نفس بریده

The Hunger Angel

مشخصات کتاب نفس بریده
مترجم :
شابک :978-964-8944-64-8
قطع :رقعی
تعداد صفحه :344
سال انتشار شمسی :1394
سال انتشار میلادی :2009
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :3
زودترین زمان ارسال :4 تیر

هرتا مولر برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 2009

معرفی کتاب نفس بریده اثر هرتا مولر | ایران کتاب

کتاب نفس بریده، رمانی تاریخی نوشته ی برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات، هرتا مولر است. در صبحی برفی در ژانویه ی 1945، پسری هفده ساله به نام لئو اوبرگ به اردوگاهی در اتحاد جماهیر شوروی فرستاه می شود. لئو مجبور می شود که پنج سال را در شرایطی بسیار سخت با کارهایی چون جا به جا کردن زغال سنگ، انتقال آجر، درست کردن ملات و مبارزه با گرسنگی طاقت فرسای حاکم بر اردوگاه کار بگذارند. در این اردوگاه جهنمی، انتقال هر بیل پر از ذغال سنگ، معادل یک گرم نان است. هرتا مولر با ارائه ی داستانی جذاب و به یاد ماندنی، دنیای کابوس وار اردوگاه کار اجباری را با تمام پوچی هایش به تصویر می کشد و از زبان لئو، که از زور گرسنگی به بینشی وهم آلود و ژرف دست یافته، به بیانِ بیان نشدنی ها می پردازد.

کتاب نفس بریده

هرتا مولر
هرتا مولر، زاده ی ۱۷ اوت ۱۹۵۳، نویسنده، شاعر و مقاله نویس رومانیایی تبار آلمانی است که سال ۲۰۰۹ برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات شد.مولر سال ۱۹۵۳ در یک روستای آلمانی زبان در غرب رومانی به دنیا آمد و خانواده اش جزو اقلیت آلمانی کشور رومانی بود. مادرش پس از جنگ جهانی دوم توسط نیروهای نظامی شوروی به اردوگاه کار اجباری اعزام شد.پدربزرگش زمانی کشاورز و تاجر ثروتمندی بود که دارایی اش به دست حکومت کمونیستی رومانی ضبظ شد. پدرش نیز زمان جنگ جهانی دوم از اعضای گروه اس اس وافن بود و در دوره ی حکومت کمونیست ه...
نکوداشت های کتاب نفس بریده
A journey into the depths of one man's soul.
سفری به ژرفای روح یک انسان.
Goodreads

A wonderful, passionate, poetic work of literature.
یک اثر ادبی شگفت انگیز، پرشور و شاعرانه.
New York Review of Books New York Review of Books

A masterpiece.
یک شاهکار.
Financial Times

قسمت هایی از کتاب نفس بریده (لذت متن)
مادربزرگ از راهروی چوبی، درست همان جایی که کنتور گاز بود، گفت: «شک ندارم که دوباره بر می گردی.» من به این جمله از روی عمد توجه نکردم اما بی آن که بدانم آن را با خودم به اردوگاه بردم و اصلا خبر نداشتم که همراهم آمده. البته که چنین جمله ای مستقل عمل می کند. اثری که این جمله بر من گذاشت، خیلی بیشتر از اثر همه کتاب هایی بود که همراه خودم برده بودم. چون من از آنجا زنده برگشتم، به خودم اجازه می دهم که بگویم: چنین جمله ای انسان را زنده نگه می دارد.

وقتی آدم، مدت مدیدی از سرزمنیش خبری دریافت نکرده باشد از خود می پرسد آیا اصلا می خواهد به آنجا بازگردد و چه آرزویی باید در آنجا داشته باشد.

پیش از رفتن به اردوگاه هفده سال تمام ما این وسایل بزرگ مثل درها، کمدها، میزها و فرش ها را با هم قسمت کرده بودیم و نیز وسایل کوچک را: بشقاب، فنجان، نمکدان، صابون و کلیدها، نور و پنجره، روشنی چراغ ها را، و حالا من جایگزین همه ی این ها شده بودم. و اینک این من بودم که عوض شده بودم و همگی ما می دانستیم که دیگر آنچه بودیم، نیستیم و هرگز هم نخواهیم بود. غریبه بودن باریست بس گران اما غریبی کردن از فاصله ای نزدیک تر از مو، باری است به مراتب گران تر.