وقتی اقتصاددانی میگوید فلان سیاست به کاهش بیکاری میانجامد یا فلان رفتار با منطق مطلوبیت توضیحپذیر است، این «توضیح» دقیقا بر چه پایهای ایستاده است؟ «روششناسی علم اقتصاد» نوشتهی مارک بلاگ بهجای آنکه بگوید اقتصاد چگونه کار میکند، از خود اقتصاددانان میپرسد چگونه نظریه میسازند، چگونه آن را عرضه میکنند و با چه معیاری میتوان دربارهی اعتبارش داوری کرد. بلاگ اقتصاد را تنها مجموعهای از مدلها و فرمولها نمیبیند. برای او اقتصاد فعالیتی علمی است و هر فعالیت علمی باید دربارهی شیوهی استدلال، آزمودن فرضیهها و نسبت میان نظریه و واقعیت تجربی پاسخگو باشد. مهمترین گرهی بحث در بخش روش علمی باز میشود. بلاگ بررسی میکند که اقتصاددانان از فرضیهها و مدلهای نظری چگونه به نتیجه میرسند و سپس چطور این نتیجهها را با دادهها و شواهد میسنجند. دغدغهی او این است که نظریههای اقتصادی واقعا در معرض آزمون قرار میگیرند یا گاهی پس از دیدن نتیجه، توضیحی برای نجات نظریه ساخته میشود. از همین رو مفاهیمی مانند ابطالپذیری، آزمون تجربی، پیشبینی و تبیین در سراسر کتاب حضور دارند. بلاگ در این بحث به سنت فلسفهی علم و بهویژه آرای کارل پوپر نزدیک است و میپرسد یک نظریهی اقتصادی تا چه اندازه باید امکان رد شدن را برای خود باز بگذارد. خواننده در این بخش میبیند که پرسشهایی که در فلسفهی علم دربارهی فیزیک یا زیستشناسی مطرح میشود، دربارهی اقتصاد هم مطرحشدنی است و پاسخدادن به آنها ساده نیست. کتاب روششناسی را از تاریخ اندیشهی اقتصادی جدا نمیکند. برای روشنکردن اختلاف مکتبها، نویسنده سراغ اقتصاددانان کلاسیک، نئوکلاسیک و کینزی میرود و نشان میدهد هر جریان دربارهی روش تحقیق، نقش فرضها و جایگاه شواهد تجربی چه موضعی داشته است. یکی از شناختهشدهترین بحثهای اثر به واقعگرایی فرضها مربوط است: آیا برای داوری دربارهی یک نظریه باید انتظار داشت فرضهایش با واقعیت منطبق باشد، یا قدرت توضیح و پیشبینی مهمتر است؟ در همین بحث موضع میلتون فریدمن در روششناسی اقتصاد هم بررسی میشود. وقتی رفتار انسان با عقلانیت، مطلوبیت، انتخاب، انگیزه و حداکثرسازی توضیح داده میشود، این مفاهیم تا کجا بازتاب رفتار واقعیاند و تا کجا سادهسازیایاند که برای ساختن مدل لازم است؟ چنین پرسشهایی بحث را از سطح فنی اقتصاد بیرون میبرند و به مسئلههایی دربارهی تبیین، نظریه، واقعیت و شناخت علمی میرسانند. «روششناسی علم اقتصاد» را باید کتابی دربارهی شیوهی اندیشیدن اقتصاددانان خواند. لحن آن تحلیلی و استدلالی است و از خواننده انتظار دارد با نظریههای اقتصادی و بحثهای فکری پیرامون آنها آشنایی اولیه داشته باشد. مارک بلاگ با کنار هم گذاشتن تاریخ اندیشهی اقتصادی، فلسفهی علم، شیوههای آزمودن نظریهها و نمونههایی از اختلاف مکتبها، پرسشی بنیادین را پیش میکشد: آیا روشهایی که اقتصاددانان برای شناخت پدیدههای اقتصادی به کار میبرند از نظر علمی قابل دفاعاند؟