مطالعهی پدیدههایی که نظم عمومی را به چالش میکشند و خروج از هنجارهای پذیرفتهشده به شمار میآیند، همواره دغدغهی اصلی تحلیلگران اجتماعی بوده است؛ رویکردی که کتاب «جامعهشناسی انحرافات» نوشته دکتر حبیب احمدی، مبنای تحلیل خود قرار میدهد. این اثر تلاش میکند فرآیند کجروی را از قالب یک تقصیر فردی یا زیستشناختی محض خارج کند و آن را در بستر مناسبات ساختاری جامعه بسنجد. ساختار متن نشان میدهد که انحراف یا رفتار کجروانه، مفهومی ایستا و ثابت نیست، بلکه پدیدهای کاملا نسبی و وابسته به فرهنگ، زمان و مکان است که مرزهای آن را توافقهای اجتماعی و البته اهرمهای قدرت تعیین میکنند. نویسنده ابتدا به کالبدشکافی تفاوتهای بنیادین میان جرم و انحراف میپردازد تا روشن کند که چطور برخی از رفتارها بدون آنکه قانون رسمی را نقض کنند، هنجارهای اخلاقی و عرفی را میشکنند و واکنش منفی افکار عمومی را برمیانگیزند. این کتاب دریچهای است برای فهم اینکه جامعه چگونه استانداردهای رفتاری خود را تعریف میکند و چرا بخشهایی از جمعیت، عامدانه یا تحت فشارهای بیرونی، از این مرزهای تعیینشده عبور میکنند. بخش عمدهای از فصول اولیه به مرور و دستهبندی جریانهای فکری گوناگونی اختصاص دارد که هر یک از زاویهای خاص به ریشهیابی آسیبهای اجتماعی پرداختهاند. سپس با عبور از پیشفرضهای تکعاملی، دیدگاههای زیستشناختی نظیر ژنتیک و اختلالات کروموزومی را در کنار متغیرهای روانشناختی بررسی میکند، اما وزن اصلی تحلیل را به نظریههای کلان جامعهشناسی و روانشناسی اجتماعی اختصاص میدهد. خواننده در این بخش با مکاتبی چون نظریهی آنومی یا بیهنجاری دورکیم و مرتن روبهرو میشود که نشان میدهند چگونه ناهمخوانی میان اهداف ترسیمشده در جامعه و ابزارهای مشروع برای رسیدن به آنها، افراد را به سمت مسیرهای انحرافی سوق میدهد.همچنین نظریهی انتقال فرهنگی و یادگیری اجتماعی در کنار نظریهی برچسبزنی به زیبایی نشان میدهند که کجروی نه یک ویژگی ذاتی، بلکه فرآیندی است که در جریان تعامل با گروه همسالان آموخته میشود و زمانی تثبیت میگردد که نهادهای رسمی، مهر «منحرف» را بر پیشانی فرد میکوبند؛ برچسبی که راه بازگشت او به آغوش جامعه را مسدود میکند. نویسنده در ادامهی مسیر به سراغ مصادیق ملموس و عینی آسیبها در دنیای معاصر میرود و پیوند میان ساختارهای محیطی و نرخ جرایم را واکاوی میکند. پدیدههایی چون بزهکاری جوانان و نوجوانان، توسعهی جرایم سازمانیافته و نقش کلیدی جنسیت در الگوی رفتاری مجرمان، با زبانی ساده بررسی میشوند. کتاب به طور ویژهای بر رابطهی میان شهرنشینی شتابان، فقر، حاشیهنشینی و تراکم جمعیت در کلانشهرها انگشت میگذارد و نشان میدهد که فضای کالبدی شهرها چگونه بستر مناسبی را برای بازتولید خشونت و رفتارهای خارج از عرف فراهم میسازد. در واقع، متن به جای قضاوت اخلاقی دربارهی مجرمان، به متغیرهای پنهانی اشاره میکند که دسترسی افراد را به منابع اقتصادی و منزلت اجتماعی محدود میکنند و عملا آنها را در موقعیتهای ناگزیر قرار میدهند. فصول پایانی کتاب «جامعهشناسی انحرافات» به ابزارها و واکنشهای جامعه در مواجهه با کجرویها اختصاص یافته است و کارکرد نهادهای نظارتی را به چالش میکشد. تحلیل ابزارهای سنجش و روشهای پژوهش در آسیبشناسی اجتماعی، زمینهای را فراهم میکند تا محققان به آمارهای واقعیتر و دقیقتری دست یابند و احمدی با بررسی منتقدانهی نظامهای پلیسی و دادگاهی، کارایی مکانیسمهای مجازات، بازپروری و اصلاح را زیر ذرهبین قرار میدهد. پرسش بنیادینی که در لایههای پنهان این بخش مطرح میشود این است که آیا نهادهای تربیتی و زندانها در جامعهپذیر کردن مجدد افراد موفق بودهاند یا خود به بازتولید بزهکاری دامن میزنند.
درباره حبیب احمدی
حبیب احمدی متولد سال 1332، جامعه شناس ایرانی می باشد.