1. خانه
  2. /
  3. کتاب همنت

کتاب همنت

نویسنده: مگی اوفارل
4.67 از 3 رأی

کتاب همنت

Hamnet
انتشارات: خوب
٪10
820000
738000
معرفی کتاب همنت
کتاب «همنت» رمانی نوشته ی «مگی اوفارل» است که اولین بار در سال 2020 به چاپ رسید. انگلستان در سال 1580 میلادی: طاعونی به نام «مرگ سیاه» همه جا را فراگرفته و با تهدید همیشگی خود، افراد سالم و بیمار، و پیر و جوان را مثل هم به کام مرگ می فرستد. پایان، نزدیک به نظر می رسد اما زندگی همیشه به مسیر خود ادامه می دهد. یک آموزگار جوان که بی پول است و مورد آزار و اذیت های پدرش قرار دارد، عاشق زنی شگفت انگیز و عجیب می شود. «اگنس»، زنی پرشور است که با شاهینی بر دستش در زمین های خانوداگی اش راه می رود و به خاطر توانایی های عجیبش در درمان بیماری ها و اطلاعات زیادش درباره ی گیاهان و شربت های دارویی، در سراسر آن منطقه شناخته شده است. وقتی او به همراه همسرش در خیایان «هنلی» ساکن می شود، نقشی اساسی را در زندگی همسر جوانش ایفا می کند؛ مردی که حرفه اش در تئاتر لندن، درست در زمانی شکوفا می شود که پسرشان، جانش را به خاطر ابتلا به تبی ناگهانی از دست می دهد.
درباره مگی اوفارل
درباره مگی اوفارل
مگی اوفارل (زاده 27 مه 1972) یک رمان نویس ایرلندی و انگلیسی است. اولین رمان او« پس از آنکه شما بروید» با تحسین بین المللی روبرو شد و جایزه Betty Trask را نیز کسب کرد. رمان بعدی او با عنوان The Hand that First Held Mine جایزه رمان کاستای 2010 را کسب کرد. او دو بار در سال 2014 و دو بار برای جایزه کاست، رمان جایزه راهنمایی برای «یک موج گرما» و «این باید در سال 2017 قرار بگیرد» در لیست بهترین های قرار گرفت.
ویژگی های کتاب همنت
  • برنده جایزه داستانی زنان سال 2020
  • نامزد جایزه بهترین داستان تاریخی گودریدز سال 2020
  • برنده جایزه کتاب سال Waterstones سال 2020
  • از کتاب های پرفروش نیویورک تایمز
نکوداشت های کتاب همنت

یک رمان تاریخی استثنایی.

New Yorker

سراسر بدیع، کاملا هیجان انگیز.

San Francisco Chronicle

تصویری تکان دهنده از اندوه یک مادر.

Wall Street Journal
قسمت هایی از کتاب همنت

آموزگار در فکر دختر است، گیسوی بافته اش، شاهینش. حالا راهی برای سبک کردن بار حضور واداشته و قراردادی اش در این مکان رخ می نماید. شاید این جایگاه با این بچه ها در این فضای ملال انگیز دهشتناک، به گونه ای تاب آوردنی شود. در ذهنش تصور می کند که هر بار با اتمام کلاس به هم صحبتی با دختر خواهد پرداخت، قدمی در جنگل خواهند زد، در پس یکی از این چپرها و آلونک ها دیداری خواهند داشت.

«اگنس» سوارکار ماهری است ولی چندان علاقه ای به این کار ندارد. حیوان را دوست دارد ولی در مجموع معلق بودن در هوا برایش تجربه ی چندان خوشایندی نیست. همین طور که اسب می تازد، منظره ی زمینی که زیر پایش به سرعت رد می شود، او را گیج می کند؛ تکان ها و چرخش های موجود دیگری زیر پایش، جیرجیرهای زین چرمی، بویی که از این یال های غبارگرفته و برشته بلند می شود، همه به این معناست که «اگنس» لحظه شماری می کند تا این سواری پشت اسب پایان یابد و او به لندن برسد.

نزدیک تر که می شوند، صدای دنگ دنگ ناقوس هایش را می شنوند، بویش به مشامشان می رسد؛ بوی سبزیجات تر، حیوانات، گچ نمدار و چیزهای دیگری که «اگنس» نمی تواند نامی برایشان بیابد. گستره ی بی کرانش را می بینند، شهری تکه پاره و پراکنده با رودی پرپیچ و خم در میانه اش و ابرهایی که گویی رشته های دود را از آن بیرون می کشند.

نظر کاربران در مورد "کتاب همنت"
1 نظر تا این لحظه ثبت شده است

فیلم اقتباسی همنت نیز چونان رمان همنت جذاب و پرشور است چراغ افروخته،چراغِ ناافروخته را بوسه داد و رفت این عبارت زیبای مولانا بهترین تعریفی است که می‌توان در مورد فیلم زیبای همنت بیان نمود.فیلمی درباره عشق،انسانیت و نقش شگفت هنر در متحد کردن جان هایی که به ظاهر دورافتاده و غریبه هستند و هنر زیبای نمایش توانست جان‌های آنها را متحد و دمساز همدیگر نماید.در در ابتدای فیلم وقتی دخترشکسپیر مریض و در شرف مرگ است همنت، برادر وی در کنار وی می‌خوابد به خواهرش جان می‌بخشد تا خواهرش بماند و زندگی کند. شکسپیر با از دست دادن فرزند پسرش، همنت،نمایشنامه تراژیک هملت را می‌گوید و اجرا می‌کند. در هنگام اجرا، اگنس،همسر شکسپیر حضور دارد. هنگامی که هملت به روی صحنه می‌رود و دیالوگ‌های خود را می‌گوید ،اگتس و شکسپیر در وجود هملت ، گویی پسر خود را باز می‌یابند.هملت صحنه نمایش گویی همان همنت هست که با آغاز نمایش به سوی پدر و مادر باز آمده و با پایان آن دوباره می‌رود. اما چرا شکسپیر در مقابل فقدان پسر نمایشنامه ای را سرود که به لحاظ مضمون - حداقل در ظاهر امر - کمتر با حوادث زندگی شخصی شکسپیر ارتباط دارد؟ کامو در مورد تراژدی معتقد است که انسان با زیستن در حال و هوای تراژیک، عصیان خویش را اعلام می‌کند در حالی که می‌داند این عصیان نیز حد و حدود خودش را دارد.اتسانی که بی مرگی ، آزادی ،جاودانگی و نهایتا زندگی را می‌طلبد اما خوب می‌داند که دستخوش ضرورتهایی است که آزادی وی را محدود می‌کند.فیلم تراژیک همنت این عصیان و ضرورت‌های لاجرمی را که لازمه انسانی زیستن هست، به زیبایی ترسیم می‌کند.نمایشنامه هملت به نوعی بازآفرینی یک فقدان هست.همان چراغ افروخته ای که چراغ ناافروخته را بوسه می‌دهد و می‌رود

1404/11/23 | توسطکاربر سایت
4
| |
پاسخ ها

کاش کمی درمورد این کتاب صحبت میکردید بجای این همه اسپویل

1405/01/12|توسطمحمد اشراقیان
3
|