آمستردام

Amsterdam

مشخصات کتاب آمستردام
مترجم :
شابک :978-964-369-741-9
قطع :رقعی
تعداد صفحه :184
سال انتشار شمسی :1392
سال انتشار میلادی :1998
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :2
زودترین زمان ارسال :---

برنده ی جایزه ی من بوکر سال 1998

معرفی کتاب آمستردام اثر ایان مک یوون | ایران کتاب

در یک روز زمستانی در ماه فوریه، دو دوست قدیمی در بیرون مرده سوزخانه ای واقع در لندن، یکدیگر را ملاقات می کنند تا برای آخرین بار به مالی لین ادای احترام کنند. هم کلایو لینلی و هم ورنون هالیدی، پیش از رسیدن به مقام کنونی شان، عاشق و شیفته ی مالی بوده اند. کلایو، موفق ترین آهنگساز مدرن در بریتانیا است و ورنون، سردبیر روزنامه ی شناخته شده ی جاج می باشد. مالی جذاب و زیبا، شیفتگان دیگری نیز داشته است: وزیر امور خارجه ی کنونی، جولیان گارمونی، سیاست مداری راست گرا و بدنام که به مقام نخست وزیری چشم دوخته است. در روز های بعد از خاکسپاری مالی، کلایو و ورنون عهدی با هم می بندند که نتایجی غیرقابل پیش بینی به همراه دارد. در این میان، هر یک مجبور به گرفتن تصمیم اخلاقی فاجعه باری خواهند شد، دوستی شان در معرض آزمایش قرار خواهد گرفت و جولیان گارمونی، برای حفظ زندگی سیاسی اش خواهد جنگید. رمان آمستردام، حکایتی معاصر، تیزبینانه و با طنزی هوشمندانه است که خواندنش برای هر مخاطبی، بسیار لذت بخش خواهد بود.

کتاب آمستردام

ایان مک یوون
ایان راسل مک یوون، زاده ی ۲۱ ژوئن ۱۹۴۸، نویسنده و نمایشنامه نویس انگلیسی است. ایان در ۲۱ ژوئن ۱۹۴۸ در الدرشات از توابع همپشر زاده شد.او حرفه ی نویسندگی خود را با نوشتن داستان های کوتاه گوتیک آغاز کرد و در سال ۱۹۹۸ به خاطر کتاب آمستردام موفق به دریافت جایزه ی ادبی من بوکر شد.
نکوداشت های کتاب آمستردام
A tour de force, perfectly fashioned.
یک موفقیت، بسیار خوش ساخت.
New York Times New York Times

With beautifully spare prose, wicked observation, and dark comic brio .
با نثری ظریف و زیبا، دقتی موشکافانه و جوششی طنازانه و تاریک.
Boston Globe Boston Globe

Wickedly deft....stylishly entertaining...flawlessly executed.
بسیار استادانه...سرگرم کننده... با اجرایی بی نقص.
People People

قسمت هایی از کتاب آمستردام (لذت متن)
این که ورنون بخواهد آشتی کند و به همین خاطر به آمستردام بیاید مطمئنا چیزی بیش از تصادف، یا تصادف صرف بود. او جایی در قلب سیاه و نامتعادلش، سرنوشتش را پذیرفته بود. او داشت خودش را به دست کلایو می سپرد.

او تمام شب را کار کار می کرد و تا ناهار فردا می خوابید. در حقیقت کار دیگری برای انجام دادن نبود. چیزی بساز و بمیر.

اگر بخواهیم از منظر آسایش و منفعت تمام موجودات زنده ی روی کره ی زمین نگاه کنیم، پروژه ی خلق انسان نه تنها یک شکست بوده است، بلکه از ابتدا یک اشتباه بوده است.