نیروهای اسراییلی شهر "دیریاسین" را محاصره کرده اند. شمار اندکی از جوانان به دروازه های شمالی و غربی شهر میروند تا از شهر خود دفاع کنند ، اما در برابر سپاه دشمن و تجهیزات آنها تاب مقاومت از دست میدهند. آنها به پیشنهاد نیروهای اسراییلی تسلیم میشوند تا شهرشان سالم بماند ، اما نیروهای اسراییلی شهر را با خاک یکسان میکنند...
...قصد من بررسی کامل تاریخ فلسطین نیست هدف نگاهی گذرا و اجمالی به تاریخ و بررسی کوتاه آن راستی چگونه یک ملت چند میلیون نفر را آواره و بی خانمان کردند آیا بپذیریم که ده یهودی با استفاده از هوش سرشار خود و نیروی خداداد و ایمان قوی و توسل و کتاب مقدس تورات سرانجام به عرض موعود راه یافتند و توانستند بر چند میلیون مسلمان و مسیحی قالب آیند آیا واقعیت این است که آیا در این فاجعه تاریخی ملتها و وجهانیان خود را مقصر نمی شمارند ؟
اکنون سالهاست که مشاهده تبلیغات وسیع در زمینه بدنام کردن هیتلر و یارانش هستیم که چگونه با قساوت و شقاوت یهودیان را می آوردند و کوره های آدمسوزی و نکردن و .... از این حرف ها در حالی که تا به امروز به طور قاطع و جدی ...
داریوش عبادالهی (متولد ۱۳۲۴ در بندر انزلی) نویسنده ادبیات کودک و نوجوان اهل ایران است.داریوش عباداللهی در ۲ دی ماه سال ۱۳۲۴ در بندر پهلوی (انزلی) در خانوادهای میانهحال زاده شد. پدرش فرجالله عباداللهی دانش آموختهٔ زبان فرانسه بود و با زبانهای انگلیسی و روسی نیز آشنایی داشت. به نقاشی علاقهمند بود و خطی خوش داشت. ویلن هم مینواخت. او داریوش را با دنیای ادب و هنر آشنا کرد. خانوادهٔ عباداللهی پس از بندر پهلوی، در سال ۱۳۳۵ به تبریز رفت. عباداللهی دربارهٔ آشنائیش با قصهها و افسانهها میگوید:
«پدرم و مادربزرگ مادریام مرا با دنیای قصهها و افسانهها آشنا کردند. مادربزرگم برایم قصههای عامیانه میگفت و پدرم از دیدگاهی مترقی برای من و برادرم قصه میگفت و تفسیر میکرد. در قصهٔ امیرارسلان نامدار دو وزیر شاه: شمس وزیر و قمر وزیر را نماد بدی و خوبی معرفی میکرد و میگفت همیشه خوبی پیروز میشود. پس از پدر و مادربزرگ، از راه رادیو با قصههای زیبای صبحی آشنا شدم».