وقتی تاریخ کوتاه زوال منتشر شد عمدتا خوانندگان را به دو قطب تقسیم کرد. بسیاری آن را به عنوان اثری بیش از حد غم انگیز و بدبینانه، و به کلی فاقد هماهنگی با خوش بینی الزامی برای فرهنگ اروپایی پس از جنگ کنار می گذاشتند. دیگران دقیقا به همین دلایل کتاب را ستایش می کردند (موریس نادو در نقد و بررسی خود از کتاب اعلام کرد چوران «کسی است که مقدمات ظهورش را همۀ فیلسوفان خلأ و امر ابزورد فراهم کرده اند، منادی تمام عیار اخبار بد»).
تأثیر اولیۀ کتاب چوران را امروز نیز می توان با مطالعۀ تاریخ کوتاه زوال حس کرد. چوران همچون نیچه مصمم به افشای ریاکاری های وضعیت بشر است؛ اما برخلاف نیچه، چوران هرگز یک بار هم گریزگاهی، افق تازه ای یا حتی سخنان الهام بخشی فراپیش نمی نهد. بااین وجود شوری در نثر چوران هست که به رغم تمایل او به بدبینی و یأس منتقل می شود: «ما در زندگی استقامت به خرج می دهیم، چراکه متکی به هیچ چیز نیست، چراکه حتی سایه ای از استدلال ندارد.» «چگونه چاره ای برای وجود ابداع کنیم، چطور این معالجۀ بی پایان را به پایان برسانیم؟ و چگونه از متولدشدن شفا یابیم؟» نوعی وجد ناشی از بدترین چیز در نوشته های چوران وجود دارد که خود را در صداهای متعدد او تظاهر می بخشد: گاه فلسفی، گاه شاعرانه، گاهی سیاسی و همواره جدلی. تاریخ کوتاه زوال درعین حال هم اثری فلسفی است و هم نوعی سرود،شهادت نامۀ تعارض آمیز و ستیزه جویانۀ آن «بیهودگی شکوهمند» که همانا بشریت است.
امیل چوران (رومانیایی: Emil Cioran؛ زاده ۸ آوریل ۱۹۱۱ درگذشته ۲۰ ژوئن ۱۹۹۵) فیلسوف و جستارنویس اهل رومانی بود. تحصیلاتش را در دانشگاه بخارست آغاز کرد و همانجا بااوژن یونسکو و میرچا الیاده آشنا شد که به دوستی تا پایان عمر انجامید. در ۱۹۳۳ برای ادامه تحصیل به برلین رفت و در آن دوران بیشتر از فلاسفه ای چون نیچه، شوپنهاور، کییرکگور و کانت تأثیر گرفت.[نیازمند منبع] از او آثاری به زبان رومانیایی و فرانسوی به جا ماندهاست. در آثار او موضوعاتی چون نیهیلیسم، پوچی، مرگ و خودکشی، یاس، بدبینی، رنج و عذاب محوریت دارند. از آثار اولیهٔ او میتوان به "بر قلههای ناامیدی" اشاره کرد که به رومانیایی منتشر شد و بسیار مورد استقبال قرار گرفت. از اولین آثار او به زبان فرانسه با عنوان " تاریخچه مختصر زوال(۱۹۴۹) " جایزه معتبر Rivarol را در سال ۱۹۵۰ از آن خود کرد، اما چوران پس از آن از پذیرش هر جایزه ای، سر باز زد. با این حال از آن پس آثارش را فقط به زبان فرانسه منتشر کرد. او در دوران نوجوانی به مدت چند سال دچار بی خوابی و شدیداً تحت تأثیر مسئله مرگ بود که اولین اثرش "بر قلههای نا امیدی " را در اوج این تأثر نگاشت.