چرا رمان های عاشقانه‌ی کلاسیک می خوانیم

همه ی ما شنیده ایم که "کتاب ها ما را به دنیای خود می برند." حالا این را هم اضافه کنیم که تجربه نشان داده کتاب ها گاهی ممکن است باعث شوند عاشق شویم

اگر از طرفداران رمان های عاشقانه ی کلاسیک هستید، این مطلب، دلایل علاقه تان را دسته بندی می کند و عاشقانه هایی را پیشنهاد می دهد که شاید از خواندنشان غافل بوده اید و اگر به نظرتان خواندن عاشقانه های کلاسیک ضرورتی ندارد یا به عبارتی «قدیمی شده است!» پیشنهاد می کنیم با این مقاله همراه شوید تا دلایل جذابیت رمان های عاشقانه ی کلاسیک را برایتان شرح دهیم. حدسمان بر این است که با خواندن این مطلب، به خواندن رمان های عاشقانه ی کلاسیک علاقه ی بیشتری نشان خواهید داد. به همین دلیل، در بخش دوم این مقاله، 10 عاشقانه ی کلاسیک را معرفی می کنیم؛ عاشقانه هایی که با گذر زمان، هم چنان عاشق مانده اند.

همه ی ما شنیده ایم که: "کتاب ها ما را به دنیای خود می برند." حالا این را هم اضافه کنیم که تجربه نشان داده کتاب ها گاهی ممکن است باعث شوند عاشق شویم. همین طور است. با رمان های عاشقانه‌ ی داغ و به یادماندنی است که تجربه ‌ی همزمان شادی و ناراحتی و خیل عظیمی از احساسات دیگر را تجربه می کنیم. بنابراین، کتاب های عاشقانه، یکی از اولین منابع عشق اند.

با ما همراه باشید و 5 دلیل برای خواندن عاشقانه های کلاسیک را از دست ندهید:

1. در بطن عاشقانه های کلاسیک، درکی بهتر از تاریخ و فرهنگ، نهفته است.

در این جا باید یادی کنیم از آلکساندر سولژنیتسین، برنده ی نوبل ادبی 1970، که در سخنرانی خود در نوبل گفت:

تنها جایگزین برای زندگی ‌ای که خودمان آن را نزیسته ایم، هنر و ادبیات است. هنر و ادبیات، توانایی شگفت انگیزی دارند: فراتر از تمایزات زبانی، آداب و سنت‌ها و ساختار اجتماعی، آن ها می توانند تجربه زندگی یک ملت را به دیگری انتقال دهند... ادبیات، تجارب غیر قابل انکاری را به صورت فشرده از نسلی به نسل دیگر منتقل می کند و به این ترتیب، حافظه ی زنده ی ملت می شود.

رمان های کلاسیک عاشقانه، دوره های مختلف تاریخ را پوشش داده و حتی گاه بیشتر از کتاب های درسی، وقایع و فلسفه های نهفته در دل تاریخ را شرح می دهند؛ آن هم از دیدگاهی شخصی تر، ملموس تر و قابل دسترس. طبق گزارش کتابخانه ی کنگره ی آمریکا، کلاسیک های ادبی که موفقیت ابتدایی کمی داشتند و کتاب هایی که به طور معمول توسط جوامع محافظه کار ممنوع شده بودند، «تاثیر عمیقی» بر زندگی آمریکایی وارد کرده اند. این تأثیرگذاری ادبیات کلاسیک بر زندگی روزمره، قطعاً در ادبیات کلاسیک (به خصوص ادبیات کلاسیک عاشقانه) سایر کشورها و زبان های دیگر نیز دیده می شود.

2. باعث می شوند نگاه عمیق تری به خودمان بیندازیم.

بله، آن ها شما را به شیوه ای غیر قابل انتظار، غنی می کنند. کلر نییدل هلندر، معلم زبان انگلیسی مقطع راهنمایی منهتن، به این نکته پی برد که دانش آموزان محروم با داستان هایی که سختی ها، از دست دادن و استبداد سرنوشت را روایت می کنند و اغلب در رمان های کلاسیک یافت می شوند، بهترین ارتباط را دارند. خواندن رمان کلاسیک عاشقانه حتی می تواند نوعی درمان باشد: یکی از مطالعات دانشگاه لیورپول نشان داد که زبان شاعرانه، به طور اخص بخشی از مغز را که مرتبط با حافظه ی اتوبیوگرافی (خودزندگی نامه) و احساسات است، تحریک می کند. این نوع فعالیت مغزی باعث می شود خوانندگان در واکنش به داستانی که در حال خواندنش هستند، تجربیات خود را بازتاب دهند. پروفسور آرنولد وینشتاین این عملکرد تفکر را این گونه توصیف می کند:

