تحولات اجتماعی، فرهنگی و فناورانه قرن بیست و یکم نیز ضرورت حرکت به سوی یادگیری فعال را بیشتر آشکار کرده است. جهان امروز به سرعت در حال تغییر است و مهارتهایی مانند تفکر نقادانه، خلاقیت، حل مسئله و توانایی همکاری گروهی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. در چنین شرایطی، رویکردهای آموزشی که تنها بر حفظکردن مطالب و بازتولید دانش تأکید دارند، نمیتوانند پاسخگوی نیازهای نسل جدید باشند. یادگیری فعال به دلیل ماهیت خود که بر تجربه مستقیم، تعامل اجتماعی و ساخت دانش توسط خود یادگیرنده استوار است، بستری مناسب برای پرورش چنین مهارتهایی فراهم میآورد.
البته یادگیری فعال صرفا یک مجموعه تکنیک یا روش تدریس نیست بلکه نگرشی بنیادین به ماهیت یادگیری و نقش معلم و دانشآموز در این فرآیند است. این رویکرد بر مبنای نظریههای مهم یادگیری همچون سازندهگرایی، یادگیری تجربی و یادگیری اجتماعی شکل گرفته است. بر اساس این نظریهها، دانش صرفا منتقل نمیشود بلکه توسط یادگیرنده در تعامل با محیط و دیگران ساخته میشود. در نتیجه، معلم دیگر تنها نقش انتقالدهنده اطلاعات را ندارد بلکه به عنوان تسهیلگر و هدایتگر فرآیند یادگیری عمل میکند.