کتاب بیمار انگلیسی The English Patient


  • قیمت : ۱۳,۲۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر بیمار انگلیسی
مینا دامغانیان مینا دامغانیان

کتاب بیمار انگلیسی، اثری از مایکل اونداتیه که موفق به کسب جایزه ی معتبر بوکر شده است، با زیبایی مثال زدنی و هوشمندی خاص خود، داستان زندگی به هم گره خورده ی چهار شخصیت با مشکلاتی فراوان را در خانه ای ایتالیایی در پایان جنگ جهانی دوم روایت می کند. این چهار شخصیت عبارت اند از: هانا، پرستاری خسته و درمانده؛ کاراواجو، دزدی زمین گیر و عاجز؛ کیپ، سربازی محتاط و هوشیار و در نهایت، بیمار انگلیسی بی نام و نشانی که سه شخصیت ذکر شده را درگیر معمایی عجیب می کند. او مرد سوخته ای است که در اتاقی در طبقه ی بالایی خانه سکونت دارد و خاطراتش از عشق، خیانت و نجات جان آدم ها، مانند الماسی درخشان به کتاب، تلألو ویژه ای می بخشد. کتاب بیمار انگلیسی، مخاطب را به سفری ناشناخته، چالش برانگیز، پیچیده و بسیار جذاب می برد و مانند جریان شگفت انگیز به فرزندی گرفته شدن کیپ توسط مردی انگلیسی و عجیب که مربی خنثی کردن بمب او نیز هست، داستان، در غافلگیر کردن خوانندگان خود هرگز شکست نمی خورد.

خرید و معرفی کتاب خواندنی بیمار انگلیسی



انتشارات: سبزانسبزان
مشخصات بیمار انگلیسی
قطع :رقعی
شابک :978-600-117-111-4
وزن :225
تعداد صفحه :232
سال انتشار شمسی :1394
سری چاپ :1

ویژگی ها

برنده ی جایزه ی بوکر و جایزه ی گاورنر جنرال سال 1992

فیلمی با همین عنوان، بر اساس این کتاب و به کارگردانی آنتونی مینگلا در سال 1996 ساخته شده که موفق به کسب اسکار شده است

نکوداشت
A rare and spellbinding web of dreams.
زنجیره ای نادر و مسحورکننده از رویا و تخیل.
Time Time

Sensuous, mysterious, rhapsodic, it transports the reader to another world.
پرشور، رازآلود، حماسی، کتاب مخاطب را به دنیایی دیگر می برد.
San Francisco Chronicle San Francisco Chronicle

Mr. Ondaatje [is] one of North America's finest novelists.
اودانتیه، یکی از بهترین نویسندگان آمریکای شمالی است.
Wall Street Journal Wall Street Journal

لذت متن
سراسر جنگ با بیماران بی شماری سروکار داشت و سعی کرده بود نقش پرستار را برای هر کدام به خوبی ایفا کند. «این یکی رو نجات خواهم داد. مردن او تقصیر من نبود.» این ها جملاتی بودند که در طی جنگ و جابه جایی از این منطقه به آن شهر در ذهنش زمزمه می کرد. از اربینو، آنگیاری، مونترچی، و تا فلورانس و کمی دورتر تا ساحل پیزا هر روز این حرف ها از خاطرش می گذشت.

در بیمارستان پیزا برای اولین بار، بیمار انگلیسی را ملاقات کرد. مردی بدون صورت. پوستی پریده به رنگ آبنوس. تمام برگه های هویتش در آتش سوخته بود. بر قسمت هایی از صورت و بدن سوخته اش، جوهر مازو ریخته بودند تا سلول های حفاظتی پوست قوی تر شود. دور چشم هایش هم لایه ای ضخیم از ویوله دوژانین گذاشته بودند. نشانه ای توی صورتش نبود تا کسی او را بشناسد.

زن، لحظه ای از کار باغچه دست می کشد و به دوردست ها خیره می شود. می تواند دگرگونی هوا را حس کند. تندبادی با سر و صدای زیاد، در آسمان می پیچد و سروهای بلند را تکان می دهد. زن از تپه بالا می رود و به سمت خانه می پیچد. وقتی از چینه ی کوتاه آجری بالا می رود، خیسی اولین قطرات باران را روی بازوهای برهنه اش حس می کند. از ایوان خانه رد می شود و به هال می رسد. در آشپزخانه توقف نمی کند، نگاهی گذرا می اندازد و از آن می گذرد.