آینه ی تمام نمای زندگی بشر در ادبیات تاریخی

می توان گفت که هدف اصلی این ژانر، «زندگی بخشیدن به تاریخ» از طریق ساختن داستان هایی درباره ی گذشته یا یک دوره ی تاریخی خاص است.

بعضی از ما عاشق تاریخ هستیم. اما برخی دیگر... خب چطور بگوییم؟ شاید گهگاهی سر کلاس تاریخ خوابمان برده باشد! فرقی ندارد جزو کدام گروه هستید. پیشنهاد امروز ما این است: با ایران کتاب همراه شوید تا ببینیم ادبیات تاریخی چگونه سفر در زمان را ممکن می کند و ما را به دوره هایی از گذشته می برد تا امروزمان را بهتر بسازیم. قرار است برای چند دقیقه هم که شده از هیاهوی دنیای پسامدرن فارغ شویم و چمدان را به مقصد دوره های زمانی قدیم ببندیم.

ادبیات تاریخی، دیروز را به امروز پیوند می دهد

می توان گفت که هدف اصلی این ژانر، «زندگی بخشیدن به تاریخ» از طریق ساختن داستان هایی درباره ی گذشته یا یک دوره ی تاریخی خاص است. این نوع داستان سرایی، معمولاً از طریق بازسازی شخصیت ها، رویدادها، جریان ها، شیوه های زندگی و روح روزهای گذشته صورت می گیرد. 
واضح است که هر داستان تاریخی باید به نوعی به تاریخ بپردازد. معمولاً آن دوره ی زمانی و تصویرهای مربوط به آن در مرکزیت داستان قرار می گیرد. مثلاً کتاب «دن آرام»، داستان کشمکش های خانواده ی دُن کازاک را در جنگ جهانی اول، انقلاب روسیه و جنگ داخلی این کشور روایت می کند.

رمان تاریخی، بستر مناسبی را برای مطرح کردن نظریات نویسنده درباره ی رویدادهای سیاسی و اجتماعی  فراهم می کند. مثلاً در رمان «گفتگو در کاتدرال» نوشته ی «ماریو بارگاس یوسا»، دغدغه های انسانی آن چنان در بستر تاریخی داستان قرار گرفته اند که شاید در حین خواندن رمان از خودمان بپرسیم «یوسا» تاریخ نگار است یا روانشناس؟ جامعه شناس است یا سیاستمدار؟ بله، «ماریو بارگاس یوسا» نویسنده است، خالقی که با چیره دستی هر چه تمام تر، شاهکاری تاریخ ساز از خود به جای گذاشته است.

ژانر تاریخی، دریچه ای را در مقابل چشمانمان می گشاید تا از درون آن به گذشته و خاطرات جمعی نسل بشر بنگریم و مهم تر از آن، با گشودن این دریچه، بر امروز ما تأثیر می گذارد تا فردیت و زندگی منحصر به فردمان را بهتر بشناسیم.

نویسنده ی ژانر تاریخی چه می کند؟

نویسنده ی ادبیات تاریخی، وقایع تاریخی را با تخیل و شیوه های نگارش خلاق می آمیزد تا هنر خود را بروز دهد. نویسندگان این ژانر می توانند از تاریخ الهام بگیرند و بقیه ی کار را به نوآوری های خود بسپارند. اما یکی از لازمه های این ژانر، تسلط بر ماهیت تاریخی دوره ای است که داستان به آن مربوط می شود. چرا که یک اثر تاریخی تنها در صورتی موفق می شود که نویسنده درباره ی زبان، فرهنگ، نگرش ها و گرایش های مردمِ آن دوران، اطلاعات کافی داشته باشد. در این شرایط، جزئیات داستانی به بهترین حالت ممکن کنار هم قرار می گیرند. بنابراین، نوشتن در این ژانر، چالش های خاص خود را دارد و به هیچ وجه، کار ساده ای نیست. نویسنده ی ژانر تاریخی، بندبازی است که نباید حتی لحظه ای از تعادل خارج شود. تعادل برای نویسنده ی این ژانر در گرو برقرار کردن توازن میان توقعات مخاطب در زمان معاصر و وفادار ماندن به صحت وقایع تاریخی است. 

