1. خانه
  2. /
  3. کتاب باغ

کتاب باغ

نویسنده: پرویز دوائی
3.9 از 1 رأی

کتاب باغ

چند قصه
Garden
انتشارات: نیلوفر
٪10
190000
171000
معرفی کتاب باغ
«باغ» مجموعه ذاستانی نوشته‌ی «پرویز دوایی» و شامل شانزده داستان کوتاه است که در عین پیوستگی؛ مستقل از یکدیگر هستند. پرویز دوایی را بیشتر به عنوان منتقد فیلم می‌شناسیم. او سال۱۳۵۳، در مجله‌ی سیاه و سپید (مجله‌ای که او سال‌ها در صفحه‌ی آخر آن نقد فیلم می‌نوشت) مطللبی با عنوان «خداحافظ رفقا» نوشت و سپس برای گذراندن یک دوره‌ی آموزشی به چکسلواکی رفت. از آن زمان دوایی در شهر پراگ ساکن شده و دیگر مقاله‌ی مطبوعاتی ننوشته است. دوایی از سالی که به پراگ رفته، با حافظه‌ای روشن و دقیق، خاطرات کودکی‌اش را در قالب داستان نوشته است. این خاطرات نه فقط نوستالژی کودکی،‌ بلکه نوستالژی تهران قدیم را هم دارند، که گاهی هم به صورت بهاریه منتشر ‌شده‌اند. «بهاریه‌‌نویسی» را خود دوایی در مطبوعات ایران باب کرده است.
«باغ» شاید یکی از نوستالژیک‌ترین داستان‌های کوتاه‌ تاریخ ادبیات معاصر ایران باشد. این مجموعه داستان به تشویق و پیشنهاد زنده‌یاد کریم امامی؛ دوست نزدیک دوایی در سال 1360 برای چاپ به ناشری به نام «زمینه» سپرده شد. کریم امامی در مقدمه‌ی چاپ دوم کتاب که در سال 1377 نشر نیلوفر آن را منتشر کرده، در مورد چاپ اول آن می‌نویسد: «...هرچند ناقدان توجه‌ای به این کتاب نکردند اما استقبال خوانندگان عادی و سینمادوستان جوان از کتاب بی‌نظیر بود به طوری‌که... حتی یک نسخه از کتاب در انبار ناشرها و کتابفروشی‌ها یافت نمی‌شد. هرکجا بود علاقه‌مندان و جوانان کاویده و خریده بودند.»
دوایی در این مجموعه با بازگشت به گذشته، خاطرات کودکی و نوجوانی خود را با زبانی ساده و روان روایت می‌کند. طوری که مخاطب با خواندن اولین سطرهای هرداستان با نویسنده همگام می‌شود و تا پایان قصه نویسنده را همراهی می‌کند. این مجموعه داستان نقبی است به عشق‌های معصومانه قدیم و رفاقت‌های صمیمی و بی‌شیله پیله‌ای که در نوجوانی اکثر آدم‌ها رخ می‌دهد. دوایی خواننده را به تهران دهه‎‌ی سی و چهل می‌برد، تهرانی که در آن خبری از برج و آسمان‌خراش و بزرگراه و اتوبان و پل‌ها و گذرگاه‌های هوایی نیست. تهرانی که دوایی در مجموعه باغ توصیف می‌کند پر از کوچه باغ و نهر و درخت‌های چنار و بیدمشک و دیوارهای مملو از گل‌های پیچک و یاس و رز و اقاقیاست. نثر دوایی آمیخته‌ای از تصاویر سینمایی و ادبیات است و ردپای سینما در همه‌ی داستان‌های این کتاب دیده می‌شود؛ تصاویری جاندار که داستان را برای مخاطب ملموس می‌کند.
«دیگ به سر»، «باغ»، «راهزنان کوچه دلگشا»، «سه پر سیمرغ»، «ایستگاه گل عنابی»، «شب مراد»، «شرم»، «یک تکه آینه»، «آلمانی»، «امیر»، «شیش، شیش، شیشه شکست»، «سلطان جنگل»، «سرود»، «پشتک» و ... عناوین برخی از داستان‌های این مجموعه هستند.
«باغ» برای علاقمندان به داستان‌های نوستالژیک و نثر و زبان دوایی جذاب و خواندنی است.
درباره پرویز دوائی
