چشم گربه

Cat's Eye

مشخصات کتاب چشم گربه
مترجم :
شابک :978-964-191-123-4
قطع :رقعی
تعداد صفحه :524
سال انتشار شمسی :1395
سال انتشار میلادی :1988
نوع جلد :جلد سخت
سری چاپ :2
زودترین زمان ارسال :---

جزو فهرست برترین آثار نویسندگان زن

نامزد جایزه ی بوکر سال ۱۹۸۹

نامزد جایزه ی گاورنر جنرال سال ۱۹۸۸

معرفی کتاب چشم گربه اثر مارگارت آتوود | ایران کتاب

کتاب چشم گربه، رمانی نوشته ی مارگارت اتوود است که اولین بار در سال 1988 به چاپ رسید. داستان این رمان، به نقاشی جنجال برانگیز به نام ایلین ریزلی می پردازد که برای بررسی مجدد آثار گذشته ی خود به شهر دوران جوانی اش، تورنتو بازمی گردد. تصاویری واضح از گذشته، ایلین را فرا می گیرند و او یاد دوستی سه نفره ای می افتد که کلید ورودش به دنیای دوستی ها، آرزوها و خیانت های دوران کودکی بود. ایلین باید با هویت خود به عنوان یک دختر، یک معشوقه، یک هنرمند و یک زن مواجه شود اما مهمتر از همه ی این ها، او باید به دنبال رهایی از خاطراتی باشد که او را رها نمی کنند. کتاب چشم گربه، اثری تأثیرگذار، سرگرم کننده، پراحساس و نفسگیر درباره ی زنی است که تلاش می کند گره های کور زندگی خود را بگشاید.

کتاب چشم گربه

مارگارت آتوود
مارگارت آتوود در ۱۸ نوامبر ۱۹۳۹ در اتاوا زاده شد. او کودکی خود را در جنگل های شمال کبک در کنار پدرش که یک گیاه شناس بود، گذارند. تجربه ی این نوع زندگی در دوران کودکی، بعدها در آثار آتوود در به کارگیری تعبیرهایی از دنیای جانوران و طبیعت نمود یافت.او تاکنون بیش از ۳۰ کتاب شامل رمان، داستان های کوتاه، شعر و نقد ادبی، تاریخ اجتماعی و کتاب های کودکان را به تألیف رسانده است. آثار او ریشه در رئالیسم سنتی دارند و در نوشته هایش از زن به عنوان شخصیت اصلی استفاده می کند. آتوود در داستان هایش واقعیت های ...
نکوداشت های کتاب چشم گربه
A brilliant, three-dimensional picture.
تصویری درخشان و سه بعدی.
Boston Sunday Globe

Stunning.
خیره کننده.
Los Angeles Times Los Angeles Times

Remarkable, funny, and serious, brimming with uncanny wisdom.
شایان توجه، بامزه، مهم و سرشار از خردی اسرارآمیز.
Cosmopolitan

قسمت هایی از کتاب چشم گربه (لذت متن)
نفرت آسان تر بود. اگر از آن ها متنفر بودم، می دانستم چه کار کنم. نفرت روشن و واضح است، فلزگونه، یک سویه، بی تزلزل، برعکس عشق.

عشق، دیدت را تار می کند؛ اما زمانی که کنار می کشد، می توانی واضح تر از همیشه ببینی.

می دانستم عشق قرار بود چه باشد: وسواس با رگه هایی از تهوع.