گفتیم نویسندگان ژانر تاریخی باید درباره ی دوره ی زمانی مورد نظرشان، به طور کامل تحقیق کنند. آن ها باید بدانند مردم آن روزگار چگونه زندگی می کردند، چه می خوردند، خانه های آن دوره به چه شکل بوده و استفاده از چه ابزاری مرسوم بوده است. اما این اطلاعات باید با احتیاط به کار برده شوند چرا که اگر رمان به دستاویزی برای شرح وقایع تاریخی تبدیل شود، ممکن است اصل داستان از بین برود. به همین دلیل، نویسنده نباید روایت را در خیل عظیم جزئیات تاریخی گم کند و داستان همیشه باید در اولویت قرار گیرد.

رمان تاریخی تا چه اندازه باید به تاریخ وفادار باشد؟

تاریخ دانان و رمان نویسان، نقطه نظرهای متفاوتی نسبت به ژانر تاریخی دارند. سؤال اصلی این است که نویسنده ی داستان تاریخی چه قدر می تواند در گذشته دخل و تصرف کند؟ آیا نویسنده می تواند وقایع تاریخی را به گونه ای دستکاری کند تا رمان جذاب تر شود؟

همه ی این ها به سلیقه ی نویسنده بستگی دارد. ممکن است نویسنده ی رمان تاریخی، وقایع تاریخی و شخصیت های حقیقی را در کنار شخصیت های ساختگی قرار دهد. اما برای بالا بردن کیفیت داستان، لزوماً نیازی نیست که شخصیت هایی تخیلی طراحی شوند که در ارتباط با شخصیت اصلی (که معمولاً شخصیتی برآمده از دل تاریخ است) باشند. 

مهم ترین نکته برای مخاطب ژانر تاریخی این است که با داستان سر و کار دارد و نباید توقع داشته باشد نویسنده به همه ی شخصیت ها و رویدادهای تاریخی وفادار باشد. نویسنده ی این ژانر می تواند بذر علاقه به دوره ای از تاریخ را در ذهن مخاطب بکارد تا خواننده برای تحقیقات بیشتر به منابع تاریخی رجوع کند. پس وقتی به سراغ داستان های تاریخی می روید، به خاطر داشته باشید که وظیفه ی نویسنده ی داستان تاریخی مانند نویسنده ی همه ی ژانرهای دیگر، در وهله ی اول، داستان پردازی است و خالق کتاب می تواند برای جذاب تر شدن داستان، از تخیل خود کمک بگیرد.

داستان تاریخی، طیف وسیعی را در بر می گیرد

داستان تاریخی، ممکن است با ژانرهای دیگر همپوشانی داشته باشد. مثلاً داستان تاریخی ماجرایی («خانواده موسکات»)، داستان تاریخی معمایی («ماه الماس»)، داستان تاریخی فانتزی («جاناتان استرنج و آقای نورل») و بسیاری نمونه های دیگر. همه ی این داستان ها، ماهیت تاریخی دارند اما از عناصر ژانرهای دیگر نیز بهره می برند. 



این نوع از داستان، هیچ حد و مرزی ندارد. دوره های مختلف تاریخی و سرزمین های گوناگون در داستان های تاریخی به تصویر کشیده می شوند؛ از قرون وسطی در داستان «ستون های زمین»  نوشته ی «کن فالت» گرفته تا زندگی بردگان سیاه پوست در داستان «دلبند»، شاهکار فراموش نشدنی «تونی موریسون». روم باستان و زندگی امپراتور رومی، کلودیوس در داستان «منم کلودیوس»؛ دوران اوج استبداد نیکولای چائوشسکو در رومانی در داستان «سرزمین گوجه های سبز»؛ سلطه ی انگلستان بر هند در کتاب «گذری به هند» اثر «ادوارد مورگان فورستر» و به تصویر کشیدن ترکیه از ابتدای قرن بیستم تا دهه ی 1970 میلادی در رمان «آقای جودت و پسران» نوشته ی «اورهان پاموک»، هر یک قطعه ای از پازل بزرگ ادبیات تاریخی جهان هستند.

تفاوت تاریخ و ادبیات تاریخی

یکی از مهمترین تفاوت های تاریخ و ادبیات تاریخی، این است: تاریخ باید از نقطه نظری نوشته شود که نماینده ی دیدگاه واقعی، تحریف نشده و غیر داستانی مؤلف باشد. در اثر تاریخی، صدای مؤلف به وضوح شنیده می شود و نویسنده به خواننده می گوید چه اتفاقاتی به چه دلیلی رقم خورده اند. بر همین اساس، آثاری چون «نبرد من» اثر «آدولف هیتلر»، کتاب «آن فرانک: خاطرات یک دختر جوان»، «باراک اوباما در رویای پدر»، «حسرت نمی خوریم»، «زندگی در کره ی شمالی» و « فرار از اردوگاه 14» آثاری تاریخی هستند.



