جایزه من بوکر، به نام بریتانیا به کام دنیا

جایزه ی بوکر از سال 1969 پایه گذاری شده و از همان آغاز، رسالت خود را معرفی و ترویج بهترین آثار داستانی در قالب رمان قرار داده است.

از همان ابتدا، آنچه جایزه ی بوکر نامیده شد، تنها یک معیار داشت: بهترین بودن. بله، این جایزه، بهترین رمان را از نظر داوران انتخاب می کند. سال های سال است که از تأسیس این جایزه می گذرد و ملاک برتری آن، همچنان حرف اول را می زند.

هدف جایزه ی من بوکر، ترویج داستان های باکیفیت و جذب هوشمندترین مخاطبان ادبیات داستانی است. نکته ای که مطبوعات بر آن صحه می گذارند این است که بردن این جایزه بر فروش کتاب برنده تأثیر قابل توجهی دارد. بوکر جایزه ای است که نه تنها می تواند سرنوشت کاری نویسندگانی که آثارشان نامزد و برنده ی آن شده را تغییر دهد، بلکه در طول زمان بر کل نویسندگان جهان تأثیر می گذارد.

جایزه ی بوکر از سال 1969 پایه گذاری شده و از همان آغاز، رسالت خود را معرفی و ترویج بهترین آثار داستانی در قالب رمان قرار داده است. داستان هایی که در این رقابت شرکت می کنند باید به زبان انگلیسی نوشته شده و در بریتانیا انتشار یافته باشند. برای این که جایزه ی من بوکر شایسته ترین ها را انتخاب کند، طیف وسیعی از متعهدترین داوران به شوق انتخاب باکیفیت ترین داستان، دور هم جمع می شوند؛ از منتقدین، نویسندگان و دانشگاهیان گرفته تا شاعران، سیاستمداران و بازیگران.
نویسندگان برنده ی جایزه ی بوکر، تاج سلطنت بر دنیای رمان انگلیسی زبان را بر سر می گذراند. با ما همراه شوید تا درباره ی این جایزه ی معتبر و تأثیرات آن بر زندگی نویسندگانی که این تاج را بر سر گذاشته اند، بیشتر بدانیم.

 

بردن جایزه ی بوکر فقط یک افتخار ادبی نیست

جایزه ی بوکر در میان منتقدین و مخاطبان، آنچنان معتبر است که نویسندگانی که نامزد دریافت این جایزه می شوند، بر جلد کتابشان با حروفی درشت نامزدی بوکر را اعلام می دارند و از همین طریق، خوانندگان بیشتری را جذب می کنند. احتمالاً می پرسید این جایزه چه دستاوردی برای برنده اش به ارمغان می آورد.

در ابتدا مبلغ 5.000 پوند به برنده ی خوش شانس جایزه ی بوکر تعلق می گرفت. این مبلغ در سال 1978 دو برابر شد و به 10.000 پوند رسید. اما امروزه، برنده ی جایزه ی بوکر علاوه بر این که یکی از مهم ترین افتخارات ادبی را به نام خود رقم می زند و مخاطبانش به طرز چشمگیری افزایش می یابند، مبلغ 50.000 پوند را نیز از آن خود می کند. تبدیل این رقم به تومان بر عهده ی خودتان!

این جایزه از سال 2014 تغییری در روند خود داد

پیش از سال 2014، جایزه ی من بوکر به بهترین کتابی که توسط شهروندی از کامنولث (مجموعه کشورهای مرکب از بریتانیا و مستملکات سابق و کنونی آن که تشکیل یک واحد داده اند) یا جمهوری ایرلند نوشته شده بود، تعلق می گرفت. اما امروزه هر نویسنده از هر ملیتی می تواند این جایزه را از آن خود کند؛ به شرطی که اثرش را به زبان انگلیسی نوشته و در بریتانیا منتشر کرده باشد.

