صمد بهرنگی، نویسنده، محقق و معلم نامآشنای ادبیات کودک و نوجوان ایران، با داستانهای ساده اما پر معنا و آموزنده اش، جایگاه ویژهای در دل کودکان و نوجوانان ایرانی دارد. کتاب قصههای صمد بهرنگی مجموعهای از بهترین داستانهای این نویسنده است که برای کودکان و نوجوانان نوشته شده است. جلد دوم شامل ۱۱ داستان کوتاه است که عناوین انها عبارتند از: «سرگذشت دومرول دیوانهسر»، «افسانهٔ محبت»، «کوراوغلو و کچل حمزه»، «کچل کفترباز»، «تلخون»، «بینام»، «عادت»، «پوست نارنج»، «ادی و بودی»، «بهدنبال فلک» و «موش گرسنه». صمد بهرنگی، نویسنده، معلم، محقق و منتقد اجتماعی، یکی از چهرههای شاخص ادبیات کودک و نوجوان ایران است.صمد بهرنگی در سال ۱۳۱۸ در تبریز متولد شد. خانوادهای ساده و کمبضاعت داشت و از همان کودکی با سختیهای زندگی اشنا شد. این تجربیات تلخ و شیرین زندگی، بعدها در داستانهایش نمود پیدا کرد. او پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و دبیرستان، به عنوان آموزگار به روستاهای اطراف تبریز رفت و با مشکلات و محرومیتهای مردم این مناطق از نزدیک اشنا شد. این تجربیات، او را به سمت نوشتن داستانهایی سوق داد که مشکلات اجتماعی را با زبانی ساده و قابل فهم برای کودکان بیان میکرد.صمد بهرنگی با داستانهایش، دنیای کودکان را به دنیای بزرگسالان پیوند زد. او با روایتهای ساده و صمیمی، به کودکان کمک کرد تا به دنیای اطراف خود با دید انتقادی نگاه کنند.از جمله اثار مشهور صمد بهرنگی میتوان به موارد زیر اشاره کرد: ماهی سیاه کوچولو، کلاغها پریدند، صد هلو هزار هلو... زبان به کار رفته در این کتاب بسیار ساده و روان است و به راحتی قابل فهم برای کودکان است. داستانهای این کتاب موضوعات متنوعی را پوشش میدهند و به مسایل مختلف اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی میپردازند. شخصیتهای داستانهای صمد بهرنگی بسیار جذاب و باورپذیر هستند و کودکان به راحتی با انها ارتباط برقرار میکنند. این داستانها ضمن سرگرم کردن کودکان، پیامهای آموزندهای را نیز به انها منتقل میکنند.داستانهای صمد بهرنگی برخلاف بسیاری از داستانهای کودکانه، به مسایل واقعی زندگی میپردازند و کودکان را با دنیای پیرامون خود اشنا میکنند. در کل، کتاب قصههای صمد بهرنگی یک اثر ارزشمند برای کودکان و نوجوانان است که میتواند به رشد و توسعهی انها در ابعاد مختلف کمک کند. این داستانها به کودکان کمک میکنند تا مسایل اجتماعی مختلف را بهتر بشناسند و نسبت به آنها حساس شوند.
صمد بهرنگی در ۲ تیر ۱۳۱۸ در محله چرنداب در جنوب بافت قدیمی شهر تبریز در خانوادهای تهیدست چشم به جهان گشود. پدر او «عزت» و مادرش «سارا» نام داشتند. صمد دو برادر و سه خواهر داشت. پدرش کارگری فصلی بود که بیشتر به شغل زهتابی (آنکه شغلش تابیدن زه و تهیه کردن رشته تافته از روده گوسفند و حیوانات دیگر باشد) زندگی را میگذراند و خرجش همواره بر دخلش فزونی داشت. برخی اوقات نیز مشک آب به دوش میگرفت و در ایستگاه «وازان» به روسها و عثمانیها آب میفروخت. بالاخره فشار زندگی وادارش ساخت تا با فوج بیکارانی که راهی قفقاز و باکو بودند به قفقاز برود. رفت و دیگر بازنگشت.
صمد بهرنگی پس از تحصیلات دبستان و دبیرستان در مهر ۱۳۳۴ به دانشسرای مقدماتی پسران (تبریز) رفت و در خرداد ۱۳۳۶ از آنجا فارغالتحصیل شد. از مهر همان سال و در حالیکه تنها هجده سال سن داشت آموزگار شد و تا پایان عمر در آذرشهر، ممقان، قاضیجهان، گوگان، و آخیجهان در استان آذربایجان شرقی که آن زمان روستا بودند تدریس کرد. در مهر ۱۳۳۷ برای ادامهٔ تحصیل در رشته زبان و ادبیات انگلیسی به دورهٔ شبانهٔ دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی دانشگاه تبریز رفت و همزمان با آموزگاری، تحصیلش را تا خرداد ۱۳۴۱ و دریافت گواهینامهٔ پایان تحصیلات ادامه داد.