اما در داستان های تاریخی، نویسنده ممکن است داستان را از نقطه نظر شخصیت های واقعی یا خیالی نقل کند تا خواننده با تخیل خود قصه را به شکلی جذاب تر دریابد. موقعیت ها در داستان تاریخی ممکن است واقعی یا ساختگی باشند (در حالی که در آثار تاریخی، ما به نویسنده اعتماد داریم که جز واقعیت چیزی نمی گوید). همان طور که پیش تر گفتیم، طرح داستانی در رمان های تاریخی نیز ممکن است منطبق بر تاریخ یا آمیخته با تخیلات نویسنده باشد. به عبارت دیگر، در مقایسه ی تاریخ و داستان های تاریخی می توان به این نتیجه رسید که کتاب تاریخی، گزارشی مستند درباره ی خود تاریخ یا تحلیل شرایط تاریخی است اما داستان تاریخی، قصه ای است که به دوره ای از تاریخ می پردازد و نویسنده می تواند بنا به ضرورت داستانی، تغییراتی در رویدادهای تاریخی ایجاد کند. از این رو، شخصیت های خیالی و صحنه پردازی های ساختگی در داستان تاریخی جای دارند.

چه زمانی رویدادها به تاریخ می پیوندند؟

همیشه می گوییم گذشته ها، گذشته. اما به نظر شما، چه مدت باید بگذرد تا لقب «گذشته» را به یک دوره ی زمانی خاص اطلاق کنیم؟ کتاب هایی که به تمدن های باستانی، قرون وسطی (که با نام عصر تاریک نیز شناخته می شود) و جنگ داخلی آمریکا مربوط می شوند، بدون شک تاریخی هستند. کسی در تاریخی بودن کتاب هایی مثل «سینوهه پزشک مخصوص فرعون» و «آنک نام گل» (که در صومعه ای ایتالیایی در سال 1327 میلادی می گذرد) شکی ندارد. اما برای ما که در قرن بیست و یکم زندگی می کنیم، آیا می توان کتابی را که ماجراهای آن به سال 1966 مربوط می شوند، تاریخی دانست؟ 

با اندیشیدن به این سؤال، اولین فکری که در ذهنمان جرقه می زند این است که همه ی ما روزی به تاریخ می پیوندیم. در دوره های گذشته، به دلیل سرعت کمتر پیشرفت های تکنولوژی نسبت به عصر حاضر، باید مدت زمان زیادی می گذشت تا دوره ای به تاریخ بپیوندد. اما با پیشروی در عصر حاضر، هر روز در سرتاسر جهان، صدها رویداد تاریخ ساز در جریان است و شاید بتوان گفت که با تمام شدن هر دهه، می توانیم آن دوره را به تاریخ بفرستیم. حتی برای برخی از ما، زندگی چند سال پیشمان، تاریخی به نظر می رسد. این روند در آینده چگونه خواهد بود؟ هیچ چیز غیر ممکن نیست. احتمال دارد سیر خطی زمان، به همان ترتیبی که فکرش را می کردیم، پیش نرود و بشر، آینده را روز به روز بیش تر به گذشته پیوند بزند. شاید روزی همه ی ما از تکنولوژی خسته شویم و به زندگی گذشتگانمان بازگردیم.



همه ی این ها را گفتیم تا تأکید کنیم به همان اندازه که مطالعه ی ژانر «علمی تخیلی» ضروری است، نباید از اهمیت ادبیات تاریخی غافل شد.

هدایای رمان تاریخی به ما

داستان تاریخی، هیچ حد و حدودی نمی شناسد. ژانر تاریخی همان قدر می تواند در داستان های عاشقانه حضور پر رنگی داشته باشد که در داستان های جنگی. در این ژانر، «جنگ و صلح» اثر جاودان «لئو تولستوی» (منتشر شده در سال 1867) و «تالار گرگ» نوشته ی «هیلاری مانتل» (منتشر شده در سال 2009) هم زمان حضور دارند.