رمان های کلاسیک موجودات بی قراری هستند؛ فرم های جدیدی از بیان را به کار می گیرند و دیدگاه های ما را به چالش می کشند: مثلاً این که چگونه یک فرهنگ درک می شود و چگونه نوعی از زندگی شکل می گیرد.  سوالاتی مثل «تجربه به چه شکل است؟» و یا «چگونه خود را نشان می دهید؟» از طریق کتاب های کلاسیک در ذهن شکل می گیرد. از این رو، این کتاب ها به ما کمک می کنند تا درک عمیق تری از موقعیت خودمان داشته باشیم.

3. رمان های کلاسیک عاشقانه، مغز را به چالش می کشند.

آشنایی با کارکردهای جدید زبانی که توسط شکسپیر استفاده شده، به نوعی ورزش مغز است و محققان معتقدند که خواندن دقیق جین آستین با پیچیدگی هایی که در متن های او وجود دارد، بیشتر از حل مسأله ای دشوار، ذهن را از نظر شناختی به چالش می کشد. در عصر برنامه های تلویزیون و شبکه های مجازی، بیش از هر زمان دیگری به سرگرمی چالش برانگیزی که مغز را از تنبلی دور کند، نیاز است. پس چه چیز بهتر از این که کمی از فوران اطلاعات در فضای مجازی فاصله بگیریم و در کتاب عاشقانه ی مورد علاقه مان، که شاید یکی از آثار جین آستین باشد، غرق شویم؟

4. به جزئیاتی دقت می کنید که تنها در یک رمان کلاسیک به آن توجه می شود.

"دانش قدرت است." اما چه قدرتی در دل داستان های عاشقانه نهفته است؟ توجه به جزئیات. با مطالعه ی آثار بزرگترین ذهن های ادبی در تاریخ ادبیات، توجهمان به جزئیاتی جلب می شود که سال ها قبل، زمانی که این حجم از اطلاعات به طور گسترده وجود نداشت، مورد واکاوی قرار می گرفت. پس با خواندن رمان های عاشقانه ی کلاسیک به جزئیاتی از رفتار و روابط می نگریم که شاید سال هاست از آن ها دور افتاده ایم. رمان های کلاسیک به ما می آموزند که خودانگیخته و متفاوت فکر کنیم. تنها کسی که می تواند ذهن شما را تغییر دهد، خودتان هستید. پس دریچه ی الهام را باز بگذارید و اجازه دهید عاشقانه های کلاسیک، الهام بخش زندگی تان باشند.

5. ادبیات عاشقانه، در کنار سایر قالب های هنری، گونه ای متمایز از میراث بشر است.

ادبیات عاشقانه را می توان کاوشی در انسانیت مخاطبین برشمرد. داستان های عاشقانه ی کلاسیک، نه تنها پنجره ای رو به معنای عشق در ذهن بزرگترین نویسندگان تاریخ در برابر مخاطبین باز می کنند، بلکه با ارائه ی داستانی جذاب و سرگرم کننده، آن ها را با هنجارها، شرایط زندگی و ذهن و ضمیر بدون نقاب انسان های دوره ای خاص آشنا می سازد؛ چرا که آدمی وقتی عاشق است، خودِ واقعی اش را بدون هیچ ماسکی نمایان می سازد.

در ادامه، 10 رمان عاشقانه ‌ی کلاسیک به انتخاب ایران‌کتاب معرفی می ‌شوند:

«بلندی های بادگیر» اثر امیلی برونته 

واقعاً چطور می شود از بین خواهران برونته، یکی را بر دیگری ترجیح داد؟ کدام شخصیت رمانتیک تر است، هیثکلیف یا آقای روچستر؟ دشت های داستان های کدام یک مه آلودتر است؟ روستاهای انگلیسی کدام یک از برونته ها، دلگیرتر و اسرارآمیزتر است و خانه های اشرافی توصیف ده توسط کدام یک از این دو خواهر، دلهره آورتر است؟ به نظر می رسد که نتیجه ی مسابقه ی بین امیلی و شارلوت، مساوی باشد و نمی توان هیچ یک از این دو کتاب عاشقانه ی جاودان را از دست داد.  رمان «بلندی های بادگیر»، داستان عشق کاترین و هیثکلیف است. رابطه ای میان این دو نفر از همان دوران بچگی شکل می گیرد اما با گذشت زمان، خانواده ی آن ها و خودشان، این رابطه را به ورطه ی نابودی می کشاند. 

