0

کتاب دن آرام And Quiet Flows the Don


  • قیمت : ۹۰,۰۰۰ تومان
  • قیمت برای شما : ۷۲,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر دن آرام
محمدعلی فائزی محمدعلی فائزی

کتاب دن آرام، رمانی چهارجلدی و حماسی از نویسنده ی شناخته شده ی روس، میخائیل الکساندروویچ شولوخف است. سه جلد اول این مجموعه، بین سال های 1925 تا 1932 نوشته و در مجله ی شوروی منتشر شدند و نوشتن جلد چهارم آن، در سال 1940 پایان یافت. این رمان، به عنوان یکی از مهم ترین آثار ادبیات روسیه در قرن بیستم به حساب می آید و داستان تنازعات و مشکلات خانواده ی دون کازاک را در جنگ جهانی اول، انقلاب روسیه و جنگ داخلی این کشور روایت می کند. لازم به ذکر است که شوخولف با نوشتن این اثر، برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات در سال 1965 شد. کتاب دن آرام، تصویری جاودان و به یاد ماندنی از زندگی در دهکده ی کازاک ها است و با روز های آرام و بی سر و صدای تحت حکومت سزار آغاز شده و با شعله ور شدن آتش جنگ و انقلاب، ادامه پیدا می کند. داستان، حول محور مردی روستایی به نام گرگور ملخوف جریان دارد. زندگی گرگور در خانه ی پدرش، ازدواج ناموفقش و بخت و اقبال او در جریانات انقلاب، روایتی درخشان و باشکوه به وجود آورده و مخاطب را با خود وارد دنیای پرآشوب و ناآرام کازاک ها می کند.

خرید و معرفی کتاب خواندنی دن آرام



مشخصات دن آرام
قطع : رقعی
شابک : 978-964-320-409-9
وزن : 2785
تعداد صفحه : 2447
سال انتشار شمسی : 1391
سال انتشار میلادی : 1926
سری چاپ : 3

ویژگی ها

(4 جلدی)

فیلمی با همین عنوان، بر اساس این کتاب و به کارگردانی سرگی گراسیموف در سال 1957 ساخته شده است.

نویسنده ی کتاب برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 1965

نکوداشت
The best Russian novel of the 20th century.
بهترین رمان روسی در قرن بیستم.
LOS ANGELES TIMES LOS ANGELES TIMES

The book gives readers a glimpse into many aspects of Russian culture.
این کتاب، درکی کلی نسبت به بسیاری از جنبه های فرهنگی روسیه به مخاطب می بخشد.
Penguin Random House Penguin Random House

With panoramic grandeur and historic realism.
با عظمتی شگرف و رئالیسمی مبنی بر تاریخ.
New Republic New Republic

لذت متن
تو ای پدر ما، دن آرام! برای چه، ای دن آرام، آبی چنین گل آلود داری! من که دن آرامم، چگونه گل آلود نباشم! چشمه های سرد از اعماق من می جوشند، درون من[درون دن آرام]ماهیان سپید می لولند.

علف، گور را محو می کند، زمان، درد را. باد، رد پای رفتگان را می لیسد، زمان، محنت خون چکان خاطره ی دردناک زنانی را که مردان محبوب شان را دگر بار ندیدند و دیگر هیچ گاه باز نخواهند دید.

چرا که زندگی آدمی فصلی بس کوتاهست و یک وجب سبزه که به ما می دهند تا از آن بگذریم، سخت تنگ.