«قمار توسعه» اثری به قلم محمدعلی فردوسی است که با تکیه بر بیش از پنجاه ساعت گفتوگوی عمیق و سهساله با سید حسین مرعشی، کارنامه زیسته، تصمیمات مناقشهبرانگیز و تجربه مدیریت اجرایی او را در جایگاه استاندار پیشین کرمان و از چهرههای شاخص تکنوکراسی پس از انقلاب بررسی میکند تا پاسخی درخور پیش روی این پرسش بگذارد که چرا تحقق نوسازی و پیشبرد طرحهای عمرانی در ایران تا این پایه دشوار، فرساینده و مخاطرهآمیز است. فردوسی در این پژوهش با گذر از ستایشهای جانبدارانه یا تخریبهای خطی، کانون تأمل خود را بر تناقضی ریشهدار در فرهنگ عمومی و نظام حکمرانی متمرکز میسازد؛ زیستبومی که در آن پذیرش مسئولیت، تیغی دولبه و قماری تمامعیار به شمار میرود. جامعهای که از یکسو انفعال مدیران برای حفظ آبرو را به پای بیعرضگی مینویسد و از سوی دیگر، هرگونه گام نهادن در میدان عمل و ریسکپذیری اقتصادی را آماج برچسبزنی، سوءظن و اتهامافکنی قرار میدهد. مولف با بررسی فرهنگ سیاسی مسلط، پرده از تمایل ناصواب جامعه به ستایش «قهرمانان شکستخورده» برمیدارد؛ چهرههایی که با خطابههای آتشین و دستاویز قرار دادن موانع، تن دادن به بنبست را توجیه میکنند و در هالهای از حقبهجانبی فرو میروند، در حالی که عملگرایانی که با صبوری، انعطاف و پذیرش هزینهها چراغ ساختن را روشن نگه میدارند، زیر آوار نقدهای مخرب مدفون میشوند. کتاب در دو بخش هماهنگ شامل بازخوانی رخدادهای دیروز و واکاوی امروز، سیر تحول را از سالهای پرشور انقلاب، تکاپوهای جهادی، واقعه تلخ ترور علی فدایی و دگرگونی در نقشه قدرت کرمان پی میگیرد و با روایت مواجهه با اتهامات سنگین و فتوای مفسد دانستن استاندار، دوشنبههای مردمی برای پاسخگویی بیپرده و احیای هویت بومی در مرکز کرمانشناسی، نشان میدهد که چگونه عملگرایی اقتصادی جایگزین چپگرایی آرمانی دهه شصت گردید. نویسنده فرایند زایش نهادهای توسعهگرا نظیر شرکت هواپیمایی ماهان، استقرار سیرجان به عنوان نخستین منطقه ویژه تجاری، صنایع مس، فولاد و خودروسازی، شکوفایی پروژه هفتباغ در دل کویر و راهاندازی موسسه مولیالموحدین را بررسی میکند و کشمکشهای مداوم میان ضوابط شرع و قانون و مرزهای باریک رقابت حزبی در کارگزاران سازندگی و همراستایی فکری با هاشمی رفسنجانی را به بحث میگذارد. ارزش ماندگار این اثر در فصل «در حدیث دیگران» تجلی مییابد؛ جایی که با گشودن تریبون برای منتقدان، رقبای سیاسی و همراهانی چون محمدرضا باهنر، حمید میرزاده، محمدمهدی زاهدی، محسن جلالپور و سایر کارگزاران، روایتی چندصدایی، عادلانه و بیطرف از تاریخ شفاهی معاصر کرمان رقم میخورد تا هم دستاوردهای نوسازی و هم اصطکاکها و هزینههای ساختاری آن عیان شود. در نهایت، توسعه پایدار هرگز در خلأ یا با شعارهای انتزاعی زاده نمیشود، بلکه حاصل پیوند جسارت عملگرایانه با نهادسازی شجاعت اخلاقی در پذیرش بار سنگین بدنامیهای موقت است؛ اثری که اثبات مینماید سازندگی در این سرزمین، آزمونی بیپایان در کشاکش میان اراده تحولخواه انسان و امواج فرساینده مقاومتهای تاریخی است و قمار کردن بر سر آینده کشور، بهایی است که پیشگامان تغییر ناگزیر باید در دادگاه تاریخ بپردازند.