«چپ در آینهی انقلاب: مارکسیسم و سرنوشت سیاست رهاییبخش در ایران و اروپا» نوشتهٔ یدالله شهیبزاده، در اصل با عنوان Marxism and Left-Wing Politics in Europe and Iran منتشر شده است. کتاب تاریخ سادهٔ احزاب و سازمانهای چپ نیست؛ مسئلهٔ اصلی آن این است که مارکسیسم در ایران و اروپا چگونه فهمیده، بازسازی و در موقعیتهای تاریخی متفاوت به زبان سیاست تبدیل شده است. شهیبزاده مسیر بحث را از انقلاب روسیه و شکلگیری کمونیسم حزبی آغاز میکند و تا بحران مارکسیسم، استالینیسم، چپ نو، انقلاب ایران و مناقشههای متأخر دربارهٔ دموکراسی و رهایی پیش میبرد. مقایسهٔ ایران و اروپا در کتاب بر فرض مشابهبودن این دو تجربه استوار نیست. برعکس، شهیبزاده میخواهد نشان دهد یک دستگاه نظری مشترک وقتی وارد زمینههای سیاسی و اجتماعی متفاوت میشود، چه صورتهای متفاوتی پیدا میکند. حزب پیشاهنگ، دیکتاتوری پرولتاریا، آگاهی طبقاتی، ایدئولوژی، انقلاب و جهانشمولی در فرانسه یا دیگر بخشهای اروپا در بسترهایی شکل میگیرند که با تاریخ دولت، جامعه و سازمانیابی سیاسی در ایران یکسان نیستند. بااینحال شبکهٔ جهانی کمونیسم، انقلاب روسیه و اقتدار شوروی سبب میشوند میان این دو فضا پیوندی واقعی برقرار شود. بخش مهمی از کتاب به استالینیسم اختصاص دارد. شهیبزاده بررسی میکند که چگونه مارکسیسم، از دستگاهی برای نقد سلطه، میتواند در شکل حزبی و دولتی خود به ایدئولوژیای تثبیتشده تبدیل شود. مقایسهٔ ایران و فرانسه در این بخش مهم است، زیرا نشان میدهد استالینیسم فقط نتیجهٔ فشار مستقیم مسکو نبود؛ سازمان حزبی، تصور خاصی از تاریخ و انقلاب و ایدهٔ برخورداری حزب از دانش برتر دربارهٔ منافع طبقهٔ کارگر نیز در بازتولید آن نقش داشتند. بحران پس از مرگ استالین و افشای بخشی از جنایات دورهٔ او نیز برای شهیبزاده صرفا بحران یک رهبر نیست، بلکه بحرانی در خود زبان سیاسی چپ است. در فصلهای مربوط به ایران، کتاب از حضور ایران در جنبش جهانی کمونیسم به ظهور چپ نو و مبارزهٔ مسلحانه میرسد. شهیبزاده نشان میدهد چگونه بخشی از نسل جدید چپ در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ به این نتیجه رسید که در شرایط انسداد سیاسی، خشونت انقلابی میتواند هم ابزار مبارزه و هم راهی برای شکستن انفعال و برقراری دوبارهٔ رابطه با جامعه باشد. کتاب این انتخاب را درون منطق تاریخی و نظری خود کنشگران بازسازی میکند، اما آن را از نقد مصون نمیگذارد؛ مسئله این است که چگونه تصور انقلاب، پیشاهنگی و حقیقت سیاسی میتواند رابطهٔ چپ با دموکراسی را دشوار کند. حرکت پایانی کتاب از «کمونیسم» به «دموکراسی» به معنای کنارگذاشتن مسئلهٔ برابری نیست. شهیبزاده درگیری بخشی از چپ اروپایی و ایرانی با این پرسش را دنبال میکند که آیا سیاست رهاییبخش میتواند بدون ادعای مالکیت انحصاری حقیقت تاریخی ادامه یابد. مفاهیمی مانند برابری، جهانشمولی و رهایی حفظ میشوند، اما جایگاه حزب، طبقه و انقلاب دیگر بدیهی نیست. همین تنش میان وفاداری به آرمان برابری و نقد میراث اقتدارگرای مارکسیسم یکی از محورهای مهم کتاب است. قدرت «چپ در آینهی انقلاب» در تاریخ فکری تطبیقی آن است: شهیبزاده سیاست چپ را نه فقط از طریق سازمانها و حوادث، بلکه از مسیر مفاهیمی که کنشگران با آنها جهان را فهمیدهاند دنبال میکند. محدودیت کتاب نیز از همین مقیاس وسیع میآید. قرار دادن تجربههای بسیار متفاوت اروپایی و ایرانی در یک قاب واحد گاهی تفاوتهای ملی و سازمانی را فشرده میکند و تمرکز بر تاریخ مفاهیم میتواند عوامل اقتصادی، اجتماعی و نهادی را به حاشیه ببرد. پرسش نهایی کتاب همچنان باز است: اگر سیاست رهاییبخش بخواهد هم برابری را جدی بگیرد و هم از تجربهٔ اقتدارگرایی قرن بیستم فاصله بگیرد، چه چیزی از مارکسیسم باید حفظ شود، چه چیزی باید کنار گذاشته شود و کدام مفاهیم نیازمند ساختن دوبارهاند؟
درباره یدالله شهیب زاده
یدالله صاحبزاده(متولد ۱۹۶۰ ) نویسنده کتابهای «زبان سیاسی ایران: از اواخر قرن نوزدهم تا به امروز» (۲۰۱۵) و «اسلامگرایی و پسااسلامگرایی در ایران: یک تاریخ فکری» (۲۰۱۶) است. او پیشتر در دانشگاه اسلو در نروژ تدریس میکرد.