این کتاب: یک تلاش است برای اثبات اینکه مذکر و مونث در زبان عربی از یک صیغه عام نشات گرفته است که در سه مورد کاربرد دارد: زمانی که مذکر و مونث با هم مورد خطاب قرار میگیرند، زمانی که جنسیت انها مبهم است و زمانی که گفتمان، در رابطه با آنچه از چارچوب جنسیت خارج است، میباشد مانند حق تعالی. پژوهشگران وقتی کلمات موجود در زبان عربی را دو قسمت یافتند؛ یا مذکر یا مونث، متحیر شدند، در حالی که کلماتی را دیدند که لفظ آنها مذکر است (بدون نشانه های تانیث) اما در دلالت از حدود ان دو قسمت فراتر می رود، چون یا بر هر دو دلالت دارند یا چیزی که بر ان دلالت دارند، مبهم است یا جنسیت بر ان صدق نمی کند، حتی اگر فرضی باشد. آنها فکر کردند که عربی زبانی است که طرفدار مذکر است و جایی برای مونث در ان نیست مگر در مقیاس محدود، زیرا صیغه عام و صیغه مذکر را یکی دانستند یا بهتر است بگوییم صیغه عام را با صیغه مذکر ترکیب کردند و دریافتند که مذکر بیشتر از مونث استفاده می شود، غافل از اینکه صیغه عام منشا مذکر و مونث است. این کتاب همچنین نشانههای مونث حقیقی را مورد مطالعه قرار داد و به این نتیجه رسید که باید نگاه به مذکر و مونث حقیقی یکسان باشد، به طوری که نحوه شکل گیری، انها را از هم متمایز میکند و شهرت نشانه هر دو میباشد و نیازی به علامت دیگری نیست. همچنین بحث اولویت دادن به مذکر بر مونث در دستور زبان عربی وجود ندارد، بلکه یک صورت کلی وجود دارد که در ان مذکر و مونث یکسان هستند و یکی بر دیگری رجحان ندارد.
شاکر عامری نویسنده است.