کتاب یغمای بهار

Yaghmaye Bahar
کد کتاب : 42128
شابک : 978-9641932901‬‬‬
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 950
سال انتشار شمسی : 1398
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 5 آبان
دسته بندی های کتاب یغمای بهار
قسمت هایی از کتاب یغمای بهار (لذت متن)
-اصل حرف رو بی پس و پیش بگو عمو، حاشیه رفتن تو کار پسر هدایت خان نیست. هاشم با شنیدن نام برادر بزرگش و زمین هایی که از دستش رفته بود، دندان روی دندان سایید و گفت: -زنت رو بفرست بره دیارش و یه زن اهل بگیر تا صدا و حرف مردم بخوابه، اینم مخلص حرفام، بی حاشیه. روبروی برادرزاده ی ارشدش ایستاد و چشم در چشمش گفت: - بد می تازی پسر، اسبت یه جا نفسش می بره!... آرش سکوت کرد، هاشم با همان ناراحتی مضاعف از عمارت خارج شد و رفت. مشت آرش روی دیوار نشست و نفس در سینه اش حبس شد. -چه کردی بامن و خودت... زمزمه های پر اخم و غمش، جز به گوش خدا نمی رسید. هنوز حرف ها مانده بود، هنوز نمک نشستن به زخم ها مانده بود.