کتاب شبگرد خیال

Shabgard-e Khial
کد کتاب : 52650
شابک : 978-6001871269
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 504
سال انتشار شمسی : 1401
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 10
زودترین زمان ارسال : 12 خرداد
مژگان مظفری
مژگان مظفری متولد کرمانشاه است و نیاکانش شیرازی بودند، پدربزرگش علیمرادخان حبیبی از طایفه ی بزرگ الهیار خانی از همان ابتدا او را با شعر و هنر آشنا کرد، مظفری نویسندگی را به صورت آماتور از سال ۱۳۷۲ آغاز کرد و اولین اثر خود را در سال ۱۳۷۸ به چاپ رساند، از او تا به حال بیست اثر به چاپ رسیده و بیشتر کتابهایش چاپ‌های بسیاری خورده است.
دسته بندی های کتاب شبگرد خیال
قسمت هایی از کتاب شبگرد خیال (لذت متن)
ژوانا نگاه گنگ و خسته اش را به امتداد جاده دوخت، نگاهش چرخید روی درخت های دو طرف جاده و بادی که زوزه کشان از میانشان می گذشت و برگ ها را توی هوا می رقصاند. حس می کرد با حرکت باد، درختان سر کج کرده اند، گاهی به راست و گاهی به چپ… هنوز هم پی به قانون طبیعت نبرده بود و سر از اسرار پر راز و رمز خلقت در نمی آورد. هوای غبار آلود و آسمان بی رنگ بیشتر دلش را مچاله می کرد بغضی که به سیبک گلویش فشار می آورد، راه نفس کشیدنش را مشکل کرده بود. کوله ی سنگین روی پشتش نیز قوز بالا قوز بود. دوست داشت به گام هایش سرعت بخشد اما انگار به هر کدام از پاهایش وزنه ی سنگینی آویزان بود که راه رفتن را برایش سخت می کرد بالاخره به مقصد رسید، اما دیرتر از هر روز. تکرار برنامه هر روز را انجام داد با این تفاوت که دیگر خندان نبود و شیطنت چشم هایش در غباری از غم گم شده بود. کوله اش را داخل یکی از کمدها گذاشت و به سرعت مایو را جایگزین لباس هایش نمود. مثل روزهای پیش حوصله ی جکوزی داغ و سرد را نداشت و خودش را انداخت توی سونای بخار، شاید می خواست غم هایی را که بر دلش سنگینی می کند توی بخار گم کند. سونای بخار برایش دنیایی دیگر بود، دنیایی محو و مات، دنیایی که از روشنی و شفافی دنیای بیرون جدا بود و حالا نیاز به این دنیای گیج کننده داشت.