غرور و تعصب

Pride and Prejudice

  • قیمت : ۳۲,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: جامیجامی
نویسنده:

معرفی کتاب غرور و تعصب اثر جین آستین

کتاب غرور و تعصب، رمانی ارزشمند و ماندگار نوشته ی جین آستین است که نخستین بار در سال 1813 انتشار یافت. داستان این رمان به رشد عاطفی قهرمان کتاب، الیزابت بنت، می پردازد. الیزابت در روند اتفاقات، به نادرستی تصمیمات عجولانه پی می برد و فرق بین چیزهای اضافی و ضروری در زندگی را می آموزد. آقای بنت، پنج دختر دارد اما به دلایلی هیچ یک از دخترانش نمی توانند دارایی های او را به ارث ببرند. همسر آقای بنت هم ثروتی از خود ندارد، بنابراین برای این پنج دختر ضروری است که حداقل یکی از آن ها با مردی ثروتمند ازدواج کند تا بتواند بعد از مرگ او، از خانواده حمایت مالی کند. جین آستین در این اثر جاودان با هنرمندی تمام بر موضوع ازدواج از روی عشق و علاقه تأکید می کند و با طنزی درخشان، به موضوعاتی چون چگونگی رفتار انسان ها، تحصیلات، ازدواج و پول در زمانه ی خود می پردازد.

کتاب غرور و تعصب


ویژگی ها کتاب غرور و تعصب

جزو لیست برترین کتاب های تاریخ ادبیات به انتخاب انجمن کتاب نروژ

فیلم هایی بر اساس این کتاب در سال های مختلف ساخته شده است.

مشخصات کتاب غرور و تعصب
قطع :رقعی
نوع جلد :سلفونی
شابک :978-964-5620-16-3
تعداد صفحه :464
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :1813
سری چاپ :9
بیشتر بخوانید

آینه ی تمام نمای زندگی بشر در ادبیات تاریخی

می توان گفت که هدف اصلی این ژانر، «زندگی بخشیدن به تاریخ» از طریق ساختن داستان هایی درباره ی گذشته یا یک دوره ی تاریخی خاص است.

نکوداشت های کتاب غرور و تعصب
One of the most popular novels of all time.
یکی از محبوب ترین رمان های تمامی اعصار.
Goodreads

A cornerstone of Jane Austen's reputation as one of the greatest novelists of all time.
یکی از سنگ بناهای شهرت جین آستین به عنوان یکی از برترین رمان نویسان تاریخ.
Barnes & Noble

No novel in English has given more pleasure than Pride and Prejudice.
هیچ رمانی در زبان انگلیسی، به اندازه ی غرور و تعصب، لذت بخش نبوده است.
Penguin

بخش هایی از کتاب غرور و تعصب (لذت متن)
زمانی گذشت. از بینگلی و دارسی هیچ خبری نبود. جین به همراه دایی و زن دایی اش به «هانسفورد» رفت تا بتواند روحیه از دست رفته اش را بازیابد. پس از حدود یک هفته الیزابت هم پیش او رفت در آنجا با دارسی دیدار کرد. دارسی به او اظهار عشق و علاقه کرد؛ ولی الیزابت با رد درخواست او، از ستم های او به ویــکهام و جدا کردن چارلز از جین حرف زد. فردای آن روز دارسی در نامه ای به الیزابت نوشت: «خانم محترم! ویکهام فردی هوس باز و دروغگو است. او آن انسانی نیست که شما تصور می کنید او قصد فریب خواهر کوچک من را داشت که با تلاش های من موفق نشد.

الیزابت خواست مادرش را به ماندن قانع کند، حتی کوشید با بهانه ای خودش را از این مخمصه برهاند، اما فرمان قاطع مادرش او را متوقف کرد. عاقبت وقتی تنها شدند آقای کالینز گفت: «دوشیزه الیزا، مطمئن باشید که بی تمایلی تان، شما را در نگاه من جذاب تر می کند. من تصمیم به ازدواج دارم؛ چرا که ازدواج مهم ترین وظیفه برای هر عضو کلیساست. از طرفی می خواهم با شما ازدواج کنم؛ چرا که پس از مرگ پدرتان این خانه به من می رسد و به گمانم بهترین تصمیم آن است که همسرم را از میان دختران بنت انتخاب کنم.»

کاملا درک می کنم. آن طور که مرسوم است دوشیزگان جوان در جواب به خواستگار مورد پسندشان پاسخ رد می دهند. اما با دومین درخواست پاسخشان مثبت خواهد بود.