در ونیز، کنار کانالهایی که کشتیهای بزرگ از آنها میگذرند، بازرگانها بلند بلند جنسهایشان را معرفی میکنند: سفال مراکشی، ابریشم چینی، فلفل هندی. جوانی به نام مارکو هر روز به بندر میرود و تماشا میکند؛ میبیند بازرگانها چطور ارزان میخرند، گرانتر میفروشند و از همین راه پول درمیآورند. «بانک و پسانداز» نوشتهی سویانگ پارک کتابی مصور و آموزشی که برای کودکان نوشته شده، بهجای درسدادن خشک، ماجرای شکلگیری بانک را در قالب یک قصه روایت میکند و حول چند پرسش ساده میچرخد: بانک چه جور جایی است؟ مردم چرا پولشان را در بانک نگه میدارند و چرا برای قرض گرفتن هم سراغ آن میروند؟ بانکها چرا پول نگه میدارند و قرض میدهند و این کار برای آدمها چه فایدهای دارد؟ ایدهی مارکو ساده است. او میزی جلوی کانالهایی میگذارد که کشتیها از آن رد میشوند و کار صرافی را شروع میکند، یعنی پول یک کشور را با پول کشور دیگر عوض میکند. ارزش هر سکه را حساب میکند و کار بازرگانها راحتتر میشود. کتاب در کادری جدا توضیح میدهد که ایتالیاییها به چنین میزهایی «بانکو» میگفتند و واژهی «بانک» از همینجا آمده است. قصه کمکم جلوتر میرود. بازرگانها که به مارکو اعتماد کردهاند، پولشان را نزد او میگذارند و در برابر این نگهداری مبلغی به او میدهند. مارکو هم به آنها گواهی میدهد و هر کس با گواهیاش بیاید، تمام پول خودش را پس میگیرد. پس دیگر لازم نیست سکههای سنگین را اینطرف و آنطرف ببرند و حتی وقتی پول دستبهدست میشود، گواهی هم میتواند دستبهدست شود. بعد مارکو پولی را که پیشش مانده، به کسانی قرض میدهد که به آن نیاز دارند. مارکو کار و کوشش را ادامه میدهد و از درآمدش به آدمهای گرفتار کمک میکند، از هنرمندان و دانشمندان پشتیبانی میکند و مدرسه و موزه میسازد. مردم هم به او احترام میگذارند. حرف اصلی روایت این است که پول وقتی عاقلانه و جای درست خرج شود برای همه خوشی میآورد، و برای رشد تولید، علم، ادبیات و هنر باید پول در گردش باشد. کتاب بعد از قصه، پلی میان دیروز و امروز میزند: بانکهای امروزی هم کسانی را که میخواهند پولشان را جایی نگه دارند با کسانی که قرض میخواهند به هم میرسانند. کتاب «بانک و پسانداز» به بخشهایی توضیحی میرسد که حرفهای داستان را به زندگی روزمرهی بچهها نزدیک میکند. در این بخشها آمده که پسانداز یعنی با دقت خرج کردن و کنار گذاشتن بخشی از پول، و بانک میتواند کمک کند آدم پولش را بیهوده خرج نکند و از بهرهی بانکی هم سود ببرد. درآمد و هزینه با مثال توضیح داده میشود: حقوق، سود مغازه و کارخانه، کشاورزی، اجارهی خانه و بهرهی بانکی از یک سو، و غذا، پوشاک، رفتوآمد، آموزش و درمان از سوی دیگر. توصیهی کتاب این است که اول بخشی از درآمد کنار گذاشته شود، بعد بودجهای تنظیم شود و پول فقط خرج چیزهای لازم شود. در ادامه نوبت کار عملی میرسد: برای باز کردن حساب بانکی چه مدارکی لازم است (مدرک شناسایی، نشانی و شمارهی تلفن همراه)، چرا کسی که زیر ۱۸ سال دارد باید همراه پدر و مادرش به شعبه برود، و اینکه در بانک باید شماره گرفت، منتظر نوبت ماند و بعد برای دفترچهی بانکی درخواست داد.
درباره پارک سویونگ
پارک سویونگ در دانشگاه در رشته رسانه تحصیل کرد. او برنده جایزه داستان اصلی و جایزه رمان نوجوانان چانگبی ایکس کاکائوپیج است. او نویسنده دو گانه «گلوله برفی» است.