بعد از خواندن «خرتناق»، سراغ «سوزن تهگرد» از آقای رحیم رسولی رفتم. راستش را بخواهید، من هم شعر و هم داستانهای ایشان را خواندهام، اما اگر بخواهم صادقانه بگویم، شعرِ ایشان برای من وزن و قدرت بسیار بیشتری دارد و در این کتاب هم کفه ترازو به نفع اشعارش سنگینی میکرد. داستانهای این مجموعه، برخلاف اشعارِ آقای رسولی، آنطور که باید نتوانستند من را با خودشان همراه کنند یا آن کششی که انتظار داشتم را برایم ایجاد کنند. البته شاید هم بخشی از این ماجرا به «سلیقه شخصی» برگردد و شاید هم مشکل از «سطحِ توقعِ» من بود! چون «خرتناق» را قبل از این خوانده بودم و آنقدر فضایش برایم جذاب و گیرا بود که ناخودآگاه انتظارم برای کارهای بعدی ایشان خیلی بالا رفته بود. در کل، به نظرم «سوزن تهگرد» برای کسانی که میخواهند رویِ دیگرِ قلم آقای رسولی را بشناسند تجربه بدی نیست، اما اگر مثل من شیفتهیِ شعرِ ایشان هستید، شاید داستانها کمی برایتان معمولی به نظر برسد.