تو باید با کمترین اطمینان ها به جستجویت، به دل بستن به مردم و مکان ادامه دهی، و مهم تر از همه، تو باید همچنان دنیا را جای دلچسبی بدانی همانطور که همیشه میدانستی. من هم این کار را میکنم گرچه من اصلا نمی دانم، که هستم و ابدا نمی دانم چرا اینجا هستم. شاید فقط برای اینکه حیرت کنم، به مردم نگاه کنم، تا ببینم که زندگی تسلی دادن به خود است، گرچه فکر می کنم که فقط در صورتی می توانی آن را ببینی، که باور کنی این دنیا بدترین جا است.
درباره سیس نوتبوم
سیس نوتبوم، زاده ی 31 جولای 1933، رمان نویس، شاعر و روزنامه نگار هلندی است.او علاوه بر نویسندگی مستقل، در سال های 1957 تا 1960 با مجله ی Elsevier و در سال های 1968 تا 1961 با روزنامه ی Volkskrant همکاری می کرد. او همچنین در سال 1967، سردبیر بخش گردشگری مجله ی Avenue شد. اولین رمان نوتبوم در سال 1954 انتشار یافت و جایزه ی آن فرانک را از آن خود کرد.
سیس نوتبوم دیگر در این دنیا نیست.ولی این اولین اثرش را برای بار دوم شروع به خواندن کردم.بااین حجم کم و در سن وسال کمی که نویسنده داشته انگار به بلندای چند قرن و وسعت چند قاره بینش و پرسش در هم تنیده شده.