قدرت و جلال

The Power and the Glory

مشخصات کتاب قدرت و جلال
مترجم :
شابک :978-6002290465
قطع :رقعی
تعداد صفحه :350
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :1940
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :3
زودترین زمان ارسال :5 شهریور

برنده ی جایزه ی هاثورندن سال 1941

معرفی کتاب قدرت و جلال اثر گراهام گرین | ایران کتاب

گروهی شبه نظامی موسوم به سرخ جامگان، کنترل ناحیه ای دورافتاده و فقیرنشین در جنوب مکزیک را به دست گرفته اند. اعتقاد به خدا غیرقانونی اعلام شده و کشیش ها به شکلی سازمان یافته، تحت تعقیب قرار گرفته و کشته می شوند و حالا، آخرین کشیش جان به در برده، در حال فرار از مرگ است. این کشیش بی نام و نشان که برای قهرمان بودن، زیادی عادی و برای کشته شدن در راه آرمان، بیش از حد محقر و فروتن است، به وسیله ی تلاش های تعقیب کنندگان و همچنین، دلسوزی و شفقت خودش نسبت به انسان ها، مجبور به انجام کارهایی قهرمانانه و محیرالعقول می شود. جان آپدایک، نویسنده و شاعر شهیر آمریکایی، در توصیف این اثر آورده است: «شاهکار گراهام گرین... نیروی محرکه و شکوه بهترین رمان او، از اراده ای ناشی شده از همدردی و کمونیسمی آرمانی نشأت گرفته شده است.»

کتاب قدرت و جلال

گراهام گرین
هنری گراهام گرین (به انگلیسی: Henry Graham Greene) (زاده ی ۲ اکتبر ۱۹۰۴، درگذشته ی ۳ آوریل ۱۹۹۱) رمان نویس، نمایشنامه نویس، منتقد ادبی و سینمایی و نویسنده ی پرکار داستان های کوتاه انگلیسی بود.او در طول عمر طولانیش در غالب معرکه های سیاسی و انقلابی گوشه و کنار جهان حاضر و ناظر بود و ماجراهای داستان هایش عمدتا در متن همین وقایع قرن بیستم می گذرد، آثاری که ابهامات انسان نوین در این دنیای ناآرام را نشان می دهد.محصول کمابیش هفتاد سال قلم زدن او ۶۴ کتاب است: از جمله ۲۸ رمان، ۴ زندگینامه ی خود نوشت،...
نکوداشت های کتاب قدرت و جلال
Brilliant . . . a splendid achievement.
درخشان... موفقیتی بزرگ.
Atlantic Monthly Atlantic Monthly

No one has more thoroughly invaded and shaped the public imagination as did Graham Greene.
هیچ کس به شکلی کامل تر از گراهام گرین، مرزهای تخیل یک جامعه را مورد هجوم و شکل دهی قرار نداده است.
Time Time

Greene’s masterpiece.
شاهکار گرین.
New York Times New York Times

قسمت هایی از کتاب قدرت و جلال (لذت متن)
تفاوت هاست که زندگی را این همه خواستنی می کند. اینکه آدم، زاده ی محیط و شرایط، ناچار درگیر دوروبری ها و مسائل پیرامون خویش و انتخاب های پی درپی در لحظه است. اینکه آدم تا چه حد بتواند جوابگوی وجدان خود باشد.

سال های سال بود که آقای تنچ دوتا خط نامه ننوشته بود. حالا گرفته بود نشسته بود پشت میز نجاری کارگاهش ته قلم را می مکید. وسوسه ی عجیبی خوره وار افتاده بود به جانش که بردارد همین جور الاّبختکی نامه ای به آخرین نشانی «خانواده» راهی کند. تیری تو تاریکی. سعی خودش را هم می کرد، اما آخر وقتی نشود دانست آن سر دنیا کی زنده است کی مرده نوشتن نامه از بزمْ آرایی تو مجلسی که آدم هیچ کدام مهمان ها را نشناسد هم مشکل تر از آب درمی آید.

پدر خوسه از روی شرمساری حرکتی به دستش داد، انگار می خواست حضور خودش را منکر شود. انگار می خواست بگوید گورش را گم کرده به جای دوردستی رفته پاک از نظر ناپدید شده است.