«جین ایر» اثر شارلوت برونته

وقتی که جین به استخدام آقای روچستر درمی آید، خیلی زود عاشق و شیفته ی او می شود. اما شما چه کار خواهید کرد اگر مردی که دوستش دارید، یادش رفته باشد به شما بگوید که قبلاً با زنی دیوانه ازدواج کرده است؟ رمان «جین ایر»، رابطه ی عاشقانه ی جین و آقای روچستر را به تصویر می کشد. جین، دختری است که حاضر است برای به دست آوردن زندگی مطلوب خود، با تمامی موانع و مشکلات مواجه شود و با اراده ی پولادین خود، آن ها را از سر راه عشق بردارد. این داستان عاشقانه ی گوتیک از شارلوت برونته، اثری شگفت انگیز، سرشار از تنش و آکنده از پیچ و خم های جذاب داستانی است.

«بر باد رفته» اثر مارگارت میچل

شخصیت اسکارلت اوهارا را می توان نمونه ی کامل زنی پیچیده و سخت نامید، اما رِت بدون شک عاشق و شیفته ی اوست. پول، قدرت و جنگ داخلی باعث می شود که این دو از هم دور بیفتند، اما دست سرنوشت، آن ها را بارها و بارها بر سر راه یکدیگر قرار می دهد. هم اسکارلت و هم رِت، شخصیت هایی یکدنده و کله شق هستند و همین موضوع باعث می شود که عشق میان شان نیز، به گونه ای نارس و بی رحمانه جلوه کند.

«گتسبی بزرگ» اثر اف. اسکات فیتزجرالد

این رمان بزرگ و جاودان آمریکایی اثر اف. اسکات فیتزجرالد، در حدود دهه ی پر سر و صدا و پر فراز و نشیب 1920 میلادی می گذرد و داستان مردی به نام جی گتسبی و معشوقه اش، دیزی بوکانن، را روایت می کند. گتسبی که صرفاً به خاطر تحت تأثیر قرار دادن دیزی، ثروت و دارایی های زیادی برای خود دست و پا کرده است، به دلایلی از معشوقه اش دور افتاده است تا این که شخصیت راوی داستان، این دو را دوباره به هم معرفی می کند.

«اِما» اثر جین آستین

داستان رمان «اِما»، حول محور اِما وودهاوس، دختری جوان، ثروتمند و از خود راضی می چرخد که خود را درگیر تلاش هایی ناموفق و حتی آزاردهنده به منظور پیدا کردن نیمه ی گمشده ی دوستان و همسایگانش کرده است. بعد از وقوع اشتباهاتی تحقیرآمیز در خلال این تلاش ها، اِما خوشبختی خود را در ازدواج با مردی مهربان و سرد و گرم چشیده به نام جورج نایتلی می یابد. مطمئناً این رمان به خاطر موضوع داستان و یا مفاهیم فکری و سیاسی اش، پیشگامانه در نظر گرفته نمی شود، بلکه ساختار و تکنیک نگارشی به کار رفته در این اثر است که آن را تبدیل به رمانی جاودان کرده است.

«دکتر ژیواگو» اثر بوریس پاسترناک

این شاهکار ماندگار از بوریس پاسترناک به اتفاقات پر فراز و نشیب و پرماجرای انقلاب روسیه جان دوباره ای می بخشد. کتاب «دکتر ژیواگو» به داستان پزشک و شاعری بااستعداد به نام یوری ژیواگو، مردی انقلابی به نام استرلنیکوف و دختری پرشور به نام لارا می پردازد. ژیواگو که درگیر اتفاقات سیاست و جنگی مرگ بار و خونین گشته، برای فرار از اضطراب های روزافزون زندگی به دنیای دنج زندگی خانوادگی و عشق پناه می برد؛ دنیایی که لارا اصلی ترین بخش آن است. لارا با پیشروی کتاب، از داستان عاشقانه ی تکان دهنده ای پرده برمی دارد که سرشار از رشادت، وفاداری، رنج، ماجراجویی و فقدان است. می توان شخصیت اصلی این کتاب را منِ دیگر خودِ نویسنده در نظر گرفت.

