لبه ی حفاظ چوبی ایوان نشست و خنکای دلچسب هوا را نفس کشید. آسمان رو به روشنی می رفت. تصویر محو ماه در حوض افتاده بود. روزهای اول آمدنش به این خانه، حاجی بابا قصه ای برایش گفته بود از پری آب ها. پری زیبایی که در عمق آب زندگی می کرد، جایی مثل حوض فیروزه ی حیاط . پری ای که حاجی بابا از آن گفته بود، مثل همه ی پری های دنیا زیبا بود و مهربان ولی یک خصوصیت عجیب هم داشت، و آن اینکه دهان نداشت و حرف نمی زد، اما حرف دل همه را می فهمید و نیاز نبود که به زبان برایش بگویی. فقط کافی بود کنار آب بنشینی و خیره ی آن بشوی. آن وقت بود که خود پری همه ی ناگفته ها را می فهمید . آن وقتها نمی دانست حاجی بابا فقط برای اینکه سنگینی باری که روی دلش داشت را کم کند این داستان را سر هم کرده است. باورش کرده بود و چقدر بعد از شنیدن این قصه یاسمن کوچک لبه ی حوض نشسته و به آب خیره شده بود!
وای که من چه قدر در حین خوندن کتاب از دست لیلی حرص خوردم. با کارهای احمقانه و خودخواهانه کل خاندان دادفر و به فنا داد. مصداق اون ضرب المثل که میگه یه دیوونه یه سنگی میندازه توی چاه، هزارتا عاقل نمیتونن درش بیارن.
قلم پختهی خانم نوروزی رو دوست دارم.این سومین کتابیه که ازشون میخونم. داستان کتاب پر از معما و گرههای کور در گذشته ست که کسرا دادفر که عاشق و دلباختهی دخترعموشه میخواد از این راز سردربیاره تا دختر عموی بیمارش و که به خاطر حادثهی تلخی در گذشتههای دور قدرت تکلمش و از دست داده نجات بده. داستان کتاب شمارو به دنبال خودش میکشونه. آخ که چه قدر از دست لیلی حرص خوردم. مثل یک بختک افتاد روی زندگی دادفرها و بیچارشون کرد. مثل اینکه این دختر با خودش نحسی همراه آورده بود از رودبار!
لطفا موجود کنید. خیلی وقته منتظر نسخه چاپی این کتابم.
داستان شیرین و دلچسبی داشت، شخصیت پسر حامی و عاشق بود، از خوندنش لذت بردم
میشه بگید چرا این سایت رمان رو داره میفروشه ولی بقیهی سایتا رایگان برای دانلود گذاشتن؟حکم شرعیش چی میشه
در ابتدا این کتاب در کانال تلگرامی خود نویسنده به صورت رایگان بود اما بعدا مجوز چاپ گرفت و چاپ شد. الان ما وظیفه داریم که نسخه چاپی رو خریداری کنیم و خود نویسنده به دانلود رایگان این کتاب رضایت ندلرند