0

کتاب قدرت و جلال The Power and the Glory


  • قیمت : ۲۷,۰۰۰ تومان
  • قیمت برای شما : ۲۲,۹۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر قدرت و جلال
محمدعلی فائزی محمدعلی فائزی

گروهی شبه نظامی موسوم به سرخ جامگان، کنترل ناحیه ای دورافتاده و فقیرنشین در جنوب مکزیک را به دست گرفته اند. اعتقاد به خدا غیرقانونی اعلام شده و کشیش ها به شکلی سازمان یافته، تحت تعقیب قرار گرفته و کشته می شوند و حالا، آخرین کشیش جان به در برده، در حال فرار از مرگ است. این کشیش بی نام و نشان که برای قهرمان بودن، زیادی عادی و برای کشته شدن در راه آرمان، بیش از حد محقر و فروتن است، به وسیله ی تلاش های تعقیب کنندگان و همچنین، دلسوزی و شفقت خودش نسبت به انسان ها، مجبور به انجام کارهایی قهرمانانه و محیرالعقول می شود. جان آپدایک، نویسنده و شاعر شهیر آمریکایی، در توصیف این اثر آورده است: «شاهکار گراهام گرین... نیروی محرکه و شکوه بهترین رمان او، از اراده ای ناشی شده از همدردی و کمونیسمی آرمانی نشأت گرفته شده است.»

خرید و معرفی کتاب خواندنی قدرت و جلال



مشخصات قدرت و جلال
قطع : رقعی
شابک : 978-600-229-046-5
تعداد صفحه : 350
سال انتشار شمسی : 1390
سال انتشار میلادی : 1940
وزن : 350
سری چاپ : 1

ویژگی ها

برنده ی جایزه ی هاثورندن سال 1941

نکوداشت
Brilliant . . . a splendid achievement.
درخشان... موفقیتی بزرگ.
Atlantic Monthly Atlantic Monthly

No one has more thoroughly invaded and shaped the public imagination as did Graham Greene.
هیچ کس به شکلی کامل تر از گراهام گرین، مرزهای تخیل یک جامعه را مورد هجوم و شکل دهی قرار نداده است.
Time Time

Greene’s masterpiece.
شاهکار گرین.
New York Times New York Times

لذت متن
تفاوت هاست که زندگی را این همه خواستنی می کند. اینکه آدم، زاده ی محیط و شرایط، ناچار درگیر دوروبری ها و مسائل پیرامون خویش و انتخاب های پی درپی در لحظه است. اینکه آدم تا چه حد بتواند جوابگوی وجدان خود باشد.

سال های سال بود که آقای تنچ دوتا خط نامه ننوشته بود. حالا گرفته بود نشسته بود پشت میز نجاری کارگاهش ته قلم را می مکید. وسوسه ی عجیبی خوره وار افتاده بود به جانش که بردارد همین جور الاّبختکی نامه ای به آخرین نشانی «خانواده» راهی کند. تیری تو تاریکی. سعی خودش را هم می کرد، اما آخر وقتی نشود دانست آن سر دنیا کی زنده است کی مرده نوشتن نامه از بزمْ آرایی تو مجلسی که آدم هیچ کدام مهمان ها را نشناسد هم مشکل تر از آب درمی آید.

پدر خوسه از روی شرمساری حرکتی به دستش داد، انگار می خواست حضور خودش را منکر شود. انگار می خواست بگوید گورش را گم کرده به جای دوردستی رفته پاک از نظر ناپدید شده است.