«مرگ در ونیز» اثر توماس مان

 رمان «مرگ در ونیز»، یکی از شناخته شده ترین آثار ادبی قرن بیستم، دربردارنده ی همه ی تم های مورد علاقه  توماس مان است: تأثیرات متقابل هنر و زندگی، حضور مرگ و زوال در دل زندگی، ارتباط میان عشق و رنج و ستیزه ی میان هنرمند و منِ درونی خود. شیوه ی پرداخت توماس مان به این دغدغه ها و موضوعات، باعث خلق اثری جاودان با مفاهیم روانشناسانه ی عمیق و قدرتی تأثیرگذار در انتقال احساس و عاطفه شد. در داستان این رمان، نویسنده ای میان سال و آلمانی به خاطر علاقه اش به نوجوانی لهستانی که در ونیز ملاقات کرده، مجبور می شود تا با مشکلات عاطفی زیادی دست و پنجه نرم کند. 

«ربه کا» اثر دافنه دوموریه

«دیشب خواب دیدم که دوباره به ماندرلی رفته ام.» رمان «ربه کا»، یکی از محبوب ترین و شناخته شده ترین آثار دافنه دوموریه با این جمله ی به یاد ماندنی آغاز می شود. این کتاب، داستان قهرمانی بی نام و نشان و ماجرای آشنایی و ازدواج پر از مشکل او با ماکسیم دو وینتر را روایت می کند. شخصیت اصلی داستان به همراه شوهر جدیدش به عمارت اسرارآمیز ماندرلی می رود و به خاطر مقایسه شدن با ربه کا، همسر درگذشته ی شوهر فعلی اش، دچار بحران هویتی بزرگ می شود. این رمان دارای طیف وسیعی از عناصر گوناگون ادبی، از المان های عاشقانه گرفته تا ترسناک، است و به نظر می رسد که هر سلیقه ای را می تواند راضی کند. «ربه کا» به شکلی منحصر به فرد، داستانی سیندرلا-گونه را با واقع گرایی روانشناسانه درمی آمیزد و نقطه ی عطفی در داستان های عاشقانه ی گوتیک در قرن بیستم میلادی به حساب می آید. موضوعات جذاب و نگارش استادانه ی این رمان، آن را در زمره ی بهترین آثار دافنه دوموریه قرار می دهد.

«آهنگ عشق» اثر آندره ژید

«آهنگ عشق»، جزء آثار کلاسیک ژید به حساب می آید و با همین اثر بود که این نویسنده در سال 1947 موفق به کسب جایزه ی نوبل ادبیات شد. در داستان این کتاب، کشیشی روستایی، دختری یتیم و نابینا را به فرزندخواندگی می پذیرد، از هیچ کاری برای او دریغ نمی کند و تمایل دارد که به دخترک کمک کند تا از شر جهل و نادانی خلاص شود و بتواند به شکلی دیگر، زیبایی ها و شگفتی های دنیای پیرامونش را ببیند و درک کند. اگرچه کشیش این کارها را از روی دلسوزی انجام می دهد، اما با گذشت زمان به تدریج مهر دخترک به دلش می افتد و عاشق او می شود. این مسئله برای همسر کشیش، که جسارت رو به رویی با این حقیقت را ندارد، بسیار دردناک و آزاردهنده است. اما ماجرا وقتی پیچیده تر می گردد که دخترک، عاشق ژاک، پسر کشیش، می شود. عشقی که نه تنها مرهم درد نیست، بلکه مشکلات زیادی را نیز در خانواده ی کشیش به بار می آورد.

«پیرامون اسارت بشری» اثر ویلیام سامرست موآم

کتاب «پیرامون اسارت بشری»، شاهکار فراموش نشدنی موآم، نزدیک ترین اثر به زندگی خودِ نویسنده است. این رمان، داستان پسری یتیم به نام فیلیپ کری را روایت می کند که عاشق زندگی، عشق و ماجراجویی است. فیلیپ پس از چند ماه تحصیل در هایدلبرگ و سپری کردن دوره ای کوتاه در پاریس، در شهر لندن اقامت می گزیند تا در رشته ی پزشکی تحصیل کند. همین جاست که فیلیپ با میلدرد، پیشخدمتی حراف و پرسر و صدا اما بسیار زیبا و دلفریب، آشنا می شود و رابطه ای عجیب، آزاردهنده و حتی به گونه ای مازوخیستی با او شکل می دهد.