به نقش شکسپیر، آکویناس و پیکاسو در شکلگیری «هویت جمعی اروپایی» هم اشاره میشود. نویسنده نشان میدهد که اروپا هیچگاه یک سرزمین یکپارچه و آرام نبوده، بلکه همواره میدان تلاطم، مهاجرتهای عظیم و اصطکاک میان قدرتهای رقیب فرانسوی، آلمانی، بریتانیایی و روسی بوده است. در نیمهی دوم کتاب «تاریخ مختصر اروپا» تمرکز بر روی دو قرن اخیر و بهویژه ویرانیهای قرن بیستم بیشتر میشود که شاید ملموسترین بخش روایت برای خوانندهی امروز باشد. جنکینز چگونگی سقوط قاره به ورطهی دو جنگ جهانی، برآمدن فاشیسم و فاجعهی نازیسم را بررسی میکند و سپس به دوران جنگ سرد و تقابل بلوک شرق و غرب میپردازد. او خردمندانه نشان میدهد که چگونه یک قارهی جنگزده و ویران، برای جلوگیری از تکرار خودکشیهای گذشته، به سمت ایده ی اتحادیهی اروپا حرکت کرد و با برپایی این نهاد تلاش کرد صلح را تثبیت کند. اما پایان داستان جنکینز یک جمعبندی بینقص و رویایی نیست؛ او به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، چالشهای برگزیت، خیزش دوبارهی ناسیونالیسم و بحرانهای اوکراین اشاره میکند تا یادآوری کند که تاریخ این قاره هیچگاه به پایان نمیرسد.
درباره سایمون جنکینز
سِر سایمون دیوید جنکینز (زادهٔ ۱۰ ژوئن ۱۹۴۳) نویسنده، ستوننویس روزنامه و سردبیر بریتانیایی است. او از سال ۱۹۷۶ تا ۱۹۷۸ سردبیر روزنامهٔ «ایونینگ استاندارد» و از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۲ سردبیر روزنامهٔ «تایمز» بود.