«تاریخ کودکی در ایران (از آغاز عصر ناصری تا پایان دوره رضا شاه)» پژوهشی در پهنه تاریخ اجتماعی به قلم زهرا حاتمی است که نگاه تاریخنگاری ایرانی را از سرگذشت شاهان، نبردهای سیاسی و ساختارهای کلان قدرت به سوی یکی از نادیدهگرفتهشدهترین گروههای انسانی یعنی کودکان معطوف میسازد. نویسنده با بهرهگیری از رویکردهای تاریخنویسی نوین که فهم تجربه زیسته تودهها را در کانون توجه قرار میدهد، روند گذار جامعه ایران را از میانه عصر قاجار تا پایان سلطنت پهلوی اول معرفی میکند؛ دورانی پرتلاطم که در آن، مفهوم کودک از مرحلهای صرفا زیستی، منفعل و کوتاهمدت به هویتی مستقل، اجتماعی و نیازمند مراقبت ویژه بازتعریف شد. حاتمی ، این دگرگونی گفتمانی را در پیوند با ورود مدرنیته، سیاستهای دولتسازی و عرفیسازی بررسی مینماید. او نشان میدهد که چگونه نگاه سنتی به کودک که او را غالبا انسانی کوچکروان و بیتمایز از بزرگسالان تلقی میکرد در مواجهه با اندیشه تجدد رنگ باخت و به امری اجتماعی بدل گردید. در عرصه پرورش، نویسنده گسست از رسالههای کهن تدبیر منزل را ترسیم میکند؛ رویکردی نو که آغاز تربیت را تا دوران جنینی بسط داد، جایگاه مادری را در کنار پدر همتراز ساخت و با پدیداری نهادهایی نوین چون شیرخوارگاهها و پرورشگاههای بلدیه و جمعیت شیر و خورشید سرخ، وظیفه مراقبت را از چارچوب خانواده سنتی به عرصهای عمومی و نهادی پیوند زد. کتاب در بررسی نظام آموزش، زوایای پنهان مکتبخانههای قاجار را بازمیسازد؛ فضایی سرشار از تهدید، ترکه آلبالو، فلک و حبس در سردابهها که در نگاه مصلحان عصر مشروطه، نشانهای از انحطاط تربیتی قلمداد شد و جای خود را به مدارس نوین، کتابهای درسی متناسب با درک کودک و پیدایش کودکستانها سپرد. در قلمرو بهداشت و سلامت نیز مولف نشان میدهد که چگونه پیشگیری علمی، قوانین مجلس شورای ملی و تأسیس بنگاه حمایت مادران و نوزادان، گامبهگام باورهای خرافی پیشین که ناخوشی را حاصل چشمزخم میدانست و سیسمونی نوزاد را با طلسمهایی چون کجی آبی، مازو و دعای امالصبیان میانباشت به حاشیه راند. حاتمی در ادامه، به تحول مفهوم کار کودک از اموری چون غلامبچگی در دربار قجر و شاگردیهای فرساینده در بازار به سوی شکلگیری حقوق مدنی کودکان میپردازد و دگرگونی نگاه به بازی را پی میگیرد؛ فعالیتی که پیشتر تنها ابزاری برای رهایی خانواده از مزاحمت طفل شمرده میشد، اما در روزگار نو به نیازی اساسی برای شکوفایی روان و شخصیت بدل گشت، هرچند شکاف طبقاتی میان کودکان فرادست و فرودست تجربه این دگرگونی را ناهمگون میساخت. این اثر اثبات میکند که تجدد ایرانی در ریشهایترین سطح خود، با دگرگونی در کالبد، سلامت و روان کودکان آغاز شد؛ پژوهشی ممتاز که اسناد تاریخی را به روایتی زنده و بیدارکننده از تکوین هویت نسلهای امروز بدل میسازد.