کتاب «دورانهای سخت در سرزمین فراوانی» اثری کلیدی از بنیامین اسمیت است که در دسته مطالعات اقتصاد سیاسی و علوم سیاسی جای میگیرد. این کتاب به یکی از چالشبرانگیزترین پرسشهای دهههای اخیر پاسخ میدهد: چرا وجود منابع طبیعی عظیم مانند نفت، به جای آنکه مسیری برای پیشرفت و رفاه باشد، در بسیاری از کشورها به عاملی برای بیثباتی، استبداد و ضعف ساختاری تبدیل شده است؟ اسمیت با نگاهی عمیق به مفهوم «نفرین منابع»، برخلاف دیدگاههای سنتی که نفت را ذاتا مخرب میدانند، استدلال میکند که پیامدهای ثروت نفتی بیش از هر چیز به بستر تاریخی و زمانبندی ورود این درآمدها به چرخه اقتصادی کشورها بستگی دارد. او با تمرکز بر دو نمونه مطالعاتی یعنی ایران و اندونزی، نشان میدهد که چگونه تفاوت در ساختار نهادهای دولتی و قدرت گروههای مخالف پیش از کشف نفت، میتواند سرنوشت سیاسی یک ملت را به کلی تغییر دهد. نویسنده در تبیین نظریه خود بر مفهوم «توسعه دیرهنگام» تاکید ویژهای دارد. بر اساس تحلیل اسمیت، اگر درآمدهای نفتی زمانی وارد اقتصاد شوند که دولت هنوز نهادهای بوروکراتیک قوی و سیستم مالیاتی کارآمدی نساخته باشد، حاکمان به جای سرمایهگذاری بر زیرساختهای پایدار، به سمت سیاستهای توزیع رانت و وفاداریسنجی مالی میروند. این وضعیت باعث میشود پیوند پاسخگویی میان دولت و شهروندان گسسته شود؛ چرا که دولت برای بقای خود نیازی به دریافت مالیات و رضایت عمومی ندارد. در مقابل اگر کشوری پیش از دستیابی به درآمدهای کلان نفتی، با چالشهای جدی از سوی مخالفان اجتماعی روبرو بوده و مجبور به ساخت ائتلافهای سیاسی گسترده و نهادهای اداری منسجم شده باشد، احتمال اینکه بتواند از ثروت نفت برای تثبیت رژیم و توسعه اقتصادی استفاده کند، بسیار بیشتر است. این تفاوت ساختاری توضیح میدهد که چرا نوسانات قیمت نفت در بازارهای جهانی، برخی رژیمها را به مرز فروپاشی میکشاند و برخی دیگر را به سوی اصلاحات نهادی سوق میدهد. در بخش مقایسهای کتاب «دورانهای سخت در سرزمین فراوانی»، اسمیت به واکاوی دقیق مسیر متفاوت ایران و اندونزی پرداخته و معتقد است در ایران دوران پهلوی، ورود حجم عظیم درآمدهای نفتی پس از آغاز فرآیند توسعه دیرهنگام و در شرایطی رخ داد که نهادهای دولتی از استحکام کافی برخوردار نبودند. این امر منجر به ایجاد یک سیستم رانتی شد که در برابر بحرانهای اقتصادی اواخر دهه پنجاه خورشیدی تاب نیاورد و در نهایت به سقوط رژیم انجامید. اما در نمونه اندونزی، به ویژه در دوران سوهارتو، فرآیند دولتسازی و ایجاد نهادهای مالیاتی پیش از وابستگی مطلق به نفت شکل گرفته بود. همین پیشزمینه تاریخی به اندونزی کمک کرد تا بحرانهای ناشی از کاهش قیمت نفت در دهه هشتاد میلادی را با موفقیت پشت سر بگذارد. بنیامین اسمیت با استفاده از دادههای آماری گسترده از چندین کشور صادرکننده نفت، ثابت میکند که ثروت منابع طبیعی به تنهایی عامل شکست نیست، بلکه این نوع مدیریت سیاسی و زمانبندی ادغام رانت در بدنه دولت است که دورانهای سخت یا شکوفایی را در سرزمینهای فراوان رقم میزند.
درباره بنیامین اسمیث
بنجامین اسمیت استادیار علوم سیاسی در دانشگاه فلوریدا و نویسنده است.
دسته بندی های کتاب دوران های سخت در سرزمین فراوانی