کتاب در ستایش مرگ Death with Interruptions


  • قیمت : ۱۸,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر در ستایش مرگ
مینا دامغانیان مینا دامغانیان

این رمان درخشان از نویسنده ی برنده ی جایزه ی نوبل، ژوزه ساراماگو، این سوال را مطرح می کند که چه اتفاقی خواهد افتاد اگر فرشته ی مرگ تصمیم بگیرد که دیگر، مرگی در کار نباشد؟ در اولین روز سال جدید، هیچ کس جانش را از دست نمی دهد و این موضوع، بهت و حیرت سیاست مداران، رهبران دینی، متصدیان کفن و دفن و دکترها را برمی انگیزد. از سوی دیگر، در میان توده ی اجتماع، ابتدا جشن و سروری به پا می شود و مردم در خیابان ها به رقص و پایکوبی می پردازند. آن ها به هدف بزرگ انسان ها در تمام اعصار، یعنی زندگی جاودانه دست یافته اند. سپس عواقب این اتفاق، روی واقعی خود را نشان می دهد: خانواده ها مجبور می شوند که از افراد بسیار سالخورده و دائما در حال احتضار مراقبت کنند، سیاست های بیمه ی عمر بی معنی شده و مراکز برگزارکننده ی مراسم تدفین، فقط تدارکات کفن و دفن حیوانات خانگی از قبیل سگ، گربه، همستر و طوطی را انجام می دهند. مرگ در خانه ی سردش به همراه داس خود نشسته و مشغول بررسی این آزمایش است: اگر دیگر هیچ کس نمیرد، چه می شود؟ اگر مرگ تبدیل به انسان شود و عشق را تجربه کند، چه اتفاقاتی خواهد افتاد؟

خرید و معرفی کتاب خواندنی در ستایش مرگ



مشخصات در ستایش مرگ
قطع :رقعی
وزن :255
تعداد صفحه :252
سال انتشار میلادی :2005
شابک :978-964-191-096-1
سال انتشار شمسی :1396
سری چاپ :8

ویژگی ها

‍ ژوزه ساراماگو برنده جایزه ی نوبل ادبیات سال 1998

نکوداشت
Saramago is arguably the greatest writer of our time.
ساراماگو، مسلما بزرگترین نویسنده ی عصر حاضر است.
Chicago Tribune Chicago Tribune

It affects the reader deeply.
این کتاب، مخاطب را عمیقا تحت تأثیر قرار می دهد.
Washington Post Washington Post

Profound, resonant and entertaining.
ژرف، به یاد ماندنی و سرگرم کننده.
Publishers Weekly Publishers Weekly

لذت متن
و بعد انگار که زمان ایستاده باشد، هیچ اتفاقی نیفتاد. وضع ملکه مادر نه بهتر شد، نه رو به وخامت گذاشت. ملکه مادر بین مرگ و زندگی معلق مانده بود و تن نحیفش درست لبه زندگی تکان تکان می خورد و هر لحظه ممکن بود به آن سمت دیگر برود، لیکن با طنابی باریک به این سمت محکم شده بود، طنابی که از روی هوسی نامعلوم، مرگ نگهش داشته بود، چرا که جز مرگ چه کس دیگری می توانست طناب را نگه دارد. آن روز هم گذشت و آن روز، چنان که اول قصه هم گفتیم، هیچ کس نمرد.

هیچ چیز همیشه بی نقص نیست، چرا که دوشادوش آن ها که می خندند، همیشه دیگرانی هستند که زار بزنند.

آدم نباید در استفاده از کلمات، مته به خشخاش بگذارد، چرا که کلمات نیز، مثل خود ما آدم ها، در افکارشان تجدید نظر می کنند.