1. خانه
  2. /
  3. کتاب لباس جدید پادشاه

کتاب لباس جدید پادشاه

4 از 1 رأی

کتاب لباس جدید پادشاه

کلاسیک های کودکانه 4، (گلاسه)
The Emperor's New Clothes
انتشارات: قدیانی
٪10
300000
270000
معرفی کتاب لباس جدید پادشاه
«لباس جدید پادشاه» نوشته‌ی هی جیا چنگچان جلد چهارم از مجموعه‌ی «کلاسیک‌های کودکانه» است. در این چند هزار سال که از زندگی بشر می‌گذرد، قصه‌ها و افسانه‌های زیادی نوشته شده‌است، اما تعداد کمی از آن‌ها باقی مانده و به این روزها رسیده است. مجموعه‌ی کلاسیک‌های کودکانه روایت تعدادی از این قصه‌های ماندگار و جذاب هستند؛ قصه‌هایی که که هر بار می‌خوانیم، دریچه‌‌ای تازه‌ از دنیای زیبایی‌ها به روی‌‌مان باز می‌شود.
«لباس جدید پادشاه» داستان مشهوری از هانس کریستیان آندرسن است. داستان درباره‌ی دو خیاط است که به امپراتور قول یک لباس جدید را می‌دهند. این داستان برای نخستین بار در سال ۱۸۳۷ منتشر شده است. آندرسن این داستان را با الهام از داستانی اسپانیایی در قرن چهاردهم نوشته است. این قصه به بیش از ۱۰۰ زبان ترجمه شده است و بارها از آن فیلم، تئاتر، انیمیشن و موسیقی اقتباس شده است.
پادشاهی علاقه‌ی زیادی به لباس‌های زیبا و گران‌قیمت دارد و بیشتر وقت خود را صرف لباس‌های گوناگون و نمایش آن‌ها می‌کند. روزی دو مرد به شهر می‌آیند و ادعا می‌کنند که پارچه‌ای جادویی می‌بافند که فقط برای افراد دانا و شایسته قابل دیدن است. آن‌ها شروع به کار می‌کنند اما هیچ پارچه‌ای در کار نیست. با این حال، آن‌ها تظاهر به بافتن می‌کنند و نخ‌های نامرئی را به نمایش می‌گذارند. وزیران و درباریان، هر یک به نوبت برای بازدید می‌آیند، اما چون چیزی نمی‌بینند و نمی‌خواهند نادان یا نالایق به نظر برسند، وانمود می‌کنند که لباس زیبایی در حال دوختن است و دو مرد خیاط را تحسین می‌کنند. پادشاه نیز چنین می‌کند و دستور می‌دهد لباسی از آن پارچه برایش بدوزند.
در روز جشن، پادشاه در حالی‌که هیچ لباسی به تن ندارد، با غرور در خیابان راه می‌افتد و مردم نیز از ترس این‌که نادان به نظر بیایند، شروع به تحسین لباس خیالی او می‌کنند. تا این‌که کودکی فریاد می‌زند: «پادشاه که هیچ لباسی نپوشیده!» ناگهان سکوت جمعیت شکسته می‌شود و همه می‌فهمند که فریب خورده‌اند.
این داستان نه‌تنها درباره‌ی غرور و خودشیفتگی حاکمان است، بلکه به ترس مردم از مخالفت با اکثریت و میل به همراهی با جمع (حتی به بهای نادیده گرفتن واقعیت) می‌پردازد. کودک نمادی از بی‌پیرایگی و صداقت است که بدون ترس حقیقت را می‌گوید. «لباس جدید پادشاه» داستانی زیبا و پندآموز است که کودکان را تشویق به درستکاری و صداقت می‌کند.
قسمت هایی از کتاب لباس جدید پادشاه

در زمان های خیلی خیلی دور، پادشاهی بود که دلش می خواست همیشه لباس های خوب بپوشد. خیاط های مخصوص شاه، هر روز یک لباس تازه برای او می دوختند. روزی رسید که خیاط های او دیگر نتوانستند لباسی با شکل تازه برایش بدوزند. پادشاه خودخواه عصبانی شد و فریاد زد: من قبلا این لباس را پوشیده ام! مگر نمی دانید که من هیچ وقت یک لباس را دوبار نمی پوشم. یک روز دو آدم حقه باز به قصر شاه آمدند و گفتند جناب شاه، ما از راه خیلی دوری به اینجا آمده ایم تا شما را راضی کنیم. ما بافنده هایی هستیم که کار خود را خیلی خوب بلد هستیم. ما می توانیم پارچه عجیبی ببافیم. این پارچه مخصوص، طوری است که آدم های احمق نمی توانند آن را ببینند. پادشاه گفت: هووووم… چه جالب! این طوری می توانم بفهمم که کدام یک از وزیرانم با هوش و کدام یک احمقند. پادشاه به اتاقی رفت که بافنده ها در آن کار می کردند. اما او در ماشین بافندگی چیزی ندید. با خودش فکر کرد: یعنی چه؟! چرا من نمی توانم پارچه را ببینم؟! یعنی من یک احمقم؟ نه، من نباید بگویم که چیزی نمی بینم! بنابراین پادشاه به بافنده ها گفت که از پارچه خیلی خوشش آمده است. هر دو وزیر توی دلشان گفتند: چقدر بد است که من نمی توانم پارچه را ببینم! و خیلی زود خبر دادند که تمام پارچه بافته شده است. آن ها این طور نشان دادند که دارند پارچه را می برند و لباس جدیدی برای شاه می دوزند. بافنده ها به پادشاه کمک کردند که لباس هایش را در بیاورد و لباس جدیدش را بپوشد. شاه خودش را گول زد و در دل گفت : وای چقدر عالی است! این لباس مثل پر سبک و مثل نسیم لطیف است. روزی رسید که نزدیکان شاه یک نمایش رژه ترتیب دادند. شاه در حالی که مثل سربازها پا می کوبید و رژه می رفت با صدای بلند گفت : اهم … فقط آدم های دانا می توانند لباس جدید مرا ببینند و...

مقالات مرتبط با کتاب لباس جدید پادشاه
آشنایی با «اسطوره» و دلایل اهمیت آن
آشنایی با «اسطوره» و دلایل اهمیت آن
ادامه مقاله
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب لباس جدید پادشاه" ثبت می‌کند