برخی از نویسندگان برنده ی جایزه ی بوکر

از جمله ی مطرح ترین نویسندگانی که مفتخر به دریافت جایزه ی ادبی من بوکر شده اند می توان به «جان مکسول کوتزی» برنده ی سال 1983 برای کتاب «زندگی و زمانه مایکل. ک»، «کازوئو ایشی گورو» برنده ی سال 1989 برای کتاب «بازمانده ی روز»، «رادی دویل» برنده ی سال 1993 برای کتاب «پدی کلارک»، «ایان مک یوون» برنده ی سال 1998 برای کتاب «آمستردام»، «جان بنویل» برنده ی سال 2005 برای کتاب «دریا» و«پل بیتی» برنده ی سال 2016 برای کتاب «میهن فروش» اشاره کرد. 

اما جایزه ی بوکر به این برندگان محدود نمی شود؛ در ادامه، دیگر برندگان این جایزه را نیز معرفی خواهیم کرد.


جوان ترین برندگان

«بن اکری» برنده ی سال 1991 برای کتاب «راه گرسنگان» تا به حال جوان ترین برنده ی جایزه ی من بوکر بوده است. او در زمانی که جایزه را برد، 32 سال داشت.

«آراویند آدیگا» وقتی در سال 2008 برای کتاب «ببر سفید» جایزه را برد، 33 سال داشت.


«کران دسای» 35 ساله که برای رمان «میراث گمشدگی» در سال 2006 جایزه ی بوکر را از آن خود کرد، تا به حال، جوان ترین زنی بوده که این جایزه را با خود به خانه برده است.



ناشری رکورد دار در انتشار آثار برنده ی بوکر 

«جاناتان کیپ» (Jonathan Cape) ناشری است که بیشترین آثار برنده ی جایزه ی بوکر را به چاپ رسانده است. او انتشار 8 کتاب برنده ی بوکر را در کارنامه ی خود دارد که برخی از مهم ترین آن ها عبارت اند از: «درک یک پایان» اثر «جولیان بارنز»، «گردهمایی» اثر «آن انرایت»، «آمستردام» اثر «ایان مک یوون» و «راه گرسنگان» اثر «بن اکری».

از کدام آثار برنده ی بوکر اقتباس سینمایی شده است؟

کتاب «فهرست شیندلر» نوشته ی «توماس کنیلی» که «استیون اسپیلبرگ» فیلم مشهورش را بر اساس آن ساخت، در سال 1982 برنده ی جایزه ی من بوکر شده بود. کتاب های «بازمانده ی روز» نوشته ی «کازوئو ایشی گورو»، «بیمار انگلیسی» اثر «مایکل اونداتیه» و «زندگی پی» نوشته ی «یان مارتل» از دیگر برندگان بوکر هستند که اقتباس های سینمایی موفقی از آن ها صورت گرفته است.


فیلم «زندگی پی» به کارگردانی «آنگ لی» که از رمان برنده ی جایزه ی بوکر نوشته ی «یان مارتل» اقتباس شده بود، در هشتاد و پنجمین دوره ی جوایز اسکار، 4 جایزه از جمله بهترین کارگردانی را از آن خود کرد.

از جایزه ی من بوکر تا نوبل ادبی

«نادین گوردیمر» خالق کتاب «آوای لطیف اهریمن»، «وی. اس. نیپال» نویسنده ی کتاب «خانه ای برای آقای بیسواس» و «جان مکسول کوتزی» در زمره ی کسانی هستند که علاوه بر جایزه ی من بوکر، موفق شده اند «جایزه ی نوبل ادبیات» را نیز از آن خود کنند.




2013: سالی جریان ساز برای زنان

از سال 2001، بوکر شروع به اعلام عمومی نامزدهای اولیه ی خود (longlist) کرد. در سال 2013 برای نخستین بار، تعداد نامزدهای زن بیشتر از تعداد کاندیداهای مرد بود.

جایزه ی بین المللی من بوکر

معرفی جایزه ی بین المللی بوکر در ماه ژوئن سال 2004 صورت گرفت. این جایزه از سال 2005 تا سال 2015 هر دو سال یک بار به نویسنده ای از هر ملیت که مجموعه آثاری به انگلیسی چاپ کرده یا ترجمه ای از آثار او به انگلیسی وجود داشت، تعلق می گرفت و هدف آن پاسداشت «خلاقیت مستمر، رشد و تأثیرگذاری بر ادبیات در سطح جهانی» بود. 
«چینو آچه به» نویسنده ی کتاب «همه چیز فرو می پاشد» در سال 2007، «آلیس مونرو» خالق کتاب هایی چون «زندگی عزیز»، «عشق زن خوب» و «دورنمای کاسل راک» در سال 2009 و «فیلیپ راث»، نویسنده ی کتاب «زندگی بی دغدغه آمریکایی» در سال 2011، جایزه ی بین المللی من بوکر را برای یک عمر دستاورد در ادبیات داستانی، از آن خود کردند.