داستان های تاریخی، همه ی وجوه زندگی انسان را در خود دارند: درام، رمز و راز، عشق، هیجان، وحشت و خشونت. ادبیات تاریخی ما را به زمان و مکان دیگری می برد. خواندن رمان تاریخی مانند بازدید از موزه است. در آن جا، لباس ها، وسایل و سنت هایی را می بینیم که مدت هاست از زندگی امروزه ی ما به صندوقچه ی تاریخ کوچ کرده اند. داستان تاریخی، خزانه ای گرانبها را به روی ما می گشاید. برخی از این هدایا را به شما معرفی می کنیم:


آموزه هایی درباره ی تاریخ 

رمان تاریخی به خواننده هایش، درباره ی گذشته می آموزد. پس اگر می خواهید درس تاریخ را برای دانش آموزانتان جذاب تر کنید، یکی از بهترین راهکارها، استفاده از ادبیات تاریخی است. جنبه ی آموزشی ادبیات تاریخی می تواند اشتیاق برای یادگیری درباره ی دنیاهای ناشناخته را در همه ی ما برانگیزد. 



کتاب «سیذارتا» نوشته ی «هرمان هسه»، رمانی درباره ی زندگی بودا و مسیر او به سمت روشن ضمیری و نور ادراک است که به خودشناسی منجر می شود. کتاب «دکتر ژیواگو» از طریق داستانی بی نظیر، تأثیرات انقلاب روسیه را بر خانواده ای ثروتمند بررسی می کند. رمان «وداع با اسلحه» اثر مشهور «ارنست همینگوی» در پشت صحنه ی رابطه ای عاشقانه، به ماجراهایی از جنگ جهانی اول می پردازد. داستان «یعقوب کذاب» از رمان های مربوط به هولوکاست است. کتاب «نسل اژدها» از اشغال چین توسط ژاپنی ها در جریان جنگ جهانی دوم می گوید و رمان «امبرسون های باشکوه» در اوایل قرن بیستم می گذرد و از زندگی اشرافی خانواده ی امبرسون، پرده برمی دارد. 

رازهایی برای کشف

اگر از آن دسته کسانی هستید که فکر می کنید مطالعه ی رمان تاریخی حوصله سر بر است چون می دانیم داستان چگونه به پایان می رسد، باید بگوییم سخت در اشتباهید! این که یک رمان درباره ی دوره ای از تاریخ نوشته شده که فکر می کنید آن دوره را به خوبی می شناسید، اصلاً به این معنی نیست که از همه ی رمز و رازهایی که نویسنده برایتان در نظر گرفته، آگاهید. ممکن است درباره ی ویلیام شرمن و وقایع جنگ‌های داخلی آمریکا چیزهایی بدانید اما آنچه که «ادگار لارنس دکتروف» در رمان «پیش روی» برایتان طراحی کرده، ورای اطلاعات تاریخی است. این موضوع درباره ی تاریخ ادبیات نیز صدق می کند. کتاب «مرگ به پمبرلی می آید» به ادامه ی ماجرای زندگی شخصیت های «غرور و تعصب» شاهکار «جین آستین» می پردازد اما دانستن این نکته هیچ چیزی از داستان را لو نمی دهد، چرا که نویسنده، معمایی جنایی در داستان گنجانده است. پس اگر فکر می کردید که داستان تاریخی چیز زیادی برای ارائه ندارد، به یاد داشته باشید نویسنده ی رمان تاریخی به ما یادآوری می کند که از دل هر چیزی می توان دنیایی ناشناخته بیرون کشید؛ حتی از دل تاریخ.

عشق های بی پایان

یکی از زیبایی های ادبیات تاریخی آن است که نشان می دهد احساسات و کشمکش های انسان به دوره های زمانی محدود نمی شوند. تلاش برای یافتن عشق حقیقی، جنگیدن بر سر عشق، انتقام جویی، محافظت از خانواده و کوشش برای یافتن خویشتنِ حقیقی، همه و همه در سرتاسر تاریخ، تکرار شده اند. دوستداران ادبیات تاریخی می دانند که حدیث عاشقی، زمان نمی شناسد. کتاب هایی مانند «بیمار انگلیسی»، «بالتازار و بلموندا» و «ملت عشق» این نکته را تأیید می کنند.



همه ی رمان های تاریخی مثل «سرخ و سیاه»، «رابینسون کروزو»، «میدل مارچ»، «لینکلن در برزخ»، «دختری با گوشواره مروارید»، «قدرت و جلال»، «تاریخ محاصره ی لیسبون» و «چه بر سر وحشی سفید آمد؟» انسانیت را به ما یادآوری می کنند و این فرصت را برای ما فراهم می آورند که با مرور گذشته، حال و آینده ی بهتری بسازیم.