این کتاب به عنوان یک اثرِ ـ به اصطلاح ـ پژوهشی ، فاقد ارزش علمی و تاریخی است زیرا گِردآورندهٔ کتاب و مؤسسه ای که آن را منتشر کرده و خود را «پژوهشکدهٔ تاریخ معاصر» نامیده است ، هرگز به مثابهٔ یک پژوهشگرِ تاریخ ، روایتِ مُنصفانه ای نسبت به موضوعِ کتاب ارائه نداده و صرفاً با نگاهی ایدئولوژیک ، برداشتی گُزینشی از متنِ اصلیِ کتابِ «یادداشتهای علم» که در شش جلد ، به همتِ سیاستمدار برجستهٔ تاریخ معاصر ، دکتر علینقی عالیخانی به چاپ رسیده را در معرض دید گذاشته و با تأکید بر ضعفها و کاستیهای دوران پهلوی ، تمرکزِ خود را بیشتر بر خصوصیاتِ شخصیتی و اخلاقیِ محمدرضا پهلوی و خانوادهٔ او قرار داده است. به قولِ حافظ : «عیبِ میجمله چو گفتی ، هنرش نیز بگو...». یک پژوهشگرِ تاریخ چنانچه بخواهد یک اثرِ علمی ، مستند و تأثیرگذار از خود به جای گذارد ، لازم است به همهٔ جنبههای سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگیِ وقایعِ تاریخی در مقطعِ زمانیِ مورد نظر بپردازد و چنانچه از مستنداتی استفاده میکند ، میبایست با امانت داری ، عینِ مستند را ذکر نماید نه با تغییرِ جمله بندیِ متنِ اصلیِ کتابِ «یادداشتهای علم» ، برداشتهای غیرمنصفانهٔ خود را که بیشتر در پاورقیها و ابتدای هر فصل از کتاب آمده ، به خواننده القا نماید. طنزِ تلخِ ماجرا آن است که تمامیِ خصوصیاتِ منفی که نویسنده به رژیم پهلوی نسبت میدهد ، به اَشکالِ گوناگون و با شدتِ بیشتری در ایرانِ پسا پهلوی نیز وجود دارد. تنها ویژگیِ مثبتِ کتاب ـ به مانند کتابِ دیگرِ نویسنده ، تحتِ عنوانِ «تاریخ تحولات سیاسی ایران» ـ عکسهای متعدد و متنوعی است که در جای جایِ کتاب به چاپ رسیده است.
هرکسی که برخلاف نظرتون حرف بزنه رو متهم میکنید....کجای ایران پسا پهلوی دختران توسط رهبر جامعه به پادشاههای کشورهای دیگر مثل پادشاه عمان تعارف شدند؟! خودت هم تحلیلت یک طرفه هست و سوگیری داره....پس چیزی به اسم روایت بی طرف حداقل در تاریخ وجود نداره.