کتاب دیونیزوس نوشتهی پی یر امه توشار اثری است دربارهی ریشهها و معنای تئاتر؛ اثری که از اسطورهی یونانی دیونیزوس آغاز میکند و از همانجا به پرسشهایی اساسی دربارهی نمایش میرسد. نویسنده دیونیزوس را فقط یک چهرهی اسطورهای نمیبیند، بلکه او را نشانهای برای فهم شور، رهایی، هراس، سرمستی و نیرویی میداند که در دل هنر دراماتیک جریان دارد. در این مسیر، بحث فقط به تاریخ اسطوره محدود نمیماند و به ماهیت تماشاگر، بازیگر، کنش نمایشی و نسبت تئاتر با زندگی جمعی کشیده میشود.
این کتاب به موضوعاتی همچون خاستگاه، ژانر، فضای تراژیک، فضای کمیک، تئاتر حسی، تئاتر مبارز و مذهب و اخلاق میپردازد و در هر بخش یکی از گرههای اصلی تئاتر را باز میکند. پی یر امه توشار در این فصلها از تفاوت تراژدی و کمدی، معنای همذاتپنداری، نقش خنده و ترس، مسئلهی باورپذیری و نسبت تئاتر با اخلاق حرف میزند. او بارها به ارسطو، نیچه، شکسپیر، مولیر، راسین و دیگر چهرههای مهم تئاتر و اندیشه رجوع میکند تا نشان دهد بحث او فقط نظریهپردازی انتزاعی نیست، بلکه به تجربهی واقعی صحنه و تماشاگر گره خورده است.
کتاب دیونیزوس در عین حال حالوهوایی جدلی و تأملی دارد. نویسنده با بعضی برداشتهای رایج از تئاتر همراه نیست و دربارهی درام، احساساتگرایی، رئالیسم و تئاتر مبارز موضعی روشن میگیرد. نتیجهی این مسیر، متنی است که تئاتر را به عنوان هنری زنده و پرتنش بررسی میکند؛ هنری که از نگاه توشار، هم به شناخت انسان مربوط است، هم به تجربهی آزادی و هم به پیوندی که میان افراد در فضای مشترک اجرا شکل میگیرد.
بین سالهای ۱۹۲۴ تا ۱۹۳۶، او به عنوان مربی (آموزگار) در مدارس مختلف و مراقب در دبیرستان آنری چهارم مشغول به کار بود. پس از آشناییاش با امانوئل مونیه در سال ۱۹۳۲، او از فوریه ۱۹۳۳، از شماره ۵ نشریه «اِسپری» شروع به نوشتن نقدهای تئاتری برای این مجله کرد. او تا سال ۱۹۴۷ منتقد تئاتر این نشریه باقی ماند.