یاد میگیرد که احساساتش قابل نشان دادن نیست. وقتی ناراحت است و با جملهٔ 'بزرگ شدی! این چیزها که ناراحتی ندارد.' ساکت میشود، یاد میگیرد که تجربههایش جدی گرفته نشود. وقتی از چیزی میترسد و به او میگویند: 'اینها مسخره است، ترس ندارد.' یاد میگیرد که ترس باید پنهان شود. کمکم یاد میگیریم که احساسات را پنهان کنیم، نیازها را پنهان کنیم، زخمها را پنهان کنیم و در نهایت خودمان را پنهان کنیم. در کودکی پنهان کردن خود، راهی برای بقاء، برای دیده شدن، برای پذیرفته شدن و دوست داشته شدن است و این همان نقطهای است که نقابها وارد زندگی ما میشوند.»
نسرین نصرتی نویسنده ایرانی متولد سال 1383 است.