درباره پرویز دوائی
پرویز دوایی منتقد فیلم، نویسنده و مترجم ایرانی متولد ۱۳۱۴ تهران است.پرویز دوایی فارغ التحصیل دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در رشته زبان انگلیسی است و همین تسلط به زبان باعث شد که مترجم مقالات مختلف سینمایی و متن گفت وگو برای دوبله فیلم ها باشد. با مجلات سینمایی مختلفی همکاری و به عنوان منتقد فیلم شهرت پیدا کرد. از مجلاتی که با آنها همکاری کرد می توان به سپید و سیاه، مجله فردوسی، رودکی، روشنفکر و سینما و نگین اشاره کرد. برای ماهنامه سینمایی فیلم هم گاهی بهاریه یا مقاله نوشته است. آخرین مقاله اش را در ایران در سال ۱۳۵۳ در مجله سپید و سیاه با عنوان «خداحافظ رفقا» نوشت و برای یک دوره آموزشی به چکسلواکی رفت و ساکن پراگ شد.او همچنین از پایه گذاران کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در کنار پرویز کلانتری، عباس کیارستمی، اکبر صادقی، نورالدین زرین کلک ،سیروس طاهباز و خسرو سینایی است و مدتی هم دبیر جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان در سالهای ۵۰ و ۵۲ بود. درسال ۱۳۸۷ به مناسبت آخرین رونمایی از کتابش در خانه هنرمندان دوستانش در مورد او گفتند. احمد رضا احمدی از دوران دوستی اش با پرویز دوایی گفت که سرآغازش فیلم قیصر مسعود کیمیایی بود. جمشید ارجمند دوایی را شاعری می داند که در قالب شهر فارسی شعر نمی گوید. ابراهیم حقیقی هم نقد درست فیلم را مدیون پزویز دوایی می داند.هوشنگ گلمکانی معتقد است که نسل گذشته او را با نقدهای سینمایی اش می شناسد و نسل امروز با داستان هایش. در سال ۱۳۹۰ درسومین جشن جایزه کتاب سال سینمای ایران از پرویز دوایی تقدیر شد. کتاب هایش لحنی نوستالژیک دارد و ریشه در خاطرات دوران کودکی و البته در ارتباط با سینماست. پرویز دوایی هم اکنون ساکن پراگ است و علاوه بر آثار ترجمه ای، تالیفی در زمینه سینما مجموعه داستان ها و کتاب های دیگری را هم در کارنامه دارد.آثار:باغبازگشت یکه سوارسبز پریایستگاه آبشاربلوار دل شکستهامشب در ستاره سینماتنهایی پر هیاهوسینما به روایت هیچکاک (ترجمه کتاب فرانسوا تروفو)بچه هالیوود (ترجمه زندگینامه رابرت پریش)سرگیجه (ترجمه فیلمنامه سمویل تیلر)استلا (ترجمه کتاب جان دوهاتوگ)
قسمت هایی از کتاب باغ

هر دومان را با هم مدرسه گذاشتند. داود یک هفت هشت ماهی از من کوچکتر بود، اما با هم گذاشتنمان مدرسه. تنها قصه من این بود که مدرسه هامان از هم سواست. اما عصر که می شد یا من می رفتم خانه آنها یا او می آمد خانه ما. مشق ها را تند و تند یک جوری سرهم می کردیم، بعد می زدیم توی کوچه. با بچه های دیگر زیاد اخت نبودیم...

مقالات مرتبط با کتاب باغ
توصیه های «جویس کارول اوتس» درباره هنر خلق «داستان کوتاه»
توصیه های «جویس کارول اوتس» درباره هنر خلق «داستان کوتاه»
ادامه مقاله
نظر کاربران در مورد "کتاب باغ"
1 نظر تا این لحظه ثبت شده است

جلد روی کتاب همینه؟ یا چاپ جدیدشه و تغییر کرده؟

1404/05/30 | توسطنیایش نادری
0
| |