1. خانه
  2. /
  3. کتاب سریر خون

کتاب سریر خون

4 از 1 رأی

کتاب سریر خون

Throne of blood
انتشارات: نشر نی
٪10
570000
513000
معرفی کتاب سریر خون
«سریر خون» فیلم‌نامه‌ای است که آکیرا کوروساوا همراه با هیدئو اوگونی، شینوبو هاشیموتو و ریوزو کیکوشیما بر پایهٔ «مکبث» شکسپیر نوشت و در ۱۹۵۷ به فیلم درآورد. عنوان ژاپنی اثر، Kumonosu-jō، معنایی نزدیک به «قلعهٔ تار عنکبوت» دارد و همین نام از نخستین تفاوت‌های مهم با متن شکسپیر خبر می‌دهد: کوروساوا «مکبث» را صرفا به ژاپنی ترجمه نمی‌کند، بلکه ساختمان تراژدی را به جهانی سامورایی انتقال می‌دهد و زبان نمایشی آن را نیز با سنت ژاپنی، به‌ویژه تئاتر نو، از نو می‌سازد. در متن اصلی حتی یک سطر از دیالوگ‌های شکسپیر مستقیما حفظ نشده است. واشیزو، جنگجویی که پس از نبرد همراه با میکی از جنگل بازمی‌گردد، در مه راه خود را گم می‌کند و با موجودی رازآمیز روبه‌رو می‌شود که آینده‌ای متفاوت برای هر دو پیش‌بینی می‌کند. وقتی بخشی از پیشگویی تحقق می‌یابد، چیزی که ابتدا می‌توانست یک احتمال باقی بماند به نیرویی برای تفسیر همهٔ اتفاقات بعدی تبدیل می‌شود. آساجی، همسر واشیزو، نیز این امکان را به زبان قدرت و ضرورت ترجمه می‌کند. از این نقطه، فیلم‌نامه پرسش اصلی «مکبث» را با شدتی تازه مطرح می‌کند: آیا پیشگویی سرنوشت را اعلام می‌کند یا میل انسان به تحقق آن، سرنوشت را می‌سازد؟ کوروساوا و همکارانش بخش بزرگی از روان‌شناسی کلامی شکسپیر را حذف می‌کنند. در «مکبث» تردید، هراس و میل به قدرت در تک‌گویی‌ها و استعاره‌های پیچیده آشکار می‌شوند؛ در «سریر خون» این وظیفه بیشتر به حرکت، سکوت، فضا و رفتار سپرده شده است. آساجی با سکون تقریبا غیرانسانی، واشیزو با حرکات عصبی و انفجاری، و قلعه و جنگل با هندسه و مه خود چیزی را بیان می‌کنند که در نمایشنامهٔ شکسپیر اغلب در زبان جریان دارد. این انتخاب عمیقا از زیبایی‌شناسی تئاتر نو می‌آید؛ کوروساوا حتی حالت چهره و شیوهٔ حرکت بازیگران را به صورت‌های قراردادی ماسک‌های نو نزدیک می‌کند. به همین دلیل، طبیعت در «سریر خون» پس‌زمینهٔ بی‌طرف رخدادها نیست. مه دید را محدود می‌کند، جنگل جهت‌ها را به هم می‌زند و فضای خالی قلعه بر آدم‌هایی فشار می‌آورد که تصور می‌کنند اراده‌شان مسیر تاریخ را تعیین می‌کند. استفن پرینس این انتقال عاطفه از روان‌شناسی فردی به منظره، آب‌وهوا و طراحی فضا را یکی از تفاوت‌های بنیادی اقتباس کوروساوا با شکسپیر می‌داند. قدرت اصلی فیلم‌نامه در همین استقلال از منبع است. «سریر خون» می‌توانست به بازسازی ژاپنی «مکبث» تبدیل شود، اما از جهان شکسپیر فقط اسکلت روایی و کشمکش بنیادی قدرت را می‌گیرد و آن‌ها را در سنتی نمایشی با منطق متفاوت قرار می‌دهد. بهای این انتخاب نیز روشن است: پیچیدگی زبانی و بخشی از فردیت روان‌شناختی شخصیت‌های شکسپیر کاهش می‌یابد و شخصیت‌ها گاه به صورت‌هایی فشرده‌تر و آیینی‌تر نزدیک می‌شوند. اما این حذف، خلأ باقی نمی‌گذارد؛ تصویر، سکوت و ریتم جای زبان را می‌گیرند. «سریر خون» از این جهت نمونه‌ای مهم از اقتباس ادبی است: وفاداری آن نه در حفظ کلمات، بلکه در یافتن معادلی تازه برای نیروی تراژدی است. جهانی که می‌سازد از همان آغاز می‌داند میل به قدرت چگونه می‌تواند انسان را وادارد آنچه را هنوز فقط یک امکان است، به صورت سرنوشتی گریزناپذیر ببیند.
درباره آکیرا کوروساوا
درباره آکیرا کوروساوا
آکیرا کوروساوا[یادداشت 1] (به ژاپنی: 黒澤 明، هپبورن: Kurosawa Akira، 23 مارس 1910 - 6 سپتامبر 1998) فیلمساز و نقاش ژاپنی بود که سی فیلم را در حرفه ای بیش از پنج دهه کارگردانی کرد. او را یکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین فیلمسازان تاریخ سینما می دانند. کوروساوا سبکی جسورانه و پویا را به نمایش گذاشت که به شدت تحت تأثیر سینمای غربی بود و در عین حال متمایز از آن بود. او با تمام جنبه های تولید فیلم درگیر بود.کوروساوا در سال 1936 پس از مدت کوتاهی به عنوان نقاش وارد صنعت سینمای ژاپن شد. او پس از سال‌ها کار بر روی فیلم‌های متعدد به‌عنوان دستیار کارگردان و فیلمنامه‌نویس، اولین کارگردانی خود را در طول جنگ جهانی دوم با فیلم اکشن محبوب Sanshiro Sugata (1943) انجام داد. پس از جنگ، فیلم «فرشته مست» (1948) که مورد تحسین منتقدان قرار گرفت، که در آن کوروساوا بازیگر کمتر شناخته شده آن زمان توشیرو میفونه را در نقش اصلی انتخاب کرد، شهرت کارگردان را به عنوان یکی از مهم ترین فیلمسازان جوان ژاپن تثبیت کرد. این دو مرد در پانزده فیلم دیگر با یکدیگر همکاری کردند.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب سریر خون" ثبت می‌کند