1. خانه
  2. /
  3. کتاب رولت روسی

کتاب رولت روسی

4 از 1 رأی

کتاب رولت روسی

و هشت داستان دیگر
Russian Roulette
انتشارات: نشر چشمه
٪15
140000
119000
معرفی کتاب رولت روسی
«رولت روسی و هشت داستان دیگر» مجموعه داستانی نوشته‌ی کامران محمدی است. داستان‌هایی که از نظر فضا و شخصیت با هم متفاوت هستند و تنوع داستانی از ویژگی‌های این مجموعه است. در هر نه داستان این کتاب، توجه‌ ویژه‌ای به قصه‌گویی و روایت شده است که مخاطب را تا انتها رها نمی‌کند.
در داستان اول مجموعه؛ «رولت روسی» دقت زیادی در بیان جزئیات مربوط به فضای مجازی و نوع ارتباط دختر و پسر داستان به کار رفته است و با آوردن استاتوس، کامنت‌ها و اسامی پروفایل‌ها، شمایی کلی از آدم‌های مجازی داستان نشان داده می‌شود که کاربرهای دنیای مجازی را هم بیشتر با خودش همراه می‌کند. این جزئیات به جذاب‌تر و امروزی‌تر شدن متن کمک کرده‌اند. نویسنده معتقد است که چنین مواردی از الزامات داستان بوده‌اند و داستان بازتولید فرهنگ، سیاست و اجتماع است. البته تلاشی برای بازشناسی انسان در معنای فردی و البته در ارتباط با انسان‌های دیگر نیز هست. برای درک موقعیت روانی راوی در داستان رولت روسی، روند شکل‌گیری این رابطه کاملا ضروری است و رابطه‌های امروزی به شکل اعجاب‌آور و انکارناپذیری با دنیای مجازی گره خورده‌اند.
داستان «صد سال تنهایی» درباره‌ی مردی است که کتاب صد سال تنهایی را از یک فروشنده‌ی خانم می‌خرد و بین صفحه‌های کتاب گلی را می‌بیند که دختر فروشنده برای مرد گذاشته است. از این‌جا به بعد رابطه‌ی عاشقانه‌ی زن و مرد، از طرف مرد شروع می‌شود که در نهایت به ازدواج ختم می‌شود. چهل سال بعد، وقتی مرد خاطره‌ی شروع رابطه‌شان را برای زن بازگو می کند، متوجه می‌شود که او (همسرش) هرگز گل را بین برگه‌های کتاب نگذاشته است.
داستان «شطرنج» به نوعی بازترسیم فیلم «عشق» میشائیل هانکه است که در داستان هم به آن ارجاع داده می‌شود. انگار این دو برادر هم برای پایان دادن به زجری که پدرشان می‌کشد، موضوع فیلم را به میان می‌آورند. داستان به بی‌رحمی زندگی و اقتداری که از دست رفته، می‌پردازد. شاید هم به مفهوم پدر و رابطه‌ی‌ پدر و پسری. در عشق هانکه، مردی بعد از بیماری و سیر اضمحلال همسرش، سرانجام از سر عشق او را می‌کشد و راحتش می‌کند. در شطرنج پدری را می‌بینیم که بعد از سال‌ها اقتدار پدرانه و زحمت فراوانی که برای بچه‌هایش کشیده، خودش را در خواب خیس می‌کند و از این اتفاق تا سرحد مرگ، خرد می‌شود.
«بازی»، «سیم‌کارت»، «غریبه»، «قلعه»، «بیست و یک گرم» و «خروس بی‌محل» عناوین داستان‌های دیگر این مجموعه هستند.
«رولت روسی و هشت داستان دیگر» برای علاقمندان به داستان‌های کوتاه فارسی گزینه‌ای مناسب است.
درباره کامران محمدی
درباره کامران محمدی
«کامران محمدی» متولد ۱۳۵۰ با نوشتن داستان‌های مینی‌مالیستی برای مطبوعات دهه‌ی هفتاد، خودش را به دنیای ادبیات معرفی کرد. کتاب اول او هم مجموعه‌ای از داستان‌های مینی‌مال بود که سال هشتاد و یک منتشر شد. اما نام او اواخر دهه‌ی هشتاد با رمان کوتاه «آن‌جا که برف‌ها آب نمی‌شوند» بیش‌تر شنیده شد. رمانی که درواقع رمان اول سه‌گانه‌ای بود به نام «سه‌گانه‌ی فراموشی». محمدی کارشناس ارشد روان‌شناسی است و در آثارش عموماً رگه‌های پررنگی از رشته‌ی دانشگاهی‌اش دیده می‌شود. او سال‌ها به عنوان روزنامه‌نگار و منتقد در رسانه‌های مختلفی فعالیت کرده است. او در حوزه‌ی نوشتن فیلمنامه نیز فعالیت داشته است و در فیلم اقتباسی «بگذارید میترا بخوابد» که مدتی بعد از انتشار کتاب به کارگردانی آرش سنجابی ساخته شد، به عنوان مشاور کارگردان حضور داشته است.
. برگزیده‌ی جایزه‌ی والس با رمان «آن‌جا که برف‌ها آب نمی‌شوند»
. برگزیده‌ی جایزه‌ی کتاب سال دانشجویی با مجموعه‌ی «خدا اشتباه نمی‌کند»
. برگزیده‌ی جشنواره‌ی داستان‌های مینی‌مالیستی با تک‌داستان «شمع‌ها خاموش نمی‌شوند»
. نامزد نهایی جایزه‌ی دوسالانه‌ی گلشیری با رمان «آن‌جا که برف‌ها آب نمی‌شوند»
. نامزد نهایی جایزه‌ی هفت اقلیم با مجموعه‌ی «رولت روسی»

