در گوشهای دورافتاده از امپراتوری، در عمارتی مجلل، یکی از مقامات بلندپایه به شکلی باورنکردنی کشته میشود: درختی از داخل بدنش رشد کرده و او را از هم دریده است. در سرزمینی که خون هیولاهای عظیمالجثهای به نام «لویاتانها» میتواند موجودات زنده را دگرگون کند، اتفاقات عجیب چندان نادر نیست؛ اما این قتل حتی برای چنین جهانی هم غیرممکن به نظر میرسد.
برای حل پرونده، آنا دولابرا وارد ماجرا میشود؛ کارآگاهی نابغه، عجیب و غیرقابلپیشبینی که بیشتر اوقات چشمبند میزند و شهرت دارد بدون اینکه حتی از خانه بیرون برود، پیچیدهترین معماها را حل میکند. دستیار تازهاش، دینیوس «دین» کول، جوانی است که بدن و ذهنش بهطور جادویی تغییر یافته و حافظهای خارقالعاده دارد؛ بنابراین میتواند صحنههای جرم را با جزئیاتی باورنکردنی به خاطر بسپارد و برای آنا بازگو کند.
اما چیزی که در ابتدا یک قتل عجیب به نظر میرسد، کمکم به شبکهای از قتل، فساد، دروغ و توطئه تبدیل میشود. آنا و دین هرچه بیشتر سرنخها را کنار هم میگذارند، بیشتر متوجه میشوند ماجرا فقط درباره یک قربانی نیست و پشت این جنایت، نقشهای وجود دارد که ممکن است امنیت کل امپراتوری را تهدید کند. همزمان، لویاتانهای غولآسا نیز پشت دیوارهای دفاعی امپراتوری در کمیناند.
رابرت جکسون بنت (زادهٔ ۲۲ ژوئن ۱۹۸۴) نویسندهٔ آمریکایی در حوزهٔ ادبیات گمانهزن است.رمان فانتزی او با عنوان «جام آلوده» برندهٔ جایزهٔ هوگوی سال ۲۰۲۵ در بخش بهترین رمان و همچنین جایزهٔ جهانی فانتزی برای بهترین رمان شد.