1. خانه
  2. /
  3. کتاب ازدواج های مرده

کتاب ازدواج های مرده

5 از 1 رأی

کتاب ازدواج های مرده

Dead marriages
٪10
280000
252000
معرفی کتاب ازدواج های مرده
«ازدواج‌های مرده» نمایشنامه‌ای از آزیا سرنچ تودوروویچ، نمایشنامه‌نویس و کارگردان کروات، جهانی می‌سازد که در آن مرز میان زندگی و مرگ از همان ابتدا مخدوش شده است. چهار شخصیت در مرکز این جهان قرار دارند: پدر، دختر، مادر مرده و خواستگاری کم‌رو که شب‌ها برای خواستگاری دختر به خانه می‌آید. نکتهٔ تعیین‌کننده این است که مرگ مادر تغییری در حضور روزمرهٔ او ایجاد نکرده؛ او همچنان بخشی از مناسبات خانواده است. تودوروویچ از همین وضعیت ناممکن برای ساختن نمایشنامه‌ای میان گروتسک، کمدی سیاه و تئاتر ابزورد استفاده می‌کند. خانه در این نمایش فقط محل وقوع داستان نیست. فضای بسته و تقریبا زیرزمینی آن به ناحیه‌ای میان جهان زندگان و مردگان تبدیل می‌شود؛ جایی که اشیای معمولی، روابط خانوادگی و گفتگوهای روزمره به‌تدریج کیفیتی نامطمئن پیدا می‌کنند. شخصیت‌ها با امر نامعقول چنان رفتار می‌کنند که گویی بخشی عادی از زندگی است. همین تضاد منبع بخش مهمی از طنز سیاه نمایش است: وضعیت‌ها هولناک‌اند، اما زبان و رفتار شخصیت‌ها اغلب خونسرد، عملی و حتی پیش‌پاافتاده باقی می‌ماند. نتیجه نوعی بیگانگی است که تماشاگر را وادار می‌کند قواعد پذیرفته‌شده دربارهٔ خانواده، سوگ و جدایی را دوباره ببیند. مرگ در «ازدواج‌های مرده» در برابر زندگی قرار نمی‌گیرد؛ درون آن اقامت می‌کند. خانواده نمی‌تواند گذشته را به گذشته بسپارد و همین ناتوانی، زمان نمایش را نیز مختل می‌کند. آینده‌ای که قرار است با ازدواج آغاز شود دائما با حضوری از گذشته برخورد می‌کند که حاضر به ناپدیدشدن نیست. از این منظر، ازدواج و مرگ دو قطب تصادفی داستان نیستند. یکی وعدهٔ پیوند و امتداد زندگی است و دیگری ظاهرا باید نشانهٔ جدایی باشد، اما نمایش هر دو را درون یک فضای مشترک قرار می‌دهد. مناسک خانوادگی به جای ایجاد نظم، آشکار می‌کنند که مرزهای میان حضور و فقدان تا چه اندازه ناپایدارند. ساختار نمایش نیز این بی‌ثباتی را تشدید می‌کند. تودوروویچ به شخصیت‌پردازی واقع‌گرایانه، روان‌شناسی توضیحی و زنجیرهٔ روشن علت و معلول متکی نیست. شخصیت‌ها تا حدی صورت‌هایی فشرده از موقعیت‌های خانوادگی‌اند و گفتگوها می‌توانند با تداعی، گسست یا تغییر ناگهانی مسیر پیش بروند. این شیوه با جریانی از درام کروات در آغاز دههٔ ۱۹۹۰ پیوند دارد که از الگوهای تثبیت‌شدهٔ نمایشی فاصله می‌گرفت و با زمان، مکان، علیت و مفهوم شخصیت به شکل بازتری برخورد می‌کرد. «ازدواج‌های مرده» در سال ۱۹۹۰ در تئاتر &TD زاگرب روی صحنه رفت و از آثار شاخص آغاز کار تودوروویچ شد. قدرت نمایش در این است که استعارهٔ مرکزی خود را توضیح نمی‌دهد. مادر مرده می‌تواند تجسم سوگ حل‌نشده، گذشته‌ای باشد که خانواده نمی‌تواند رهایش کند، یا نشانه‌ای از جهانی که زندگی در آن بدون همراه‌داشتن مردگان ممکن نیست. همین گشودگی امکان خوانش‌های مختلف را فراهم می‌کند. از سوی دیگر، همین ویژگی می‌تواند محدودیت اثر نیز باشد: خواننده‌ای که انتظار پیشرفت پیرنگ، انگیزه‌های روان‌شناختی روشن یا منطق روایی معمول دارد، ممکن است با متن سرد و گاه عمدا مبهم آن فاصله بگیرد. منتقدان نیز بر انتزاع، چندمعنایی و دشواری تثبیت معنای واحد در این نمایش تأکید کرده‌اند. «ازدواج‌های مرده» بیش از آنکه نمایشنامه‌ای دربارهٔ مرگ باشد، دربارهٔ دشواری جداشدن است؛ دربارهٔ لحظه‌ای که چیزی پایان یافته، اما هنوز از زندگی کسانی که باقی مانده‌اند بیرون نرفته است. تودوروویچ این وضعیت را با سوگواری توضیح نمی‌دهد، بلکه خانه‌ای می‌سازد که مرده و زنده در آن کنار یکدیگر نشسته‌اند و امور عادی را ادامه می‌دهند. پرسش آزاردهندهٔ نمایش نیز از همین جا شکل می‌گیرد: اگر مردگان واقعا از روابط ما حذف نمی‌شوند، مرز میان به‌یادآوردن کسی و همچنان زندگی‌کردن با او دقیقا کجاست؟
درباره آزیا سرنچ تودوروویچ
درباره آزیا سرنچ تودوروویچ
آزیا سرنچ تودوروویچ متولد سال 1967 ، نمایشنامه نویس اهل کرواسی می باشد.
قسمت هایی از کتاب ازدواج های مرده

مادر: قانون به کلی نگهداری جسد تو خونه رو ممنوع کرده. قانون می خواد که همه چیز سر جای خودش باشه. زنده ها تو شهر، مرده ها تو قبرستون! وقت ملاقات با مرده ها هم مشخص شده و کاملا دقیقه. پدر: شما می تونین یه معشوقه داشته باشین، ولی تا می میره می شه جزو اموال شهر.

مقالات مرتبط با کتاب ازدواج های مرده
نمایشنامه های ضروری برای علاقه مندان به بازیگری
نمایشنامه های ضروری برای علاقه مندان به بازیگری
ادامه مقاله
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب ازدواج های مرده" ثبت می‌کند