این جایزه اما از سال 2016 هر ساله به یک کتاب که به زبان انگلیسی ترجمه شده باشد، تعلق می گیرد و جایزه ی 50.000 پوندی آن به طور مساوی بین نویسنده و مترجم تقسیم می شود.
«هان کانگ» خالق کتاب «گیاهخوار» در سال 2016 موفق شد این جایزه را به خانه ببرد. او نخستین نویسنده ی کُره ‌ای بود که توانست جایزه ی بوکر را از آن خود کند.

برندگان بوکر درباره ی تجربه شان چه می گویند؟

بهترین بودن همیشه دشوار است و بهترین ماندن، دشوارتر. بردن جایزه، دستاوردی است که می تواند خستگی را از تن هر نویسنده ای در کند. حالا ببینیم جایزه ی بوکر چه تأثیری در زندگی برندگان آن داشته است. 

 

هیلاری مانتل نویسنده ی کتاب «تالار گرگ»

«هیلاری مانتل» نخستین زن و نخستین نویسنده ی بریتانیایی است که دو بار جایزه ی من بوکر را از آن خود کرده است: یک بار در سال 2009 و بار دیگر در سال 2012. او درباره ی تجربه اش می گوید:

این جایزه به حدی مهم است که باعث می شود شما در دنیایی متفاوت بیدار شوید. پیش از نامزد شدن در جایزه ی بوکر، «تالار گرگ» باعث شد که کتاب های پیشینم بیشتر بفروشند. اما پس از برنده شدن، فروش کتابم در خارج از کشور به سرعت چند برابر شد. این جایزه بر فروش کتاب های قدیمی تر من نیز تأثیر ویژه ای داشت. پس از بردن جایزه، زندگی حرفه ایتان از این رو به آن رو می شود. همه ی کارهایتان دوباره ارزیابی می شوند، چه از نظر بازاریابی و چه از نظر ادبی. این جایزه برای من فقط و فقط تأثیرات مثبت داشته است. اما ممکن است تا مدتی باعث بی ثباتی شود، چرا که درهای فرصت های بزرگی را به رویتان می گشاید. ممکن است نویسنده ی برنده، سال ها در خودنمایی غوطه ور شود و به جای این که نویسنده ای حرفه ای باقی بماند، به برنده ای حرفه ای تبدیل شود. وحشت از چنین چیزی را درک می کنم. اما خوشبختانه من از این خطر در امان ماندم. زیرا به نوشتن یک سه گانه متعهد بودم. به همین دلیل، نه در سال 2009 و نه در سال 2012 مجبور نشدم از خودم بپرسم حالا باید چه کنم. مهم است که به پشت میز برگردیم، با فروتنی هر چه تمام تر بنشینیم و بنویسیم و اگر می خواهیم بعد از بردن جایزه، هم چنان شکوفا شویم، دوباره بیاموزیم که چگونه شکست بخوریم.

 

جولیان بارنز نویسنده ی کتاب «درک یک پایان»


سال 2011 برای «جولیان بارنز» سالی پربار بود. او در این سال توانست جایزه ی من بوکر را به خود اختصاص دهد و در همین سال، جایزه ی ادبی دیوید کوهن را نیز به پاس یک عمر فعالیت و دستاورد ادبی دریافت کرد. او درباره ی بردن جایزه ی بوکر می گوید:

همیشه باور داشتم جوایز ادبی باید برای تشویق جوان ها و تسلی مسن ترها باشند. به همین دلیل، بردن جایزه ی من بوکر در اواسط شصت سالگی، حقیقتاً تسلی بخش بود. از آن جا که در سه دهه ی گذشته، نامزدِ گرفتن این جایزه بودم، بالاخره راحت شدم! اما بیش از هر چیز دیگری، از بردن آن لذت بردم. می دانستم بردن جایزه این خطر را ندارد که شیوه ی نوشتنم را تغییر دهم. دوست قدیمی ام، «ایان مک یوون» چند روز پس از بردن جایزه به من هشدار داد: «از این پس تو دیگر جولیان بارنزِ رمان نویس نیستی. بلکه جولیان بارنز، رمان نویس برنده ی جایزه ی بوکر هستی.» حقیقتاً درست می گفت. اما این موضوع برایم بارِ سنگینی نیست.

