کتاب چگونه یاد گرفتم دنیا را بفهمم

How I Learned to Understand the World
کد کتاب : 48786
مترجم :
شابک : 978-6222541101
قطع : وزیری
تعداد صفحه : 224
سال انتشار شمسی : 1400
سال انتشار میلادی : 2020
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 22 اسفند

معرفی کتاب چگونه یاد گرفتم دنیا را بفهمم اثر هنس روسلینگ

خاطرات تکان دهنده و با ارزش هانس روسلینگ، مغز متفکر آمار سوئدی، محقق خارق العاده و نویسنده کتاب پرفروش جهانی، چگونه یاد گرفتم دنیا را بفهمم
در مجلد به همت نشر "ملیکان" با ترجمه روان "نسیم کاشفی" به فارسی زبان ها رائه شده است.

این کتابی است که تعداد بسیار کمی از آن چاپ شده است. این اثر در واقع در مورد ملاقات با افرادی است که در مسیر کاری آقای نویسنده یک شانس محسوب می‌شده اند.

این حقایق بود که به او کمک کرد توضیح دهد که جهان چگونه کار می کند.

کتاب «چگونه یاد گرفتم دنیا را بفهمم» ، داستان خود هانس روسلینگ است از اینکه چگونه او به یک متفکر انقلابی تبدیل شد و ما را از غوطه ور شدن یک کلینیک اورژانس در موزامبیک به مجمع جهانی اقتصاد در داووس برد.

هانس روسلینگ با همکاری روزنامه‌نگار سوئدی فانی هرگستام و ترجمه دکتر آنا پترسون، خاطرات خود را با همان لذت داستان‌سرایی نوشت که وقتی صحبت می‌کرد، تمام دنیا را به شنیدن واداشت.

کتاب چگونه یاد گرفتم دنیا را بفهمم

هنس روسلینگ
هنس روسلینگ، زاده ی 27 جولای 1948 و درگذشته ی 17 فوریه ی 2017، فیزیکدان، متخصص آمار، استاد دانشگاه و سخنران سوئدی بود. او استاد بهداشت جهانی در نهاد کارولینسکا، و بنیان گذار و رئیس موسسه ی Gapminder بود که در زمینه ی ساخت نرم افزار فعالیت می کند.
دسته بندی های کتاب چگونه یاد گرفتم دنیا را بفهمم
نکوداشت های کتاب چگونه یاد گرفتم دنیا را بفهمم
In this deeply personal memoir, Rosling takes account of his life with the goal of exploring how he came to understand the world...His memoir is kind, humane, and unflinchingly honest
در این خاطرات عمیقا شخصی، روسلینگ زندگی خود را با هدف کاوش در چگونگی درک جهان شرح می دهد... خاطرات او مهربان، انسان دوستانه و به طرز چشمگیری صادق است.
Booklist Booklist

قسمت هایی از کتاب چگونه یاد گرفتم دنیا را بفهمم (لذت متن)
بخشی از سفرم به قاره ی آسیا طوری برنامه ریزی شده بود که مدتی به دانشکده ی پزشکی سنت جان در شهر بنگلور بروم. این دوره ی «اختیاری» باعث شد دیدگاهم درباره ی هند کاملا تغییر کند. کلاس خوبی بود اما بیشتر از محتوای درسی، اولین ساعت های آموزش روز اول مرا تحت تأثیر قرار داد. آن زمان به شکلی بی رحمانه فهمیدم دانشجویان سال چهارم پزشکی در هند بسیار بیشتر از من معلومات دارند. من دانشجویی کاملا مشتاق بودم. شاید همیشه شاگرد اول کلاس نمی شدم، اما معمولا نمره هایی بالا می گرفتم. باید اعتراف کنم وقتی به هند آمدم با خودم گمان می کردم در جایگاه دانشجوی پزشکی بلندپرواز سوئدی حتما بسیار بهتر از دانشجویان بومی آن جا هستم. اما به محض اینکه سر کلاس نشستم، مشخص شد در هند تقریبا در پایین ترین رده ی کلاس قرار می گیرم.

روز اول از من خواستند به گروهی از دانشجویان ملحق شوم که تصمیم داشتند عکس های ایکس ری روز قبل یک بخش بیمارستانی را از جنبه ی آموزشی مرور کنند. اولین فیلم عکاسی به اصطلاح آنژیوگرام بود؛ عکسی از رگ های خونی عضوی از بدن که در آن ماده ی حاجب تزریق کرده بودند. این عکس رگ های داخل کلیه را نشان می داد. بررسی ها برای آن بود که آن مریض با مشاهده ی خون در ادرارش به پزشک مراجعه کرده بود.

یادم می آید از اینکه بیمارستانی در هند به عکس برداری آنژیوگرام مجهز است چقدر تعجب کردم. برای گرفتن این نوع عکس باید لوله ای باریک و منعطف را که فروکاو نام دارد، از شریان کشاله ی ران وارد بدن کنند و آن را به سمت شاهرگ اصلی قلب یا آئورت پیش ببرند.