شعر و داستان بهعنوان دو گونهی ادبی در کنار هم بخش مهمی از هویت فرهنگی ما را شکل میدهند. دو گونهای که در سرتاسر تاریخ و پس از آن تا امروز با هم همنشین بوده و همزیستی کردهاند. این دو، در بسیاری موقعیتها، با یکدیگر همآمیزی داشته و از یکدیگر وام گرفتهاند. شعر از سازههای داستانی و داستان از زبان و صنایع شعر استفاده کرده است. در موجزترین شعرها بدون آن که هویت شاعرانه، خود از دست برود، کنش ـواکنش را که ابتداییترین واحد داستانی است، میتوانیم ببینیم. در بسیاری از شعرها روایت، که ستون فقرات قصه و داستان است، با دیگر سازههای داستانی دیده میشوند. حسین آتشپرور (متولد 1331)، داستاننویس و منتقد ادبیات داستانی در کتاب بسیار خواندنی حاضر، پس از پیشگفتار و تحلیل شکل و ساخت داستان «موش و گربه»ی عبید زاکانی، شعرهایی از مهدی اخوانثالث، سهراب سپهری، منوچهر آتشی، رضا براهنی و شماری از شاعران نوگرای نسلهای بعد را از منظر چهارچوبهای داستانی و روایی مورد تحلیل و دقت نظر قرار داده است.