طراحی سیاست برای تضمین عملکرد خوب اقتصاد ملی هم در گرو درک جامعی از رفتار اقتصادهای منطقهای است که بخشی از اقتصاد ملی را شکل میدهند و هم وابسته به صورتبندی سیاستهایی برای هر منطقه بر پایهٔ همین درک. روششناسیهای متعارف علم اقتصاد نئوکلاسیکی یا مارکسیستی به این کار نمیآیند. باید مناطق را واحد اساسی تحلیل در نظر گرفت و جوامع آنها را در محل مطالعه کرد و معین ساخت که بازیگران اصلی چه کسانی هستند، اهدافشان چیست و برای تحقق آن اهداف چه میکنند تا بتوان برمبنای آن مشاهدات الگوهای تبیینی برساخت. این کتاب مجموعهٔ کاملی از نظریههای اصلی توسعهٔ منطقهای را معرفی میکند و به تحلیل نقادانهٔ آن میپردازد. نظریههای توسعهٔ منطقهای میتواند به شناخت اندیشهٔ توسعهٔ اقتصادی و ارتباط آن با توسعهٔ منطقهای کمک کند.
بنجامین هیگینز (۱۹۱۲–۲۰۰۱) اقتصاددان کاناداییِ حوزه توسعه بود که بهویژه به خاطر فعالیتهایش در اندونزی و پژوهش درباره این کشور در دهه ۱۹۵۰ شهرت داشت. شاید مهمترین دستاورد عملی او، نقشش در تدوین نخستین برنامه پنجساله اندونزی (۱۹۵۶–۱۹۶۰) بود و تأثیرگذارترین دستاورد علمیاش نیز کتاب درسی «توسعه اقتصادی» (Economic Development) محسوب میشود که یکی از نخستین آثار در این حوزه به شمار میرود او پس از دریافت مدرک در رشتههای اقتصاد و علوم سیاسی از دانشگاه وسترن انتاریو، برای گذراندن دوره کارشناسی ارشد اقتصاد راهی مدرسه اقتصاد لندن (LSE) شد. در آنجا بود که با بسیاری از اقتصاددانان برجسته، از جمله فریدریش هایک، جان هیکس، نیکلاس کالدور و پل روزنشتاین-رودان آشنا شد. پس از پایان دوره حضور در LSE، برای گذراندن دوره دکترا زیر نظر الوین هنسن به دانشگاه مینهسوتا رفت. او در دوران جنگ جهانی دوم در چندین نهاد دولتی ایالات متحده فعالیت کرد و تجربیات عملی در زمینه برنامهریزی و سرمایهگذاری عمومی اندوخت؛ سپس به همکاری با دانشگاه مکگیل و سازمان بینالمللی کار (ILO) پرداخت. نخستین کتاب او با عنوان «سرمایهگذاری عمومی و اشتغال کامل» (Public Investment and Full Employment) حاصل همین دوران بود و بازتابدهنده نظریه کینزی و تجربیات عملی او در زمینه برنامهریزی.