ساشا شکیبایی و آقای تنبل دوستان صمیمی همدیگرند. یک روز صبح، ساشا تصمیم گرفت با آقای تنبل به شنا برود! آنها میخواستند روی دستهایشان بالانس بزنند… به پشت روی آب بخوابند… و شلپشلوپ، شلپشلوپ و شلپشلوپ آببازی کنند!
اما کمی طول کشید تا آقای تنبل از جایش تکان بخورد…