کتاب قرن بیستم

Das 20. Jahrhundert
ایدئولوژی های خشونت
کد کتاب : 24956
مترجم :
شابک : 978-6002783653
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 207
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2008
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : ---

معرفی کتاب قرن بیستم اثر ارنست نولته

ارنست نولته مورخ و فیلسوف آلمانی بود. علاقه عمده نولته مطالعات تطبیقی فاشیسم و کمونیسم بود. وی که در ابتدا در فلسفه آموزش دیده بود ، استاد برجسته تاریخ مدرن در دانشگاه آزاد برلین بود ، جایی که از سال 1973 تا زمان بازنشستگی در سال 1991 تدریس کرد. وی پیش از این از سال 1965 تا 1973 استاد دانشگاه ماربورگ بود. وی بیشتر بخاطر کار اصلی "فاشیسم در دوران آن" شهرت داشت که با انتشار در سال 1963 با استقبال گسترده ای روبرو شد. نولته از اوایل دهه 1960 یک دانشگاه برجسته محافظه کار بود و در بسیاری از مناقشات مربوط به تفسیر تاریخ فاشیسم و کمونیسم ، از جمله Historikerstreit در اواخر دهه 1980 شرکت داشت. در سالهای fun ، نولته تمرکز خود را بر اسلام گرایی و "فاشیسم اسلامی" گذاشت.

نولته چندین جایزه از جمله جایزه هانز مارتین شلایر و جایزه کنراد آدنوئر دریافت کرد. وی پدر دانشمند حقوقی و قاضی دیوان بین المللی دادگستری گئورگ نولته بود.
تمام کارهای تاریخی نولته به شدت تحت تأثیر سنت های فلسفه آلمان قرار گرفته است. به طور خاص ، نولته در پی یافتن مضامین "پدیده استعماری" تاریخ و کشف ایده های کلان است که انگیزه کل تاریخ هستند. بدین ترتیب ، کار نولته درمقابل ویژگیهای خاص یک دوره زمانی خاص ، به سمت کلیات معطوف شده است.

حال باید کتاب «قرن بیستم» از او را تحت این نوع دیدگاه مورد بحث قرار داد.

کتاب قرن بیستم

ارنست نولته
ارنست نولته زادهٔ ۱۱ ژانویهٔ ۱۹۲۳ و درگذشت در ۱۸ اوت ۲۰۱۶، یک فیلسوف و تاریخ‌نگار اهل آلمان بود. نولته که یکی از شاگردان برجستهٔ مارتین هایدگر بوده، متخصص فاشیسم‌پژوهی بود. او از دانشگاه آزاد برلین بازنشسته شد. نولته به واسطه تخصصش در بسیاری از بحث‌ها و چالش‌های علمی که در باب فاشیسم و سوسیالیسم درگرفته از دهه ۱۹۶۰ تا پایان زندگی‌اش حاضر بود. مهم‌ترین کتاب نولته، «فاشیسم در عصر خویش» است که او را به عنوان پژوهشگر حوزه فاشیسم در محافل دانشگاهی و روشنفک...
دسته بندی های کتاب قرن بیستم
قسمت هایی از کتاب قرن بیستم (لذت متن)
در علم تاریخ اگر در یک چیز مناقشه نباشد این ضرورت است که هم از جهت موضوعی و هم از لحاظ جنبه های مورد ملاحظه باید دست به گزینش زد و این گزینش را باید بر مبنای دیدگاه های بالادستی انجام داد. بنابراین، وجود تاریخ نویسی سراسر عینی ممتنع است، زیرا تنها یک فاعل یا در شرایطی گروهی از فاعلان می توانند این گزینش را انجام دهند و شناخت هایی فراگیر گرد آورند. از این روی، علم تاریخ یکسر ذهنی است، اما اگر تاریخ نگاری بگوید اجازه دارد سراسر ذهنی عمل کند و نیازی نیست برای عینیت زحمتی بکشد، به نویسنده رمان های تاریخی یا تبلیغاتچی ای بدل می شود که گرچه امر عینی را درمی یابد، بی درنگ آنچه را با تصورات و هدف گذاری هایش همخوانی ندارد غربال می کند.

اما این گونه نیست که وجود تاریخ نگاری ای که تا حد زیاد « عینی » باشد یکسره ممتنع باشد. این نوع تاریخ نگاری باید شیوه انتشار « آرشیو معاصر کیزینگ » را الگوی خود قرار دهد که مهم ترین رخدادهای جهان را روزبه روز ثبت می کند. اما در این جا نیز باز این ناشر است که تصمیم می گیرد چه « مهم » است و چه « غیرمهم » و آنچه را به گمانش مهم نمی آید به سادگی قلم می گیرد. به هر روی، امروزه نیز چندین نمونه از تاریخ جهان در قرن بیستم موجود است که به این گونه تاریخ نگاری نزدیک اند و در ادامه با نمونه ای از آن ها روبه رو می شویم. اما در کل، تاریخ نگار در قلمرویی « ذهنی عینی » حرکت می کند و وقتی می کوشد درباره اهمیت « عامل ذهنی » خود حساب پس دهد از جهت صوری به نهایت امکان خود رسیده است. تنها معدودی از تاریخ نگاران در طول دو دهه گذشته کوشیده اند در میدان بی نهایت گسترده تاریخ قرن بیستم میان عوامل عینی و ذهنی توازنی برقرار کنند و به ساختاربندی و توضیح آن چیزی بپردازند که وقتی با همه کثرتش به سوی تاریخ نگار هجوم می آورد او را چونان تاریکی مهیبی احاطه می کند.

سه هزار سال پیش از آن که مردی به نام عیسی بن مریم دورانی تازه در تاریخ حیات انسانی پدید آورد، در دره های دو رود بزرگ دجله و فرات تمدنی بزرگ، چون شاهرگ هایی عظیم، مناطق بزرگ انسان نشین قدیم را به یکدیگر ربط داده بود و عناصر زنده ای که میراث بزرگ جامعه ی کهن سومری بود، چون عواملی جاندار، در بنای حیات فرهنگی مللی که چندی بعد عرضه دار صحنای تاریخ گردیدند، نقشی بس شگفت داشت.

شعر، فلسفه، دبن، نجوم، هندسه و تاریخ در دردهای بار آور این دو روده با حکمت بالغه ی مردمی که اکنون از آنان، در روزگار ما، جز الراحی چند به نشانه ی تلاشی بزرگ آنان باقی نمانده است، شکفت و چون میراثی ارجمند از برای آیندگان به یادگار ماند پیش از آن که تاریخ حقوق انسانی با عنوان قوانین حمورایی در هزاره قبل از میلاد آشنا گردد، مردی دونکی تام، در سه هزاره پیش از میلاد مبانی اصلی حقوق و توانبن حمورابی را پایه نهاده بود و پیش از آن که قوم یهود در بیابان های گسترده ی فلسطین با سرنوشت پنجه در افکند و أیوب با سرود غم انگیزش تراژدی حیات انسانی را بسراید ایوبی سومری، دردانگیز و جان فرسا، به رغم سرنوشت خویش گریسته بود.