 

آن انرایت نویسنده ی کتاب «گردهمایی» 

آن انرایت در سال 2007 با رمان «گردهمایی» برنده ی جایزه ی من بوکر شده است. او درباره ی برنده شدنش این چنین می گوید:

خواهرم نکته ی مفیدی را پس از بردن من بوکر به من گوشزد کرد. او گفت: «معمولاً به افراد پیشنهاد می کنم که تا 6 ماه پس از رویدادی که زندگی شان را تغییر داده، تصمیم مهمی نگیرند.» نمی دانستم زندگی ام تغییر کرده، فقط فهمیده بودم برگشتن به پشت میز برای نوشتن سخت شده است. اما شبی که جایزه را بردم، رؤیایی بود. وقتی دیدم که فیلمبردار در حال گرفتن تصویرم است، فکر کردم حتماً «ایان مک یوون» را نشانه گرفته که در سمت چپم نشسته بود. وقتی منتظر اعلام نام برنده بودم، اسم کتاب اعلام شد و چند ثانیه طول کشید تا بفهمم این اسم مربوط به کتابی است که من نوشته ام! «گردهمایی» تنها یکی از معدود کتاب هایی نیست که توسط نویسنده ای زن نوشته شده، بلکه یکی از معدود کتاب هایی است که راوی آن نیز زن است (معمولاً از هر 50 کتاب، 5 کتاب راوی زن دارد) و موفق شده جایزه ی بوکر را ببرد. خیلی خوشحالم که این رکورد را شکستم.

 

مارگارت اتوود نویسنده ی کتاب «آدمکش کور» 

حتماً در مقاله ی «مارگارت اتوود: زنی برای تمام فصول» خوانده اید که او رکورددار دفعات کاندیداتوری برای تصاحب جایزه ی من بوکر بوده است. این بانوی شگفت انگیز بالاخره در سال 2000 برنده ی جایزه ی بوکر شد.
اتوود درباره ی آن شب می گوید:

من برای کتاب های متفاوتی کاندیدا شده بودم که هر یک از آن ها به نظر هیأت داوران به دلیلی رد شده بود: «سرگذشت ندیمه» (بیش از حد فمینیست)، «چشم گربه» (بیش از حد کانادایی) و «چهره پنهان» (بیش از حد استعماری). به نظر می آمد، من و «بریل بینبریج» در یک گروه باشیم: ساقدوشانی که قرار نیست هیچ وقت عروس شوند! در واقع من و «بینبریج» مسابقه ای راه انداخته بودیم: چه کسی قرار است بیشتر نامزدِ برنده شدن شود و موفق نشود جایزه را ببرد؟ وقتی بالاخره جایزه را بردم، اولین فکری که به ذهنم آمد این بود: «کفش های جدیدم بیش از حد تنگ هستند.» چون حالا باید برای عکس گرفتن و کارهای دیگر، با آن ها کلی راه می رفتم! چون فکر می کردم طبق معمول جایزه را نمی برم، هیچ متن سخنرانی آماده ای نداشتم. خیلی خوشحال شدم و سپاسگزار بودم. اما بیش از هر چیز، احساس می کردم راحت شده ام. دیگر قرار نبود با رسانه های کانادایی روبه رو شوم که می گفتند اتوود در بردن جایزه ی بوکر، شکست خورد.

 

انتخابی از میان بهترین ها

از دیگر برندگان جایزه ی من بوکر می توان به «پیتر کری»، «جورج ساندرز»، «روت پریور جابوالا» و «ارونداتی روی» اشاره کرد. 

حالا که درباره ی اهمیت این جایزه بیشتر می دانید، شک نکنید و کتاب بعدی را از میان یکی از آثار برندگان این جایزه ی فوق العاده انتخاب کنید. مطمئن باشید پشیمان نخواهید شد.