سایر آثار داستانی کامران محمدی:
. خدا اشتباه نمی‌کند / مجموعه داستان / ۱۳۸۱ نشر نیستان
. قصه‌های پریوار و داستان‌های واقعی / مجموعه داستان / ۱۳۸۸ نشر ققنوس
. آن‌جا که برف‌ها آب نمی‌شوند / رمان / ۱۳۸۸ نشر چشمه
. بگذارید میترا بخوابد / رمان / ۱۳۹۰ نشر چشمه
. این‌جا باران صدا ندارد / رمان / ۱۳۹۱ نشر چشمه
. رولت روسی و هشت داستان دیگر / مجموعه داستان / ۱۳۹۴ نشر چشمه
. مه / رمان / ۱۳۹۵ نشر چشمه
قسمت هایی از کتاب رولت روسی

«عاطفه در خانه ای یک طبقه و ایوان دار زندگی می کرد. من دو خانه این طرف تر، در خانه ای دوطبقه که اتاقی رو به شالیزار داشت، با بالکن کوچکی مشرف به خانهٔ عاطفه و مادر پیرش. حیاط خانهٔ بین مان، پر بود از مرغ و خروس و اردک و میان شان، خروسی با آوازی دلنشین و رسا فرمانروایی می کرد. خروس بزرگ و زیبایی بود و زیاد آواز می خواند. به ویژه سر ظهر که صدایش در تمام محله می پیچید. مادر پیر عاطفه خانه نشین بود. بیماری اش را هیچ وقت نفهمیدم، ولی فریادهای بلند شبانهٔ او کنجکاوی ام را تحریک می کرد. شب های تابستان که درها و پنجره ها باز بودند و صدا در سکوت می پیچید، ناگهان پیرزنی که معلوم بود درد دارد، کسی را صدا می کرد. صدایی که مرا به طرز عجیبی به آن خانه کنجکاو می کرد.»

مقالات مرتبط با کتاب رولت روسی
توصیه های «جویس کارول اوتس» درباره هنر خلق «داستان کوتاه»
توصیه های «جویس کارول اوتس» درباره هنر خلق «داستان کوتاه»
ادامه مقاله
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب رولت روسی" ثبت می‌کند